X
تبلیغات
کلک خیال

کلک خیال
وبلاگ گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی شهرستان دلفان
گروه ادبیات بروجرد
گروه ادبیات ناحیه 1 خرم آباد
گروه ادبيات ناحيه 2 خرم آباد
گروه ادبیات ازنا
گروه ادبیات دورود
گروه ادبيات اليگودرز 1
گروه ادبيات اليگودرز 2
گروه ادبيات فارسي الشتر
گروه ادبيات پلدختر
گروه ادبيات زاغه
گروه ادبيات ويسيان
گروه ادبیات کوهدشت
گروه ادبیات طرحان
گروه ادبیات رومشکان
گروه ادبيات سپيددشت
گروه ادبيات معمولان
گروه ادبیات استان همدان
شبكه آموزشي رشد

 

 

خودآزمايي هاي نمونه درس اول                                      ص11

1)آثار حمله ي مغول را در قلمرو ادبيات بيان كنيد.

رواج پاره اي واژه هاي مغولي در زبان و ادب فارسي، دل مردگي و بي سرانجامي و بلاتكليفي با انديشه ي ادبي فارسي قرين گشت، ذوق ها پژمرده شد و عواطف شاعران و نويسندگان از خلاقيت باز ماند.

 2)شاهرخ ميرزا در عرصه ي هنر و فرهنگ اسلامي چه نقشي داشته است؟توضيح دهيد.

شاهرخ ميرزا توانست بخش وسيعي از ممالك تيموري را از آسيب و پريشاني نجات دهد.او شهر هرات را مركز فرمانروايي خود قرار داد و با علاقه اي كه به هنر و فرهنگ اسلامي داشت،نظر هنرمندان و صاحبان ذوق از جمله خوش نويسان و نقاشان و شاعران را جلب كرد و حامي نهضت بزرگ هنري عصر خويش شد.

 3)وضع زبان و فرهنگ را در عصر حافظ شرح دهيد.

شيراز هم چنان پايتخت شعر و ادب اين عصر به شمار مي رفت.اما فرهنگ شهرهاي بزرگي مثل نيشابورو سبزوار و توس و مرو و به خصوص هرات كه مركز ذوق و هنر بود باعث شدند كه خراسان از لحاظ شعر و ادب موقعيّت پيشين خود را حفظ كند.

 4)چرا در عصر حافظ، قالب قصيده از رواج افتاد؟

چون آثار خرابي هاي مغولان تاتار به حدّي بود كه ديگر شاعران از قالب قصيده كه مهمترين قالب براي ستايش بزرگان است استفاده نمي كردند يعني شاعران انگيزه اي براي ستايش شاهان نداشتند و اگر قصيده اي هم مي گفتند در مدح اهل بيت پيامبر(ص)بود.

 5)عمده ترين موضوع ها و مضامين قصيده در عصر حافظ را بيان كنيد.

در اين دوره قصيده رو به ضعف و كسادي گذاشته بود و اگر قصيده اي سروده مي شد، بيشتر به موضوعات و مضاميني از قبيل حمد خدا ، نعت رسول اكرم(ص) ، مناقب امامان شيعه ، عرفان ، حكمت ، شكوه و شكايت ، موعظه و مسائل اجتماعي ، هجو و هزل و مقداري هم مدح شاهان و صاحب منصبان اختصاص مي يافت.

6)زبان شعر در عصر حافظ چه كيفيّتي داشت؟

زبان شعر اين دوره ، جز در سروده هاي برخي از شاعران مانند حافظ ، خواجو ، رو به سقوط و تباهي است‌. اين تباهي و كم مايگي هم در لفظ پيداست و هم در ساخت و بافت كلام . گسترش و عموميت يافتن شعر و ادب در كوچه و بازار و در ميان افراد نافرهيخته ، به اين ناپختگي دامن مي زد.

7)نام ديگر كتاب عشاق نامه چيست و اين كتاب در چه زمينه اي است؟

ده نامه – عرفاني

 8)شعر شراب بي خودي را با شور عشق از ادبيات سال اول مقايسه كنيد.

 

 

درس دوم

نكات مهم

خواجو به دليل هنر نمايي هايش در عالم شعر به نخل بند شاعران شهرت يافت/آثار خواجو شامل: ديوان _ شش مثنوي _ آثارمنثور -شش مثنوي خواجو شامل :    سام نامه _ هماي و همايون _ گل و نوروز _     روضة الانوار _ كمال نامه و گوهر نامه مي باشد. /آثار منثور خواجو شامل : رسالةاللباديه در مناظره ي ني و بوريا _ سبع المثاني در مناظره ي شمشير و قلم _ مناظره ي شمس و سحاب مي باشد./خواجو در قصيده از سنايي، در غزل از سعدي و در حماسه از فردوسي تقليد كرده است و در داستان غنايي، نظامي را سرمشق خود قرار داده است./ابن يمين شاعر شيعه مذهب عصر سربداران است.و درقريه ي فريومد،آبادي اي از ولايت جُوين خراسان، زاده شد./مضامين ابن يمين از نتايج حكمت عملي مايه مي گيرد و در قالب تشبيهات و تمثيلات بديع عرضه مي شود./غزل هاي سيف بيش تر در جواب سعدي شيرازي است./آثارمنثورعبيد شامل :  اخلاق الاشراف _ صد پند _ رساله ي دل گشا‌ _        رساله ي تعريفات مي باشد. /عبيد براي پرداختن هزليّات خود، به سعدي و سوزني نظر داشته است./قصايد سيف فرغاني بيشتر در استقبال از سخنوران ناموري چون رودكي،انوري، خاقاني،سنايي،عطار و كمال اصفهاني گفته شده است./منظومه ي موش و گربه حكايتي تمثيلي است و عبيد در آن از وضع جامعه و دو طبقه ي حاكمان و قاضيان را مورد انتقاد قرار مي دهد./چهره ي ادبي ممتاز عبيد را بايد در آثار طنزآميز او ديد.

 

خود آزمايي هاي نمونه ي درس دوم                        ص 21

 1)قصايد«خواجوي كرماني»چه موضوعات و مسائلي را در بر دارد؟

بخشي در توحيد و نعت و منقبت معصومين وبخشي در زهد و پند و پاره اي هم به انظمام بيش تر قطعاتش در بر گيرنده ي مطالب و مسائل اجتماعي و انتقادي است.

 2)غزل هاي«ابن يمين»چه مضموني دارد؟

به شيوه ي معمول شاعران،عشق و دل دادگي است.

 3)در دو بيت زيراز«ابن يمين» كدام ويژگي ستوده شده است؟

دوقرص نان اگر از گندم است اگر از جو                            دوتاي جامه اگر كهنه است اگر از نو

هزار   بار   نكوتر    به  نزد    ابن يمين                          ز  فرّ  مملكت  كي قباد  و كي خسرو

قنائت پيشگي _ بي اعتباري دنيا

4)«سيف فرغاني»از قالب قصيده به چه منظور بهره برده است؟

براي بيان انتقاد هاي كوبنده و طرح ديدگاههاي اجتماعي و اخلاقي خويش سود برده است.

 5)ذوق و هنر عبيد زاكاني در چيست و چگونه جلوه گر ميشود؟

در نكته يابي و انتقادهاي ظريف اجتماعي جلوه ميكند.

 6)منظومه ي«موش وگربه»ي عبيد ازنظرزبان وبيان چگونهاثري است.

حكايتي _ تمثيلي _ انتقادي _ سياسي .

 7)علت تندي و گزندگي زبان طنز عبيد را بيان كنيد؟

اين تندي و پررنگي واكنشي دربرابرشدّت فساد و تباهي هاي روزگار شاعر است.

 8)بيت زير به كدام ويژگي«موش و گربه»عبيد اشاره دارد؟

غرض از موش و گربه برخواندن           مدّعا    فهم    كن    پسر    جانا

رندانه و زيركانه بودن و سياسي بودن اثر را نشان ميدهد

 

درس   م  سو

 نكات مهم

خواجه شمس الدّين محمّد شيرازي كه ما او را به نام حافظ و لقب لسان الغيب    مي شناسيم، در حدود 726ه. در شيراز زاده شد.از ميان پادشاهان معاصر حافظ، شاه شيخ ابواسحاق با او به حرمت رفتار ميكرد. سرمشقان حافظ در غزل سرايي بيش ترسعدي شيرازي، كمال اصفهاني،  سلمان ساوجي و خواجوي كرماني مي باشند.يكي از ابتكارات حافظ در غزل  تلفيق غزل عاشقانه و عارفانه مي باشد.حافظ بيشترين غزل هاي خود را در مبارزه با رياكاري و عوام فريبي با لحني نيشدار و گزنده خطاب به امير رياكار مظفّري سروده و با كنايه و تمسخر او را محتسب خوانده است.

 

 

خودآزمايي هاي نمونه ي درس سوم                        ص 29

1)درباره ي تأثيرقرآن و معارف آن برذهن و زبان حافظ توضيح دهيد؟

اوازهمه ي علوم قرآني،ازقرائت وتفسيرگرفته تا كلام وفلسفه وعرفان،بهره داشت.حتّي شگرد شاعري وسبك ويژه ي بيان خود را از قرآن كريم آموخته بود و در آگاهي از زير و بم الفاظ و معاني و مفاهيم از آن الهام مي گرفت.

 2)درديوان حافظ مقصود از محتسب كيست وچرا حافظ وي رابه اين نام خوانده است؟ 

امير مبارز الدين محمّد _ به خواطر رياكاري ها و عوام فريبي هاي او با كنايه و تمسخر او را محتسب مي خواند.

3)در مورد لحن حافظ وشيوه ي مبارزه ي اوبا نابه ساماني هاي جامعه توضيح دهيد.

لحن حافظ گزنده و تلخ و توأم با نيشخند و كنايه آميز است و در آن مايه اي از خيرخواهي و اصلاح طلبي هم ديده مي شود.گويي حافظ پس از سيف فرغاني و عبيد و ابن يمين،با رندي و هوشياري و فرزانگي خويش شيوه ي تازه اي براي مبارزه با نابه ساماني ها و بداخلاقي هاي جامعه برگزيده است كه به مانند بيان شاعرانه ي او تازگي دارد.

 4)درباره ي نحوه ي نگاه ونگرش حافظ به زندگي توضيح دهيد.

جوان شيرازي وقتي به علم و ادب روي آورد،هرگز دانش خود را دست مايه ي مال اندوزي قرار نداد.حتّي پس از آن كه در پرتو موقعيّت خود مورد توجه حاكمان وفرمانروايان فارس شد و به دربار ابواسحاق اينجو و شاه شجاع مظفّري راه يافت و از عنايت ويژه ي حاجي قوام الدّين،كلانتر شيراز،برخوردار گرديد،باز ناداري و نيازمندي ازسر او دست بر نداشت.

 5)غزل هاي اجتماعي حافظ چه ويژگي هايي دارد؟

درغزل اجتماعي حافظ،فرهنگ گذشته ي ايران با همه ي كمال ايراني اسلامي خود رخ مي نمايد. گويي حافظ در تلفيق دو فرهنگ ايران و اسلام به مانند استاد و حكيم فرزانه ي توس،ابوالقاسم فردوسي،به توفيق بيش تري دست يافته است.

 6)يك غزل از حافظ و سعدي را با هم مقايسه كنيد و درباره ي سبك،  زبان و درون مايه ي آن دو گفت و گو كنيد.

 7)اشعةاللّمعات از كيست و موضوع آن چيست؟

جامي _ شرح و توضيح لمعات فخرالدين عراقي

 8)كدام اثر جامي به پيروي از گلستان سعدي نوشته شده است؟

بهارستان

 

خودآزمايي هاي نمونه ي بخش اوّل                               ص 29

 1)سبب تشتت و پراكندگي فرهنگي در زمان حكومت ايلخانان چه بود؟

سبب عمده ي آن حكومت قوم بيگانه ي تاتار و خون ريزي هاي ناشي از آن بود.

 2)پيامدهاي فتنه ي مغول را در فكر وانديشه و زندگي اجتماعي بنويسيد؟

پريشاني انديشه، سستي گرفتن بنيان هاي فلسفي،رواج خرافات و بي مسئوليتي،  دل سپاري به قضا و قدر وگسترش روح تسليم و بي توجّهي به دنيا را تا حد زيادي مي توان از پيامد هاي فتنه ي مغول دانست.

  3)علت آزادي مذاهب در عصر حافظ چه بود؟

به دلبل بي عقيدگي برخي از ايلخانان و بي تعصّبي بعضي ديگر، گروه ها توانستند مذهب و اعتقاد خود را آزادانه آشكار كنند.

 4)تقليد در شعر حافظ چگونه جلوه گر شده است؟

نخست تقليد از شيوه و سبك استادان پيشين و ديگر،جواب گويي شعرهاي مشهور پيشينيان غالباً بر همان وزن و قافيه.

 5)دو شاعرتوانا درزمينه ي طنز و انتقاد اجتماعي ازعصر حافظ را نام ببريد؟

عبيد زاكاني _ بُسحاق اطعمه

 6)حديقه ي سنايي با كدام اثر فخرالدّين عراقي هم وزن است؟

عشاق نامه

 7)موضوع كتاب لمعات عراقي چيست؟

عرفان و سيروسلوك عارفانه است.

 8)اشعةاللّمعات از كيست و در چه زمينه اي است؟

جامي _ شرح اللمعات عراقي

9)درباره ي تأثير خواجوي كرماني بر سبك حافظ توضيح دهيد؟

خواجو با حافظ دوستي و ارتباط نزديك يافت و چون به سال وتجربه ي شعري بر حافظ پيشي داشت،بر شعر و انديشه ي وي پرتو تعليم افكند.به همين سبب در ديوان خواجه بسياري از ابيات و غزل ها را مي بينيم كه به تقليد يا استقبال از خواجو سروده شده است.

 10)مناظره هاي خواجوي كرماني را نام ببريد؟

رسالة اللباديه : در مناظره ي ني و بوريا/سبع المثاني : در مناظره ي شمشير و قلم /مناظره ي شمس و سحاب

 11)موضوع قصيده هاي ابن يمين چيست؟

مدح و منقبت امامان شيعه.

 12)اين توضيح درباره ي كيست؟«شاعر و نويسنده ي طنز پرداز و شوخ طبع سده ي هشتم كه در قزوين زاده شد».

عبيد زاكاني

 13)طنزهاي عبيد زاكاني چه ويژگي هايي دارد؟

اغلب خنده آور و گاهي ركيك است.

 14)پيام دو بيت زيراز سيف فرغاني را بيان كنيد.

من ني ام شاعركه مدح كس كنم هر شاه را                   از براي  حق  نعمت  پند  دادم  اين  قَدَر

خير و شرّ كس نگفتم از هواي طبع و نفس                     مدح و ذمّ كس نكردم از براي سيم و زر

او اثير دنيا نيست و به خواطر دنيا كسي را ستايش نميكند(دوري از هواي نفس)

15)مثنوي هاي هفت اورنگ جامي را با ذكر موضوع هر يك نام ببريد.

سلسلة الذهب : در ذكر حقايق عرفاني‌‌ ؛

سلامان و ابسال : منظومه اي تمثيلي حاوي اشارات اخلاقي و عرفاني؛

تحفة الاحرار: در پند و نصيحت همراه با حكايت ها و تمثيل هاي زياد؛

سبحة الابرار: در ذكر مراحل سلوك و تربيت نفس؛

يوسف و زليخا : نظم داستان مشهور يوسف و زليخا كه مختصر آن در قرآن هم آمده است.

ليلي و مجنون : داستان معروف ليلي و مجنون كه نظامي هم آن را به نظم در آورده است.

خردنامه ي اسكندري : در ذكر موعظه و نصيحت از زبان فيلسوفان يونان.

 16)دو نمونه از بهترين نسخه هاي ديوان حافظ و شرح هاي نوشته شده بر آن را نام ببريد.

قاسم غنی    و محمد قزوینی _ شرح غلامحسين يوسفي _ شرح خليل خطيب رهبر

 

خودآزمايي هاي نمونه ي درس چهارم                               34ص

 1)دلايل رونق تاريخ نويسي را در دوران حاكميت مغول و تيمور بنويسيد.

نخست مغولان و تيموريان به ويژه شخص تيمور به تثبيت و ضبط وقايع و كشور گشايي ها و باقي نگه داشتن نام و آوازه ي خويش از اين راه بسيار علاقه مند بودند و به همين دليل ، مورّخان را حمايت و تشويق مي كردند . ديگر آن كه برخي از فرزانگان ايراني ، از بيم آن كه مبادا ارزش هاي فرهنگي و تاريخي ايرانيان دست خوش حوادث شود و از ميان برود و هم براي آن كه مظلومييت اين ملت در اوراق تاريخ به ثبت رسد ، به نگارش جريان وقايع گذشته و حال اقدام مي كردند و از شوق و رغبت ايلخانان براي ارضاي حسّ نام جويي خويش سود مي بردند .

 2)شيوه ي نويسندگي در عصر خواجه رشيدالدّين چگونه بود؟

به شيوه هاي نويسندگي دوره هاي قبل ادامه پيدا كرد.نويسندگان متكلّف از بكاربردن واژه هاي تركي كه در اثر حضور و حكومت بيگانگان در فضاي فرهنگ وتاريخ ايران رو به فزوني بود ، روي گردان نبودند. بنابراين ميزان استفاده از واژه هاي بيگانه ي تركي كه از دوره ي پيش آغاز شده بود ، افزايش  يافت البته وجود  پاره اي از واژه هاي تركي در زبان فارسي نمي توانست فارسي زبانان را با مشكل عمده اي روبرو سازد : به خصوص كه بيشتر اين واژه ها بعدها فراموش شد و از قلمرو زبان فارسي رخت بربست.

 3)درباره ي ويژگي نثر تاريخ جهان گشا توضيح دهيد.

نثر جهان گشا مصنوع و دشوار و در همان مسير كلّي نثر فارسي در سده ي هفتم هجري است و در آن لغات عربي و واژه هاي مغولي زيادي به كار نرفته است.

 4)جامع التواريخ از نظر نوع نثر چه ويژگي هايي دارد؟

 اين كتاب با نثري پخته وعالمانه نوشته شده  و اگر از پاره اي لغات تركي و مغولي كه در روزگار او و در دستگاه اداري مغولان رايج بوده است بگذريم ، نثر خواجه به سبب سادگي و استحكام آن قابل توجه و از نمونه هاي سالم نويسندگي در سده ي هشتم هجري است.

 5)تاريخ جهان گشا را از نظر نوع نثر و سبك نويسندگي با تاريخ بيهقي مقايسه كنيد.

تاريخ جهان گشا نثر فني و مصنوع دارد اما تاريخ بيهقي نثري بينابين حد فاصل نثر مرسل يا ساده دارد.

 6)موضوع تاريخ جهان گشا چيست؟

شرح ظهور چنگيزخان و احوال فتوحات او و تاريخ خوارزمشاهيان و فتح قلعه هاي اسماعيليه و حكومت جانشينان حسن صبّاح.

جامي در مثنوي هايش از نظامي تقليد مي كرد.  و هفت اورنگ خود را دقيقاً در برابر خمسه سروده است.

 آثار جامي  شامل ديوان و هفت اورنگ مي باشد.

 هفت اورنگ مثنوي هاي زير را شامل مي شود

سلسلةالذهب _ سلامان و ابسال _ تحفةالاحرار _ سبحة الابرار _ يوسف و زليخا _ ليلي و مجنون _ خرد نامه ي اسكندري.

 آثار منثور جامي شامل : بهارستان _ نفحات الانس  _ اشعّة اللّمعات   را شامل    مي شود.

  

خودآزمايي هاي نمونه ي درس پنجم                                  ص 47

 1)چه عواملي سبب مهاجرت شاعران ايراني به هند شد؟

شاعر نوازي و ادب گرايي سلاطين بابري هند با بي مهري شاهان صفوي به شعر و شاعري هم زمان شده بود .

2)در عصرصائب،قالب عمده ي شعر و موضوع آن چه بود و چه تفاوتي با گذشته داشت؟

در اين دوره، قالب عمده ي شعر از لحاظ  كميّت هم  چنان غزل است و موضوع آن سخن دل و بر خلاف عصر مولانا و حاحظ ، بار ديگر خود شاعر و تمنيّات او در مركز توجّه قرار گرفته است.

3)ويژگي هاي سبك شعر را در عصر صائب بيان كنيد.

حس آميزي – جان بخشي – استفاده از ضرب المثل و تشبيه تمثيل – استفاده از زبان و الفاظ محاوره –

توجّه به تجربيات ساده روزمره ي زندگي – رواج نوعي حكمت و استدلال عاميانه – خيال پردازي هاي غريب و بي سابقه.

4)پدر مرثيه سرايي در ادب فارسي كيست و علت شهرت او چيست؟

محتشم كاشاني –– به علت تركيب بند مشهور او در ذكر واقعه ي كربلا.

5)در بيت زير، كدام يك از ويژگي هاي شعري عصر صائب ديده مي شود؟ توضيح دهيد.

 اظهار عجز در بر ظالم روا مدار               اشك كباب موجب طغيان آتش است

 تجربيات  ساده ي  روزمره ي  زندگي  يعني همان طور كه اشك  كباب«چربي» باعث افزايش شعله ي آتش مي شود گريه ي انسان هاي مظلوم در برابر ظالمان هم باعث افزايش ظلم ظالم مي شود .

 6)مثنوي ناتمام فرهاد و شيرين را چه كسي سرود؟ اين مثنوي را چه كسي كامل كرد؟

وحشي بافقي ––  وصال شيرازي .

 

 درس ششم

نكات مهم

 آفريننده ي معنا و مضمون لقب كليم همداني مي باشد ./كليم همداني نزد شاه جهان عنوان ملك الشعرايي را يافت./كليم همداني به طالبا و كاشاني هم معروف است./كليم همداني ملقّب به خلاق المعاني ثاني ميباشد.كليم سرانجام در كشمير در سال 1061ه. در گذشت.ميرزامحمّد علي به صائب يا صائبا شهرت دارد.صائب تبريزي شهسوار ميدان خيال مي باشد.از آثار وي ميتوان به قندهار نامه –  محمود واياز اشاره كرد./شاهكار صائب غزل هاي فارسي اوست.  مي توان صائب را پهلوان شاعران سبك هندي در داخل ايران و بيدل را شهسوار سخن پارسي در قلمرو اين زبان در خارج از ايران دانست.از آثار بيدل مي توان به نكات – مراسلات – عرفات ومحيط اعظم اشاره كرد.

 

خودآزمايي هاي نمونه ي درس ششم                                   ص53

 1)چه عواملي سبب برجستگي غزل هاي كليم كاشاني و شهرت وي شده است؟

ابداع معاني و خيال هاي رنگين .

 2)دشواري شعر صائب به چه سبب است؟

به تازگي مضمون و تصاوير شاعرانه ي او مربوط مي شود .

 3)ويژگي غزل ها و ساير شعرهاي بيدل را بنويسيد.

خيال بندي و نازك  انديشه هاي  شاعرانه و به كار بردن مضمون هاي  بديع و گاهي دور از ذهن – غزل ها و مثنوي هايش رنگ عرفاني تندي دارد كه در پاره اي  موارد كمي رنگ فلسفي به خود مي گيرد .

 4)شاهكار شاعري صائب چه نوع شعري است و چه محتوايي دارد؟

شاهكار شاعري صائب غزل هاي فارسي اوست كه آميخته اي از عرفان و حكمت و معني آفريني اند .

 5)با توجه به ويژگي هاي شعري عصر صائب، بيت زير را بررسي كنيد.

جان مي رسد به لب ، منِ شيرين كلام را                        تا حرف تلخي از دهنِ يار مي كشم

استفاده از الفاظ و زبان محاوره .

 7)دو مثنوي از آثار بيدل را نام ببريد.

عرفات – محيط اعظم .

 

نبودخودازمایی نمونه بخش سوم صفحه ی 54    

 

 

خودآزمايي هاي نمونه ي درس هفتم                                ص 61

1)چه عواملي سبب بيماري و فساد سبك نويسندگي پارسي در عصر قائم مقام شد؟

عاميانه شدن نثر و درآميختن آن با الفاظ و تعبيرات تازي.

2)ويژگي هاي نثر قائم مقام را ذكر كنيد.

سادگي – صراحت بيان – ايجاز و پختگي.

 3)عواملي را كه سبب تحوّل نثر فارسي و رواج ساده نويسي پس از قائم مقام شد، بنويسيد.

 – رواج صنعت چاپ و تأسيس و گسترش روزنامه نويسي.

 – گسترش سواد خواندن و نوشتن در بين مردم.

 –رواج سفرنامه نويسي.

 – رواج و گسترش ترجمه از زبان هاي اروپايي.

 4)چند اثر عصر قائم مقام را كه سرمشق ساده نويسي بوده اند،نام ببريد.

حاجي بابا اصفهاني – مسالك المحسنين – سياحت نامه ي ابراهيم بيك.

 5)مسالك المحسنين چه نوع اثري است و موضوع آن چيست؟

يك نوع سفر نامه ي تخيّلي است.

 سفر رويايي گروهي است با تخصّص هاي گوناگون كه مأمور مي شوند  به قلّه ي دماوند صعود كنند.

 6)نويسنده ي كتاب حاجي بابا اصفهاني كيست و هدف او از نوشتن اين اثر چه بوده است؟

جيمز موريه – نويسنده ي انگليسي .

او اين كتاب را به قصد انتقاد از ايرانيان عصر قاجاري و برخي از آداب و رسوم آن زمانه نوشته است.

 7)دو درس حاكم و فرّاشان و سفر به بصره از ادبيّات سال اول (1)را از نظر نوع نثر و سبك نويسندگي با هم مقايسه كنيد.

خودازمایی  بخش چهارم ص62 

 

 

خودآزمايي هاي نمونه ي درس هشتم                                     ص68

1)پيشگامان انجمن ادبي مشتاق چه كساني بودند و در چه راهي تلاش مي كردند؟

 پيشگامان اين انجمن ميرسيّد علي مشتاق، سيد محمّد شعله و آذر بيگدلي بودند و بعد ها گروهي  ديگر از قبيل طبيب اصفهاني، ميرزا نصيراصفهاني، سيداحمد هاتف اصفهاني و عاشق اصفهاني هم  به  آنها  پيوستند . اينان كه اغلب تا اين  زمان به راه شاعران  دوره ي صائب       مي رفتند، به تدريج، از اين راه روي برتافتند و احياي سنّت هاي پيشين را كه درعصرحافظ ،

سعدي و مولوي معمول بود، وجهه ي همّت خود قرار دادند.

 2)چرا در عصر هاتف، تحوّل شگرفي در فضاي شعر فارسي پديد نيامد؟

 چون در اين دوره كار شاعران بيشتر تقليدي بود. يعني توجه به شيوه ي شاعران پيش از خود و تقليد در اين دوره عموميّت پيدا كرده بود و راه را بر هر نوع ابتكاري بسته بود.

 3)درباره ي موضوع غزل در عصر هاتف و تفاوت آن با غزل عصر حافظ و مولانا توضيح دهيد.

 موضوع غزل هم چنان عشق و هجران و فراق بود امّا به جاي آن كه مانند شاعران عصر حافظ و مولانا بر يك تجربه ي مستقيم و اصيل عارفانه و بيان عواطف اصيل متّكي باشد، بر بازگويي و تكرار و تقليد مضامين عاطفي تكيه داشت.

 4)چرا مضمون قصايد در اين دوره، بيش تر مناقب و مراثي اهل بيت است؟

 زيرا با وجود آن كه نادر براي ترك مخاصمه ميان مذاهب شيعه و سنّي بسيار كوشيد و ديگر اصراري بررسميّت بي چون و چراي تشيّع در سراسر ايران نداشت، مردم و از آن ميان شاعران و صاحب دلان، عموماً بر مذهب شيعه بودند و از ابراز عواطف ديني خود در شعر لذّت مي بردند.

 5) سيد محمّد علي مشتاق كه بود؟ شيوه ي شاعري او را توضيح دهيد.

 از طبقه ي سادات اصفهان بود و در اين شيوه ي تازه، به يك معني طريقه ي محتشم را كه در آغاز عهد صفويان تا حدي با شيوه ي پيشينيان هم مربوط مي شد باز آفريني كرد. مشتاق با بازگشت به شيوه ي قدما تا حدّ معتدلي علاقه به صنايع بديعي را هم كه در عصر صائب از ياد رفته بود، از نو برانگيخت. او در شيوه ي قدما به طرز گويندگان عراق و فارس توجّه داشت.

روي گرداني از سبك هندي و بازگشت به شيوه ي شاعران عراقي و خراساني.

 

  درس9

نكات مهم

 قصايد و غزليّات آذر بيش تر بر شيوه ي شاعران عصر سعدي و حافظ است.آذر با هاتف اصفهاني و صباحي بيدگلي همدم بوده است.آذربيگدلي به سبب دقّتي كه در شناخت و گزينش اشعار شاعرانه داشته ، به آذر ديرپسند معروف شده است.

 هاتف اصفهاني بزرگترين شاعر ترجيع بند مي باشد.شاخص ترين سخنور شيوه ي بازگشت سيّد حمد هاتف مي باشد كه با ترجيع بند موحّدانه ي خود نام و احترام سزاواري پيدا كرد.  ميرزا عبّاس در ابتدا مسكين تخلّص مي كرد امّا بعد تخلّص فروغي را براي خود برگزيد.ترجيع بند هاتف مشتمل بر پنج بند است و در همه ي آنها از عشق سخن مي رود و با لحني گرم آدميان را به گذشت وسعه ي صدر و تحمّل عقايد مخالف و سرانجام توجّه به حق به وجهي عارفانه دعوت مي شوند.

 

خود آزمايي نمونه ي  درس نهم                                       ص75

 1)آتشكده از كيست و موضوع آن چيست؟

از آذر بيگدلي – كه شرح حال مختصر و گلچيني از اشعار850 شاعر پارسي گوي در آن گرد آمده است.

 2)اخوانيات به چه نوع شعري گفته مي شود؟ در اين باره تحقيق كنيد.

به اشعاري كه در مورد دوستان سروده شده باشد مي گويند.

 3)در مورد مضمون و لحن ترجيع بند هاتف اصفهاني توضيح دهيد.

ترجيع بند هاتف كه شاهكار سخنوري اوست، شعر ممتازي است كه شاعر در سرودن آن به نمونه هاي پيشين و از آن جمله ترجيع بند سعدي و تركيب بند جمال الدّين عبدالرّزاق نظر داشته است.            و مضمون آن عشق عارفانه و دعوت به انصاف و سعه ي صدر است.

 4)هنر فروغي در چه نوع شعري جلوه گر شده است؟سرمشق وي در اين كار چه كساني بوده اند؟

هنر فروغي در غزل سرايي است و سرمشق كار او هم غزل هاي شيخ و خواجه ي شيراز است.

 

خودازمایی نمونه بخش 5ص76

 

خودآزمايي هاي نمونه ي درس دهم                               ص 84

 1)چرا در عصر صبا،توجّه علما و خواص به شعر فزوني گرفت و گرايش طبقات پايين و پيشه وران نسبت به آن كاهش يافت؟

زيرا ديگر صرف داشتن قريحه براي شعر و شاعري كافي نبود و بدون آشنايي لازم با بعضي اصول و قواعد،هيچ شاعري نمي توانست شعري بسرايد كه نزد ادب شناسان زمانه مقبول افتد.

 2)مقصود جمله ي«شعر اين دوره(عصر صبا)شعري آفاقي وعينيت گراست» را توضيح دهيد.

يعني شعر دراين دوره بيشتر محصوصات و عشق مجازي را بيان ميكرد و كمتر چاشني عرفاني داشت.

  3)شعر عصر صبا از نظر مضمون و محتوا،چگونه بود؟

از نظرمحتوا و مضمون،هنر شعر اين دوره بازآفريني مضامين و انديشه هايي است كه يك بار ديگر در عصر شكوه مكتب خراساني در ادب فارسي تجربه شده است.

 4)وضع تصوّف و شعر صوفيانه در عصر صبا چگونه بود؟

در اين دوره در كنار شعر و شاعري،تصوّف هم نسبت به دوره هاي گذشته تا حدّي رواج پيدا كرد و شعر وسيله ي نشر عقايد و تعاليم عرفا نيز قرار گرفت.

 5)سبك شعر و ويژگي شاعري«فتحعلي خان صبا»را توضيح دهيد.

طرز مديحه،شعر او گاهي سبك مسعود سعد را به خاطر مي آورد امّا لطف كلا م و روان سخن مسعود در كلام صبا ديده نمي شد.طرز صبا به ويژه در قصيده سرايي،سرمشق اكثر سخن سنجان عصر وي بوده است؛در شعراو برخي مسامحه ها و ناپختگي هاي انشايي و دستوري و پاره اي سهل انگاري ها در استعمال الفاظ و تركيبات به چشم مي خورد.

 6)موضوع كتاب عبرت نامه چيست؟اين كتاب به تقليد ازكدام اثر نوشته شده است؟

مدح فتحعلي شاه و آميخته به اندرز و هجو،  به تقليد از تحفةالعراقين خاقاني

 7)درباره ي ادبيات حماسي در عصر صبا توضيح دهيد.

شاهان قاجاري گويي از اين لحاظ هم مي خواستند چيزي از سلاطين غزنوي كم نداشته باشند. بنابراين،زمينه طوري فراهم شد كه برخي شاعران _ مانند صبا _ به حماسه روي آوردند و آثاري هم در اين مسير پديد آمد.

منظومه ي خداوند نامه ي صبا حماسه اي مذهبي و شهنشاه نامه ي او كه به وقايع عصر فتحعلي شاه و آقامحمّد خان و جنگ هاي عبّاس ميرزا با سپاه روسيه ي تزاري مي پردازد، حماسه اي تاريخي است كه به تقليد از شاهنامه و بر همان وزن در چهل هزاربيت سروده شده است . علاقه مندي به داستان ها ي  كهن و روح حماسه ي ملّي ايران در شعر قاآني در قالب واژه ها و صحنه هاي پر آب و تاب و تلميح به حوادث عصر حماسه ها بروز كرده است.

  خودآزمايي هاي نمونه درس يازدهم                               ص 92

 1)درباره ي ويژگي غزليات وقصايدنشاط اصفهاني توضيح دهيد .

غزل هاي اورنگ فلسفي وعرفاني دارد تقليدي استادانه از شيوه ي غزل سرايي حافظ است قصايداو كه دربعضي ازآن ها تركيب هاي ناماُنوس وصنعت پردازي هاي متكلفانه به چشم   مي خوردغالباً ًازسادگي بيان ولطف انديشه برخوردارند.

 2)شيوه ي زندگي وصال شيرازي چگونه بود؟

او درسايه ي استعداد ادبي وخط شيرين وآوازخوشي كه داشت به محافل انس راه يافت وبه كارشاعري روي آورد . وصال شاعري راهيچ گاه وسيله ي معيشت ونردبان ترقّي در دستگاه ديواني قرارنداد.چون انواع خط را نيكو مي نوشت، از راه كتابت قرآن روزگارمي گذراند و به رونويسي از ديوان هاي شعر و كتب ارزنده توجّهي خاص داشت.

 3)آثار يغماي جندقي به چه سبب داراي اهميّت و ارزش است؟

يغما درآثار خود_چه نظم و چه نثر_مظالم و فجايع عصر خويش را ضمن هجو و هزل هاي تند و بي پروا  بر ملا مي كند و فساد اجتماعي آن روزگار را به خوبي نشان مي دهد.

 4)در مورد شيوه ي نويسندگي و ويژگي نثر يغما ي جندقي توضيح دهيد.

وي عربي نمي دانست و از اين زبان بيزار بود. درنوشته هاي خود نيزاز بكار بردن واژه هاي تازي پرهيز مي كرد و به سره نويسي_ كه در آن زمان مطرح بود_دل بستگي نشان مي داد.

 5)درباره ي سبك شاعري و مضامين شعري ميرزا حبيب قاآني توضيح دهيد.

همواره لفظ بر معنا پيشي مي گيرد امّا او درانتخاب الفاظ استوار و سرشار و آوردن تشبيهات خيال انگيز و تعبيرات خوش آهنگ چنان قدرتي از خود نشان مي دهد كه خواننده را مجذوب ميكند و از توجّه به معنا باز ميدارد.او برخلاف پيشينيان از معاني فلسفي و عرفاني كم تر بهره برده و در شعر،سرو كارش بيشتر با طبيعت و امورحسّي است.قاآني در استفاده از قصص و روايات ملّي و استوره هاي ايراني علاقه ي ويژه اي نشان داده است.

 6)مثنوي بزم وصال از كيست و به پيروي از كدام اثر پديد آمده است؟

از وصال شيرازي _ او مثنوي بزم وصال را به شيوه ي بوستان پرداخت.

خودازمایی نونه ص92بخش6

 

 درس دوازدهم

نكات مهم

 چند ويژگي شعر دوره ي عصر بيداري عبارتند از :

از نظر كاركرد و دايره ي شمول، شعر در اين دوره عموميّت يافت و به عنوان زبان بُرنده ي نهضت در اختيار روزنامه ها و مطبوعات قرلر گرفت./جهان شناسي شاعران دوره ي بيداري با الهام از حوادث و مقتضيات زمان شكل مي گرفت.   /    از نظر ساخت فنّي – يعني زبان و موسيقي – شعر عصر بيداري دو مسير مجزا و نسبتاً متفاوت را در پيش گرفتند./تخيّل و قالب شعري در عصر بيداري بيش و كم بي تغيير باقي مانده است./تغيير و تحوّل شعر عصر بيداري تنها به قالب و تخيّل محدود نماند بلكه از نظر محتوا و درون مايه هم پا به پاي زمان پيش رفت.تغيير محتواي اشعار مهمترين تغييري بود كه در شعر عصر بيداري اتفاق افتاد.

 (نسيم شمال) لقب سيّد اشرف الدّين گيلاني مي باشد. مفهوم  آزادي در شعر عصر بيداري تقريباً به مفهوم  دموكراسي غربي  نزديك مي شود و بر روي هم به اين معناست كه مردم علاوه بر اين كه از نظر فردي حقوق و آزاديهايي دارند، از نظر اجتماعي نيز مختارند سرنوشت سياسي و اقتصادي خود و سرزمين خود را معيّن كنند.فرمان مشروطيّت در 14 جمادي الآخر (ه.ج) به امضاي مظفّر الدّين شاه رسيد .

 

 

 

خودآزمايي هاي نمونه ي درس دوازدهم                          ص100

1)در آستانه ي مشروطه چه عواملي سبب دگرگوني چهره ي فرهنگي جامعه ي ايران شد؟

رواج صنعت چاپ – رواج و گسترش روزنامه نويسي و مطرح شدن روزنامه به عنوان مهمترين رسانه اي كه اخبار و اطّلاعات را در كوتاه ترين زمان در همه جا منتشر مي كرد – تأسيس مدرسه ي دارالفنون در اثر كوشش هاي ترقي خواهانه ي امير كبير و گسترش دانش هاي نوين – ضرورت روي آوردن به دانش و فنون جديد كه تا حدودي پيامد جنگ هاي ايران و روس به فرماندهي عبّاس ميرزا در عهد فتحعلي شاه قاجار بود.

 2)چگونه انديشه ي غرب گرايي در جامعه ي ايراني زمينه ي رشد و پرورش پيدا كرد؟

بيزاري ازعوامل بازدارنده ي سنّتي كه به معناي روي گرداني ازارزش هاي اصيل وباورهاي مردمي بود.

 3)وجه مشخصه ي شعر و ادب عصر بيداري را نسبت به ادبيات كهن توضيح دهيد.

از نظر كاركرد و دايره ي شمول، شعر در اين دوره عموميّت يافت و به عنوان زبان بُرنده ي نهضت در اختيار روزنامه ها و مطبوعات قرلر گرفت.

جهان شناسي شاعران دوره ي بيداري با الهام از حوادث و مقتضيات زمان شكل مي گرفت.                   

از نظر ساخت فنّي – يعني زبان و موسيقي – شعر عصر بيداري دو مسير مجزا و نسبتاً متفاوت را در پيش گرفتند.

تخيّل و قالب شعري در عصر بيداري بيش و كم بي تغيير باقي مانده است.

تغيير و تحوّل شعر عصر بيداري تنها به قالب و تخيّل محدود نماند بلكه از نظر محتوا و درون مايه هم پا به پاي زمان پيش رفت.

 4)شعر عصر بيداري از نظر ساخت فنّي – يعني زبان و موسيقي – چه خصوصيتي دارد؟ توضيح دهيد.

گروهي مانند اديب الممالك فراهاني و محمّد تقي بهاربا آگاهي لازم كه با سنّتهاي ادبي ايران داشتند از زبان فاخر و پرصلابت گذشته كه به عروض و سنن موسيقايي شعر فارسي تكيه داشت،استفاده مي كردند و بدان سخت پاي بند بودند.گروهي ديگرمانند سيّد اشرف الدّين گيلاني ،ميرزاده ي عشقي  و عارف قزويني كه با موازين ادب گذشته انس چنداني نداشتند، زبان كوچه و بازار را بر گزيدند و با صميميّتي كه در اين طريق از خود نشان دادند، از قبول عام برخوردار شدند

 5)برجسته ترين درون مايه هاي شعر عصر بيداري را نام ببريد.

آزادي – قانون – وطن – تعليم و تربيت نوين – توجّه به علوم و فنون جديد – توجه به مردم .

 6)درباره ي مفهوم وطن در ادبيّات عصر بيداري توضيح دهيد.       

 وطن به معناي سرزميني كه مردماني داراي مشتركات قومي،زباني و فرهنگي در آن زندگي مي كنند ، مفهوم ديگري است كه از عصر بيداري وارد قلمرو ادبيّات فارسي شده است. در اشعار بهار و اديب الممالك كه از تاريخ و فرهنگ گزشته ي ايران آگاهي نسبتاً وسيعي داشتند، مايه هاي وطني فراواني ديده مي شود.

 7)درمورد مهم ترين حوزه هاي جغرافيايي شعرو ادب عصربيداري توضيح دهيد.

بعد از تهران، بازار سياسي و مطبوعاتي تبريز از شهرهاي ديگر گرم تر بود. به دليل اينكه تبريز بر سر راه اروپا قرار داشت و تازه ترين اختار و اطلاعات كه از استانبول و كشورهاي غربي مي رسيد،ابتدا در تبريز و بعد در تهران منتشر مي شد –– تبريز به دليل مجاورت با دو كشور بزرگ عثماني و روسيه ي تزاري حسّاس بود –– تبريز مقرّ وليعهد و پايتخت دوم كشور بود و همين امر موجب مي شد كه در اين شهر جنب و جوش فكري و سياسي بيشتري پديد آيد.

 

خودازمایی ص111

 

خودآزمايي نمونه ي درس چهاردهم                                    ص123

1)ويژگي عمده ي شعر و سبك شاعري نسيم شمال چيست؟ توضيح دهيد.

 گذشته از سادگي و صميميت زباني ، مضمون و محتواي آن است.

 2)درباره ي تصنيف سازي عارف و امتياز بزرگ تصنيف هاي او توضيح دهيد.

 تصنيف سازي فارسي را عارف قزويني ابداع نكرده است و پيش از او هم كساني در اين قالب شعري طبع آزمايي كرده اند اما تصنيف سازي عرصه ي هنري مسلم عارف است.  از اين جهت كه وي به اين نوع ادبي خاص جاني تازه بخشيد. او كه خود شاعر و موسيقي دان بود و صداي خوشي هم داشت، تصنيف را با مهارت و امتيازي بارز براي بيان مقاصد و مضامين ملّي به كار گرفت.          

 3)در مورد ويژگي زبان و بيان و موضوع سروده هاي ميرزاده عشقي توضيح دهيد.

 شعر عشقي از لحاظ زبان و بيان، پختگي لازم را نداشت و بيش تر به سبك روزنامه اي پسند آن روزگار بود.

 4)چرا در عصر بيداري، نيازهاي عامّه ي مردم بيشتر در شعر جلوه گر شد؟

 بريدن شعر و ادب از خواص و طبقات مرفّه و دربار و روي آوردن آن به مردم كوچه و بازار سبب شد كه در اين عصر بيش تر از هميشه نيازها و تمايلات عامه ي مردم و طبقات محروم جامعه در شعر منعكس گردد.

 5)چگونگي زندگي و مرگ فرّخي يزدي را شرح دهيد.

 فرّخي به سبب شعري كه سروده بود، از مدرسه اخراج شد . ديوان سعدي و مسعود سعد سلمان همدم جواني فرّخي بودند. فرّخي در جواني سر از حزب دموكرات يزد درآورد و حاكم يزد به سبب شعري كه در ستايش آزادي سروده بود ، لب هايش را دوخت و او را  به زندان انداخت.  سه سال پس از امضاي مشروطه به تهران رفت و روزنامه ي طوفان را منتشر كرد و با نوشتن مقالاتي آتشين و انتقادآميز در اين روزنامه به جنگ با استبداد و بي قانوني رفت. در دوره ي هفتم مجلس مردم يزد او را به وكالت برگزيدند و فرّخي جزو جناح اقليّت مجلس با هيئت حاكمه به مبارزه پرداخت. و روزنامه ي طوفان را كه تعطيل شده بود، بار ديگر منتشر كرد اما به حكم دولت توقيف شد . فرّخي به دليل تحت فشار بودن ناگزير ايران را ترك كرد و به برلين رفت. فرّخي در سال1312به تهران بازگشت و در كنار آزادي خواهان با قرارداد 1919وثوق الدوله به مخالفت بر خواست . سرانجام فرّخي در سال1318 ش با تزريق آمپول هوا در زندان به قتل رسيد.

 6)محتوا و مايه ي اصلي غزل هاي فرّخي يزدي را بنويسيد.

 محتواي غزل او نه عشق و عواطف شخصي بلكه سياست و مسائل حادّ اجتماعي است.

 

نمونه بخش7ص123

 

 خودآزمايي هاي نمونه ي درس پانزدهم                                ص131

 1)در جريان بحث  ميان كهنه و نو در دوره ي  نو گرايي ، سنّت گرايان براي پيش گيري از يك انقلاب تهاجمي بر ضد سنّت ها چگونه عمل مي كردند؟

 مي كوشيدند موضوع هاي تازه را در قالب شعر سنّتي بريزند. بدين سان، مثلاً در غزل به جاي معشوق سنّتي از مام وطن و در قصيده به جاي توصيف اسب و قاطر در وصف هواپيما و قطار سخن گفتند.

 2)عنوان سعدي نو به كدام شاعر اختصاص يافت؟ چرا؟

 ايرج ميرزا – به سبب سبك جديد و مردم پسندي كه به وجود آورد، عنوان سعدي نو را به خود اختصاص داد.

 3)نخستين نظريه پرداز شعر نو نيمايي كه بوده و در جريان پيكار كهنه و نو در دوره ي نو گرايي چه نقشي داشت؟

 تقي رفعت – او مقاله ي دنباله دار عصيان ادبي را نوشت و در چند شماره ي پياپي تجدّد منتشر كرد. سپس، بحث هاي تازه اي را در روزنامه ي تجدّد و آزاديستان، تبريز پيش كشيد و رسماً اعلام كرد كه ادبيّات گذشته ي ايران در ذهن محافظه كارا ن، همچون سدّي استوار بر سر راه تجدّد واقعي ايستاده است و ما برآنيم كه در بنيان اين سدّ رخنه كنيم.

تقي رفعت قطعه شعري سرود كه هم از لحاظ قالب و هم از نظر ديد و محتوا با شيوه ي معمول در نزد قدما تفاوت داشت و در آن قافيه بندي و تساوي مصرع ها نيز مراعات نشده بود.

 4)در دوره ي نو گرايي چه كسي نخست بار اشعاري در قالب چهارپاره سرود؟اين نوع سروده چه ويژگي هايي داشت؟

 خامنه اي نخستين بار اشعاري در قالب چهار پاره سرود كه از نظر زبان و ديد شاعرانه با اسلوب پيشينيان تفاوت داشت. قطعه ي كوتاه به وطن سروده ي خامنه اي از نظر قافيه بندي و شيوه ي بيان شايان توجّه است.

 5)سه تن از پيشگامان  شعر نو نيمايي را نام ببريد.

 تقي رفعت – جعفر خامنه اي – بانو شمس كسمايي.

 6)انجمن ادبي دانشكده در چه زماني و در كجا شكل گرفت و اساس فعاليّت آن چه بود؟

 در نيمه ي دوم سال1294ش در تهران شكل گرفت.

هدف آنها ترويج معاني جديد در لباس شعر و نثر قديم و تعيين حدود انقلاب ادبي و لزوم احترام به آثار برجسته ي پيشينيان بود.

 

خودآزمايي هاي نمونه ي درس شانزدهم                               ص142

 

1)نخستين منظومه ي نيما چه نام داشت و در چه قالبي سروده شد؟

قصّه ي رنگ پريده – مثنوي.

 2)نيما در آغاز نوجواني به چه شيوه اي شعر مي سرود؟

نيما در آغاز به سبك شاعران گذشته به ويژه سبك خراساني شعر مي سرود.

 3)در سال 1301شمسي درچند زمينه ي ادبيات معاصر(شعر، داستان كوتاه، رمان و نمايش نامه) آثار مهمّي به وجود آمد. آن ها را ذكر كنيد.

- شعر«افسانه»سروده نيما.

- مجموعه ي داستان هاي كوتاه فارسي«يكي بود،يكي نبود»اثر جمال زاده.

- رمان«تهران مخوف»اثر مشفق كاظمي.

- نمايش نامه ي«جعفرخان از فرنگ برگشته»اثر حسن مقدّم.

 4)در مورد قالب و محتواي افسانه ي نيما توضيح دهيد.

افسانه، منظومه اي بلند و موزون است كه پس از هر چهار مصراع،يك مصراع با قافيه ي آزاد آمده است. در اين شعر،دردها و تنهايي هاي شاعر كه درد و تنهايي جامعه ي او نيز هست، بازگو شده است.

5)ويژگي هاي افسانه ي نيما را بيان كنيد.

«افسانه»:نوعي تغزّل آزاد است كه درآن،سرگذشت بي دلي ها و ناكامي ها ي خود شاعر با سرنوشت جامعه و روزگار وي پيوند خورده است / در آن به واقعيّت هاي  ملموس توجّه شده، ضمن آن كه شاعر به

6)شعر ققنوس از نظر شكل و بيان و درون مايه چه خصوصيتي دارد؟

همان شكل و بيان كاملا تازه ي شعر فارسي است كه هم از قيد تساوي و قافيه ي سنّتي آزاد است و هم تخيّل و شكل ارائه ي آن با آنچه در شعر گزشته ي فارسي بود ، به كلّي تفاوت دارد.   

ققنوس شعري تمثيلي است كه مي توان آن را كنايه اي از سرگزشت خود شاعر دانست.

 7)مقصود از اين سخن كه«نيما شعر را نوعي زيستن مي دانست»چيست؟

به اعتقاد او شاعر كسي است كه چكيده ي زمان خود باشد و بتواند ارزش ها و ملاكهاي زمان را در شعر خود منعكس سازد و به اصطلاح فرزند زمان خويشتن باشد . بر اين اساس ، نيما براي شعر زمانه ي خود نوعي محتواي اجتماعي پيشنهاد مي كند .

 8)عقيده ي نيما را درباره ي وزن و قافيه در شعر بنويسيد.

شعر نيمايي دارا ي وزن است يعني او معتقد به ون است ولي از نظر قافيه او خود را ملزم به آوردن قافيه در مصراع هاي مشخص ندارد و بستگي به مطلب دارد و هر جا كه مطلب عوض شود قافيه هم عوض مي شود به همين دليل جاي قافيه مشخص نيست.

 

 خودآزمايي هاي نمونه ي درس هفدهم                                  ص155

 

1)آيا ظهور شعر نو نيمايي تزلزلي در ستون اصلي شعر سنّتي فارسي پديد آورد؟

2)دو جريان اصلي شعر سنّت گراي معاصر را از نظر محتوا، بيان كنيد.

3)تحول شعر سنّت گراي عصر نيما نسبت به عصر بيداري چگونه بود؟ علت اين تحوّل را توضيح دهيد.

4)شيوه ي تلفيقي و سبك قصايد پروين اعتصامي را شرح دهيد.

5)مضامين سروده هاي پروين اعتصامي ابتكاري است يا تقليدي؟ توضيح دهيد.

6)قطعه ي سپيدار و تبر(شاخ بي بر)را مورد بررسي قرار دهيد و درباره ي زبان و بيان و محتواي آن گفت و گو كنيد.

7)اشعار نيمايي شهريار از نظر مضمون چه ويژگي هايي دارند؟

8)چرا شهريار را شاعر شكوه روستا يا شاعر حيدربابا خوانده اند؟

 

خودآزمايي هاي نمونه ي درس هجدهم                                 ص166

1)در مورد تأثيرپذيري اميري فيروز كوهي از صائب توضيح دهيد.

2)شيوه ي شاعري و سبك شعري رهي معيري را شرح دهيد.

3)شعر متاع جواني پروين از كتاب ادبيّات سال اول را با غزل نقد جواني مقايسه كنيد.

4)مراحل شعر و شاعري حميدي شيرازي را بيان كنيد.

5)سبك شعر حميدي شيرازي را توضيح دهيد.

6)درباره ي زبان و لحن و محتواي شعر قوي زيبا  حميدي توضيح دهيد.

7)غزل از درد سخن گفتن را از كتاب ادبيّات(3)مورد بررسي قرار دهيد و در مورد خصوصيات ادبي و سبكي آن گفت و گو كنيد.

 

خودازمایی نمونه 167

 

 

خودآزمايي هاي نمونه ي درس نوزدهم                                ص172

1)پنداشت انديشه وران قرن نوزدهم نسبت به قرن آينده چه بود و چرا محقّق نشد .

قرن آينده را قرن سعادت بشر مي پنداشتند و بسيار به آن دل بسته بودند . زيرا پس از اولين دهه ي قرن بيستم،جنگ جهاني اوّل درگرفت و ثابت كرد كه انسان با سعادت حقيقي قرن ها فاصله دارد.

 2)واژه ي كليدي ادبيات قرن بيستم چيست؟

كلمه ي مدرن،جوهره و ستون فقرات هنر و ادبيّات قرن بيستم را تشكيل مي دهد.

 3)بناي مكتب سوررئاليسم بر چه چيزي استوار است؟

بر اصالت وهم و رؤيا و تداعي آزاد و صورت هاي پنهان در ضمير ناخودآگاه است.

 4)«شعر،بيان كتمان است».اين سخن«رولان بارت»،منتقد فرانسوي را شرح دهيد.

در تمامي مكتب هاي جديدهنري نوعي گريز از بيرون به درون مي توان يافت.آثار خود را به شيوه ي غيربازنمايي يا غير شيئي ارائه مي دادند.هنرمند نمي خواهد چيزي را بيان كند بلكه مي خواهد آن را پنهان كند.

  5)علت نااميدي و يأس فلسفي انسان معاصر چيست؟

انسان له شده در زير چرخ دنده هاي فنّاوري و جنگ ، مي خواهد براي ذات خويشتن  معنايي بيابد و چون نااميد مي شود، به يأس فلسفي مي رسد و دست بسته ،منتظر مرگ مي ماند.

 نكات مهم درس

 نوگرايي،چشم گيرترين ويژگي ادبيّات اين عصر محسوب مي شود.

 وهم گرايان(سوررئاليست ها)از نظريات فرويد در روان كاوي بهره مي گرفتند و خود اغلب روان پزشك بودند.

 مكتب وهم گرايي به هرنوع خواب ديدن درحالت بيداري اصالت هنري مي بخشيد.

 نقاشي مشهور زرافه ي شعله ور،از آثار سالوادور دالي يكي از بهترين چهارچوب مكتب وهم گرايي را به نمايش مي گذارد.

 «شعر،بيان كتمان است» گفته ي رولان بارت مي باشد. 

 

خودآزمايي هاي نمونه ي درس بيستم                                  ص 178

 1)توصيه ي دادائيست ها به نويسندگان چه بود؟

به نويسندگان توصيه مي كردند كه روزنامه و قيچي بردارند و كلمات را از هم جدا كنند و در كيسه بريزند و تكان دهند و بعد آنها را كنار هم بگذارند.

  2)واژه ي سوررئاليسم را نخست بار چه كسي و با چه هدفي به كار گرفت؟

نخستين بار گيوم آپولينر (1918 – 1880) براي ناميدن يكي از نمايش نامه هايش به كار برد. هدف آپولينر اين بود كه اثر خود را نوعي شعر خيالي و تفنني بي سابقه معرّفي كند.

 3)مواد مرام نامه ي سوررئاليسم را درباره ي ادبيّات به اختصار بيان كنيد.

سوررئاليسم بيان شفاهي يا كتبي عملكرد حقيقي انديشه است.

ما با ادبيات كاري نداريم.

سوررئاليسم وسيله اي است براي آزاد سازي مطلق ذهن.

ما مصمم به ايجاد يك انقلاب هستيم.

ما واژه ي  سوررئاليسم را با واژه ي  انقلاب در يك رديف قرار داده ايم تا  خصلت عيني و بي غرض انقلاب را نشان دهيم.

 

4)تفاوت دادائيسم و سوررئاليسم را بنويسيد.

دادائيست ها با هر نظامي مخالف بودند و بهترين نظام را بي نظامي مي دانستند اما سوررئاليست ها به نوعي كشف و شعود عرفاني معتقد بودند.

 5)نمادگرايان(سمبوليست ها)را در فرهنگ و ادب ايراني با چه گروهي مي توان مقايسه كرد؟

با شاعران عارف : چون نماد گرايان هم مثل عارفان براي بيان اعتقادات خود از نماد و سمبل استفاده مي كردند.

 6)در شعر« فانوس خيس »عناصر سوررئاليستي را نشان دهيد.

تخيل ستاره بودن انسان – ديوار تشنه ي روح – روييدن زمزمه هاي شب در رگ انسان .

 

خودآزمايي هاي نمونه ي درس بيست و يكم                           ص185

 1)عناصر سازنده ي دوران مدرن يا ماقبل پست مدرن را بيان كنيد.

 خرد – حقيقت – سنّت – اخلاق – تاريخ .

 2)ويژگي عمده ي آثار كامو را بنويسيد.

 آثار كامو بيان كننده ي توانايي شگرف او در همدردي با انسان از خود بيگانه است.

 3)اصول پست مدرنيسم را بيان كنيد.

 1 – انكار حقيقت و بي اعتباري سنّت و مدرنيسم.

2 – انكار واقعيّت؛ بر اساس اين مكتب،هيچ واقعيت نهاني وجود ندارد.

3 – زندگي انسان،يك وانمودگر به جاي واقعيت است؛ از اين رو غير واقعي است.

4 – پست مدرنيسم بر بي معنايي استوار است.

 4)داستان پيرمرد و دريا اثر كيست و علّت توجّه نقّادان به آن چيست؟

 ارنست همينگوي  –  زيرا در اين كتاب،پيام همينگوي اين بود كه«انسان براي شكست آفريده نشده است. او ممكن است نابود شود اما شكست نمي خورد».

 نكات مهم درس بيست و يكم

 اسوالد اشپنگلر كتاب انحطاط غرب را در خلال جنگ جهاني اول نوشته است و در آن اعلام كرد كه تمدّن غربي و ارزش هاي مسلط آن به پايان خود نزديك مي شود.

 مفهوم پُست مدرنيسم را اولين بار فدريكو دي اونيس،نويسنده ي اسپانيايي،در كتاب گزيده ي شعر خود بكار برد.

 مدرنيسم در حقيقت آن شيوه اي بود كه از سنّت فراتر مي رفت.

 خرد – حقيقت – سنّت – اخلاق و تاريخ عناصر سازنده ي پست مدرنيسم هستند.

 خورخه لوييس بورخِس آرژانتيني – مارسل پروست فرانسوي – ساموئل بِكِت انگليسي و جيمز جويس ايرلندي از نويسندگان بزرگ مكتب پست مدرنيسم هستند.

 در انتظار گودو مهمترين اثر پست مدرن بكت بود كه شهرت او را عالم گير كرد.

 ارنست همينگوي از چهره هاي درخشان رمان نويسي آمريكاست.

 وداع با اسلحه ، خورشيد هم چنان مي درخشد ، زنگ ها براي كه به صدا در مي آيند ، پيرمرد و دريا و برف هاي كليمانجارو از آثار ارنست همينگوي مي باشند.

 شهرت و اعتبار جيمز جويس بر پايه ي چهار اثر داستاني « دوبليني ها ، تصوير هنرمند در مقام يك مرد جوان ، يوليسيز و بيداري فين گان ها» او استوار است.

 تي.اس.اليوت   شاعر ، منتقد و نمايش نامه نويس انگليسي مي باشد.

 اثر مشهور تي.اس.اليوت منظومه ي بلند The Waste Land  است كه در ايران به نام هاي سرزمين بي حاصل، خراب آباد و سرزمين هرز ترجمه شده است.

 خشم و هياهو شاهكار فاكنر در رمان نويسي است.

 قهرمان اصلي رمان خشم و هياهو ابلهي به نام بنجي است كه عقلش در سه سالگي مانده است.

 فاكنر بزرگ ترين رمان نويس آمريكايي بين دو جنگ جهاني شناخته شده است.

 جيمز جويس به دليل ضعف بينايي، بيش تر از طريق صداها، حساسيت خويش را به محيط اطرافش نشان داده است.

 همينگوي در زنگ ها براي كه به صدا در مي آيند، چنين پيام ميدهد : «مرگ هر انسان جانم را مي كاهد ؛ چرا كه با تمام بشر در هم آميخته ام و بدين سان هرگز نمي پرسم كه ناقوس براي كه مي نوازد ؛ چرا كه مي دانم براي توست.

 كامو در خلال جنگ دوم جهاني به گروه مقاومت فرانسه بر ضد آلمان پيوست.

 دموكرات از نظر كامو « دموكرات كسي است كه اجازه بدهد مخالفش نظر خود را بگويد و  مي پذرد كه به آن نظر ها فكر كند».

 محاكمه – قصر و امريكا از رمان هاي عجيب و ناتمام كافكا مي باشند كه از نبوغ و توانايي كافكا حكايت مي كنند.

 از آثار هرمان هسه به ترتيب محبوبيت مي توان به دِمِيان – گرگ بيابان – گرترود – نرگس و زرين دهن – سيذارتا و بازي با مهره هاي شيشه اي اشاره كرد.

 خودآزمايي هاي نمونه ي درس بيست و دوم                          ص193

 1)چرا در ميان اعراب جاهلي هنرهايي مانند معماري،مسجد سازي و نقاشي جايگاهي نداشت؟

چون عرب زندگي كوچ نشيني داشت و با مدنيّت و شهر نشيني انس نگرفته بود.

 2)ويژگي هاي شعر جاهلي را بيان كنيد.

حسّي بودن محتوا و برخورد با طبيعت .

آزادي ، رهايي و بي قيد و بند بودن .

غرور و عزّت نفس .

مفاخره و مباهات نسبت به مكارم اجداد .

 3)مُخضرم به چه گروهي گفته مي شد؟

يعني شاعراني كه نيمي از زندگي هنري آنان در عصر جاهلي و نيمه ي ديگر در دوره ي اسلامي سپري شده است.

 4)چرا ادب دوره ي عباسي را ادب مولّد يا محدَث مي نامند؟

زيرا بيشتر شاعران و اديبان اين عصر دورگه بودند؛ يعني ، از پدر و مادري زاده شده بودند كه يكي عرب و ديگري غير عرب بود و ادبيّات زاييده ي  انديشه ي آنان آميخته اي از ادب عرب و غير عرب بود. بدين ترتيب ادب عرب در عصر عبّاسي با فنون و هدف هايي مواجه شد كه پيش از آن در ميان اعراب سابقه نداشت؛ مانند : خمريّات ، زياده روي در اوصاف شهر نشيني ، رها كردن عصبيّت عربي و جز آن .

 

5)فضاي كلي حاكم بر شعر گذشته ي عرب چگونه بود؟

شاعر عرب هنوز بر خرابه ها زاري ميكرد و در چارچوب قالب هاي آهنين شعر مي سرود.

 6)چه عواملي سبب بروز نهضت علمي و فرهنگي جديد و نوعي بازگشت ادبي در ادبيات عرب شد؟

اشغال مصر توسط ناپلئون و به دنبال آن باز شدن پاي اروپاييان به اين سرزمين و به استعمار كشيده شدن آن از سوي انگليس .

 7)كلاسيك هاي نو يا مقلدان چه كساني بودند؟

شاعران عرب كه به روش قدماي خود توجه كردند و ضمن پرداختن به انسجام شعري، خويش را از بند شعر منحط عصر عثماني آزاد ساختند.

 8)درباره ي شاعران بلاد مَهجَر و درون مايه ي شعري آنان توضيح دهيد.

شاعران بلاد مَهجَر از لبنان به آمريكاي شمالي و جنوبي مهاجرت كرده بودند. و درون مايه ي آن مسائلي چون دوري از وطن ، دردها و رنج هاي عميق زندگي و نوعي گرايش صوفيانه در شعر اينان ديده مي شود.

 9)چه عاملي سبب شد تا مسئله ي تعهد براي نخستين باردرادبيات وهنرعرب مطرح  شد.

دسته بندي هاي سياسي در مصر پس از انقلاب و مطرح كردن توده ها به عنوان قهرمانان سرنوشت ساز كشورها مسئله ي«تعهد» در ادبيات و هنر را براي اولين بار در ادب عرب مطرح ساخت .

 10)ويژگي هاي شعر امروز عرب را بنويسيد.

شعري است كه صراحت دارد، خشمگين است و مدت هاست پوسته هاي سخت محافظه كاري را تركانده و از اعماق حنجره با تمام توان فرياد ميزند : «من وجدان بيدار ملت عربم».

 11)در شعر عرب چه كسي را مي توان با نيما يوشيج مقايسه كرد؟

خانم نازك الملائكه.

 خودآزمايي هاي نمونه درس بيست و سوم                             ص199

 1)نخستين شعري كه در آن چهره ي ستم ديده ي آوارگان فلسطين به تصوير كشيده شده است، از كيست؟

كامل سليمان

 2)شعر فلسطين از1917 تا 1948 چه ويژگي هايي داشت؟

بيانگر عواطف و واكنش اعراب فلسطيني است كه در معرض ساطه جويي اسرائيل قرار گرفته اند.

موضوع اين اشعار مسائل روز است. مثل فروش زمين به يهوديان و ماهيت رهبران فلسطيني.

اين اشعار بر گسترش مبارزه عليه حكومت صهيونيست تأكيد مي ورزد.

 3)چند تن از شاعران پيشگام را كه در ايجاد شعر مقاومت نقش داشته اند، نام ببريد.

عبدالوهاب البياتي – محمد درويش – توفيق زياد .

 4)مسائل مهم شعر فلسطين را به اختصار بيان كنيد.

رويدادها – سختي ها و رنج هاي مردم فلسطين است.

 5)چرا سال 1967 را در ادبيات عرب بايد نقطه ي عطفي به شمار آورد؟

زيرا بعد از اين زمان بود كه مشكل فلسطين به شكل گسترده در آثار ادبي مونعكس شد.

 6)در اشعار پس از 1948 فلسطين چه موضوع هايي  در سطح گسترده مطرح مي شود؟   

ملّي گرايي و انسان دوستي به همراه مذهب.

خودآزمايي هاي نمونه ي درس بيست و چهارم                      ص207 

1)دو جريان اصلي دوران جديد ادبيات داستاني عرب را نام ببريد.

1 – گرايش تاريخي .                2 – گرايش اجتمائي .

 2)جرجي زيدان را معرفي كنيد و چند اثر او را نام ببريد.

از نويسندگان روشن فكر عرب است كه مي كوشد با طرح مباحث تاريخي و اجتماعي عرب الگوهاي اخلاقي را ارائه دهد و مردم را به مبارزه با فساد دعوت نمايد . او تاريخ اسلام را به شكل داستان بيان مي كند.

از آثار او :  1 – ابومسلم خراساني        2 – دوشيزه ي قريش         3 – فاجعه ي رمضان   4 – سلاح الدين عيوبي          5 – زيباي كربلا .

 3)در مورد درون مايه ي قصه هاي عرب توضيح دهيد.

بازگشت به خويشتن – ارائه ي واقعي جهان عرب – رويارويي با سنت ها – طرح مسائل آشقانه و عرفان سطحي – انعكاس زندگي مردم عادي .

 4)يكي ازنخستين نويسندگان داستان كوتاه درمصر را نام ببريد ودوضعف عمده ي آثار او را بنويسيد.

مصطفي لطفي المنفلوطي – دو نكته ي ضعف آثار او : 1 – ضعف در طرح بيان و بكارگيري زبان .        2 – ضعف فرهنگي به دليل ناآگاهي از علوم مشرق زمين .

 5)درون مايه ي بيشتر قصّه هاي منفلوطي را بيان كنيد.

غم و مشكلات مردم پايين دست جامعه.

 6)جبران خليل جبران در آثارش،چه دوره هايي  را از جهت انديشه از سر گذرانده است؟

سه دوره :   1 – چهره ي لبناني كه عليه بي عدالتي قيام مي كند .      2 –دوره ي چنين گفت : زرتشت كه با تمام توان در برابر هستي مي ايستم .      3 – مرحله ي مصطفي كه فلسفه را رها مي كند و به آرامش مي رسد .

 7)كدام رمان نويس عرب جايزه ي نوبل ادبي را دريافت كرد؟آن چه درباره ي او مي دانيد،بنويسيد.

نجيب محفوظ – او به جاي شكل توصيفي داستان ها تلاش مي كند مشكلات فكري را حل كند و جدال ميان علم – دين – واقعيت و شعار را روشن كند . آثار او منعكس كننده ي جامعه ي مصر از زمان شكوه و قدرت تا شكست اعراب است.

 8)مهم ترين تفاوت شيوه ي داستاني نجيب محفوظ و يوسف ادريس را بيان كنيد.

يوسف ادريس ذوق و انديشه ي خود را با استفاده از افكار فلسفي به كار مي برد و در برابر تنهايي و دلتنگي انسان به پا مي خيزد او سعي مي كند مفاسد اجتماعي و انساني را با خنده – اشك – اميد و آرزو بيان كند در حالي كه نجيب محفوظ به شكل توصيفي در داستان ها        مي خواهد جدال بين علم – دين و واقعيت و شعار را نمايان كند و خشونت به خرج نمي دهد.

 

پایان

 

 

 

 

 


موضوعات مرتبط: پاسخ خودآزمایی تاریخ ادبیات2
[ دوشنبه چهارم مهر 1390 ] [ 2:31 ] [ گروه زبان و ادبیات فارسی متوسطه دلفان ]

پزوهش درس چهاردهم

* مقایسه ی سبکی کلیله و دمنه با مرزبان نامه

باید گفت که کلیله و دمنه چون از عربی به فارسی ترجمه شده است با این همه باز هم تعدادی از این لغات عربی در آن به کار رفته است ولی کتاب مرزبان نامه در عین سادگی و روانی و با نثر ساده واستوار وبدون آرایه فارسی به کار رفته است .

 

پاسخ خود آزمایی های نمونه ی بخش هشتم صفحه 130

1) عیاران جوان مردانی بود  که صفات مردانگی و مردم نوازی و راست گویی را در فرهنگ ناحیه ی خود ترویج می کرده اند.

عیاران طبقه ای از طبقات اجتماعی ایران را تشکیل می دادند. این گروه از مردم عادی چابک و هوشیار تشکیل می شدند که آداب و رسوم خاصی داشتند. عیاران مردمی جنگ جو، شجاع و ضعیف نوار بودند. یعقوب لیث صفاری از همین گروه بود و به یاری عیاران، سلسله ی صفاری را تأسیس کرد. عیاران راز نگهدار، یاور درماندگان، امانت دار، وفادار به عهد و ... بودند.

2) این کتاب شامل دو بخش است: بخش اول در فن عروض و بخش دوم در علم قافیه و نقد شعر. این کتاب پر آوازه ترین و برجسته ترین کتاب است که در طول تاریخ حیات ادبی در قلمرو ادبی فارسی تألیف یافته است و تا روزگار ما هم  حاکمیت و نفوذ خود را از دست نداده است.

3) اصل کتاب به زبان طبری(گویش مازندران قدیم) نوشته شده و مرزبان بن رستم تألیف کرده است.

4) نام دیگر این کتاب مجمع النوادر و موضوع آن درباره ی دبیران، شاعران و منجمان و طبیبان  است.  وی در ابتدای هر یک از مقالات خویش، فصلی در اهمیت آن دانش آورده و آ ن گاه به ذکر حکایاتی از پیشینیان پرداخته است.

5) موضوع آن مباحثی از علم معانی و بیان و صنایع فلزی و معنوی کلام است.

6) سعدی از تمام شیوه ها و شگردهای نویسندگی فارسی استفاده کرده است که عبارتند اند از: پرداخت زیبا، فشرده  نویسی، بهره وری از شعر، تمثیل و حکایت، تنوع معنایی، رنگارنگی الفاظ، دریافت های تیزبینانه  از مسائل مهم اجتماعی و اخلاقی و سرانجام، ریختن همه ی این ها در ظرفی آراسته و پرداخته، او با این اوصاف، ترکیب تازه ای در نویسندگی فارسی پدید  آورد. از گلستان هم رایحه ی نثر مسجع خواجه عبدالله و هم نشانه های نثر آراسته و استوار ابوالمعالی به مشام و چشم می رسد. اسلوب سهل ممتنع نیز بر حسن نویسندگی او می افزاید.

7) گلستان شامل یک مقدمه و هشت باب است. باب اول: در سیرت پادشاهان، باب دوم: در اخلاق درویشان، باب سوم: در فضیلت قناعت، باب چهارم: در فواید خاموشی، باب پنجم: در عشق جوانی، باب ششم: در شعف و پیری، باب هفتم: در تأثیر تربیت و باب هشتم: در آداب  صحبت.

 

بخش نهم  عصر مولوی

در آمدی بر عصر مولوی دوره ی حماسه عرفانی

 

نکته های کوتاه

 

-  در برهه ای از تاریخ سرزمین ما حکومت فرمانروایان بیگانه کشمکش های بی مورد و مکرر حکومت ها و تاخت و تاز اقوام بی فرهنیگ چون غزان  و مغولان باعث بروز تباهی ها و بی سامانی های فرهنگی و دل مردگی مردم شده است . /-  در این زمان تنها پادزهر نیرومندی چون عرفان می توانست با ایجاد زمینه برای پایداری های معنوی بقای فرهنگ و مدنیت ایرانی را ضمانت کند . /-  شعر عرفانی با تکیه بر عواطف انسانی و پیش کشیدن اصولی مثل تسامح و مدارا محبت خدمت بلاشرط بی نیازی و آزادگی با یادآروی ارزش وجود انسان او را به سوی کمال و سرنهادن بر آستان حق دعوت می کند. /-  شعر مولوی هم لفظ نمر و دلنشین است و هم معنی برتر و اسنانی و آسمانی ./-  در شعر عصر مولوی سنایی پیشگام است و به قول مولانا چشم  و چراغ وعطار قافله سالار و خود مولانا خداوندگار قلمرو شعر و عرفان است. /-         شعر عصر مولوی را با شاهان و فروانروایان کاری نیست . /  دراین عصر قالب غزل جایگزین قصیده می شود . /-  بلند ترین و سرشارترین مثنوی های عرفانی که حاوی نغزترین داستانها و پرمغزترین تمثیل های ادب فارسی هستند دراین دوره سروده شده اند.

 

پاسخ خود آزمایی های نمونه صفحه 141

1)    سنايي در قصاید خود به زهد و حکمت و مضامین اخلاقی روی آورد و در غزل به جای مضمون های عاشقانه و معنی های برخاسته از عشق ظاهری به معانی عرفانی و الهامات ناشی از عشق واقعی به مبدأ هستی پرداخت.

2)    چون در پاره ای از قطعات، سنایی را چنان شیفته و دل باخته ی اهل بیت و فضائل ائمه ی دین می بینیم که او را شاعری شیعی و محب اهل بیت می یابیم.

3)    مثنوی حدیقه الحقیقه، دیگر آثار او عبارتند از : سیر العباد الی المعاد، طریق التحقیق، کارنامه ی بلخ، مثنوی عشق نامه، مکاتب  سنایی و دیوان اشعار.

4)    خاقانی در قصاید حکمت آموز و غزلیات عارف منشانه ی خود بر طریق سنایی رفته است و در نظم تحغه العراقین به حدیقه توجه داشته است. عطار، غزل سرای عرفانی به طرز سنایی را به کمال رسانیده و در تصنیف منطق الطیر خود به حدیقه ی سنایی نظر داشته است. مولانا در دیوان شمس از پی سنایی و عطار رفته است و مثنوی معنوی را به شیوه ی الهی نامه سنایی به نظم در آورده است. به طور کلی پس از او سرودن اشعار زهد آمیز در میان بسیاری از شاعران معمول گردید و قالب غزل گسترش و بالندگی بیشتری پیدا کرد.

5)    مولانا جلال الدین عطار  را روح سنایی را دو چشم او می دانسته که خود از پی سنایی و عطار آمده است و در واقع خود را وامدار و پیرو سنایی خوانده است:

عطار  روح بود و سنایی دو چشم او           ما از پی سنایی و عطار امدیم

6)    دوره ی حماسه های عرفانی و ادبیات تمثیلی، مثنوی های حدیقه، مخزن الاسرار منطق الطیر و مثنوی معنوی

7)    رباعی، مخصوص اندیشه های کوتاه و عمیق و تأملات فلسفی است که معمولاً در آن تکیه اصلی معنا در مصراع چهارم است.

8)  سنایی

9)  تأملات فلسفی

 

پزوهشدرس پانزدهم

* خیام ، رباعیات او، مترجمان و شارحان رباعیات او

خیام یکی از عارفان زبان فارسی بوده است که شعر را برای ترک دنیا و بیان بی ارزش و مقدار بودن آن به کار برده است و چون مضامین سیاسی و برخی مضامین تحریک برانگیز به کار برده است برخی از شارحان ومترجمان اشعار خود را نیز به او اختصاص داده اند و به همین دلیل با وجوداینکه واقعا اشعار خودش کم است ولی اشعار منتسب به او زیاد است .

 

پاسخ خود آزمایی های نمونه صفحه 151

1)    زیرا خاقانی در توصیف صبح و طلوع آفتاب دستی توانا دارد.

2)    خاقانی در نظم تحفه العراقین بر طریق سنایی رفته و به حدیقه توجه داشته است.

3)    شیوه ی خاص او بر پیچاندن معنا و آشنا و آفریدن ترکیبات و تعبیرات تازه استوار است. تشبیهات و استعارات خاقانی مثل تعبیراتش غریب است و فهم آن ها دقت و دانش افزون تری می طلبد.

4)    خیر ، هنگامی که به ری رفت از بد روزگار بیمار شد ودر همان جا هم خبر حمله غزان به خراسان به وی رسید و او را از ادامه سفر بازداشت.

علت سفر او این بود که: از خدمت در دربار شروانشاهان ملول شد و آرزوی دیدار استادان  و شاعران عراق در وجودش قوت گرفت و قصاید چندی در اشتیاق دیدار خراسان سرود و او را به این سفر واداشت.

5)    دیدن کاخ فرو پاشیده ی مداین موجب شد خاقانی قصیده ی پر درد و عبرت انگیز خود را با مطلع:

«هان، ای دل عبرت بین از دیده عبر کن، هان                    ایوان مداین را آیینه ی عبرت دان»

در وصف آن بنای تاریخی و پر  سابقه بسراید.

پس از خاقانی بحتری با قصیده المدائن این کاخ را توصیف کرده است.

شاعران دیگری کما بیش اشاره ای به عظمت این کاخ داشته و به توصیف ایوان مداین پرداختنه اند. از جمله خیام در رباعی زیر:

آن قصر که بر چرخ همی زد پهلو                              بر درگه آن شهان نهادندی رو

                                 دیدیم که بر کنگره اش فاخته ای                     بنشسته همی گفت که : کوکو! کوکو!

پس از خاقانی، قصیده ی «ایوان مداین» معروف شد و بعدها چند تن از شاعران، مانند جسین دانش (1286-1362 ه.ق) شاعر فاضل ایرانی و مترجم رباعیات حکیم عمر خیام به ترکی، آن را تسدیس کردند. (به نقل از گزیده ی اشعار خاقانی به کوشش دکتر سجادی)

6)این مسئله را باید ناشی از نوعی واخوردگی و حقارت که متأثر از سرگذشت کودکی و جوانی اوست، دانست همچنین غرور ذاتی و طبع بلند او عامل دیگری است.

مضافاً او مردی نازک دل و زود رنج بوده است که چون از چیزی یا کسی بر آشفته می شود، نمی تواند خشم آتشین خود را فرو بخورد و با خودداری و شکیبایی آبی بر آتش طبع خود فرو ریزد. لذا دیوان مشکل و شعر دشوار و دیریاب خاقانی در واقع چیزی جز بازتاب اندیشه و زندگی پر فراز و فرود او نیست.

7)نظامی نه تنها برای خود سبک و روشی جداگانه دارد، بلکه تأثیر شیوه ی او بر شعر فارسی تیز انکار ناپذیر است. وی با گشودن این مسیر و هم چنین توجه به مضمون های اخلاقی و اندرزی تکیه گاه تازه ای برای شعر فارسی ایجاد کرد و نشان داد که می تواند چیزهای دیگری غیر از مدیحه و توصیف و غزل را وارد شعر کند. او به شاعران پس از خود نشان داد که می توان شاعر بزرگی بود اما به دربارها و زورمندان تکیه نداشت.

8)امیر خسرو دهلوی، خواجوی کرمانی، جامی، مکتبی شیرازی، وحشی بافقی، فیضی دکنی، کاتبی ترشیزی، عرفی و غیره ... موفقیت بیشتر، از امیر خسرو دهلوی بوده است اما جامی را هم در سرایش هفت اورنگ نباید از نظر داشت.

9)بیشتر از فردوسی تأثیر گرفته است و رد پای مقابله با سنایی در شعر او دیده می شود.

 

پزوهشدرس شانزدهم

* ارزش وجایگاه آثار نظامی گنجوی

نظامی گنجوی از بزرگترین شاعران زبان فارس یاست و او به دلیل اینکه در قصیده سرایی شاعر نامداری است و کتابهای گرانسگی چون خسرو شیرین را به شعر به نگارش آورده است باعث شده است ارزش و جایگاه خوبی به دست آورد و این کتابها نیز به وسیله آیندگان بسیار مورد تتبع قرار گرفته است .

 

پاسخ خود آزمایی های نمونه صفحه 163

1)    موضوع آن اندیشه های عارفانه و فیلسوفانه و قالب آن رباعی است.

2)    بدون شک، عطار  از شاعران بزرگ و معتدل زبان فارسی است که خود به درجه والایی از کمال و معرفت دست یافته است. او آن چه را که سنایی در آغاز کار از سرمایه های عرفانی به عرصه شعر فارسی وارد کرد، با والایی و برجستگی خاصی به کمال نسبی خود نزدیک کرده است و اگر بگوییم حتی برای مولانا جلال الدین راه رسیدن به اوچج عارفانه ای را که مثنوی و غزلیات شمس می بینیم هموار کرده است، سخنی به گزاف نگفته ایم.

3)    پدر مولانا هنگامی که به بلخ مهاجرت می کند در سر راه خود به شهر نیشابور وارد می شود. او در این شهر با عطار نیشابوری ملاقات می کند در این زمان مولانا نوجوانی سیزده ساله است. عطار کتاب اسرار  نامه ی خود را به او هدیه می کند و به پدرش می گوید :« زود باشد که این پسر تو آتش در سوختگان عالم زند».

4)  منطق الطیر، الهی نامه، مختارنامه، تذکره الاولیا.

5)    آشنایی و ملاقات با شمس تبریزی، که یک باره سرنوشت و درس و عظ و مریدان و شاگردان جلال الدین را دگرگون کرد.

6)  چنان که خود گفته است به سه دوره می توان تقسیم کرد:

حاصل عمرم سه سخن بیش نیست              خام بدم، پخته شدم، سوختم

1-    مرحله ی خامی: از کودکی تا دوره ی جوانی   2-    مرحله ی پختگی: از جوانی تا دیدار شمس و تا مرگ صلاح الدین

3-   مرحله فنا شدن و سوختن: انقلاب روحی تا پایان عمر

7)   مثنوی معنوی

8)    مولوی خوش نام ترین و مردمی ترین شاعر زمانه ی خویش و حتی سراسر ادبیات فارسی است. او خداوندگار شعر و ادب فارسی است، کسی که عشق و عرفان را در اوج قله ی ادب نشاند: مولوی  یکی از ارکان اصلی فرهنگ و ادب ایرانی است.

9)    شعر جوششی برخاسته از جذبه ها و کشش های عمیق  درونتی شعر است. که از اعماق وجود او بر می خیزد و بر لب او جاری می شود و حاصل یک نوع بی خودی و جوشش عشق است. اما شعر کوششی و پیوندی از دل بر نمی خیزد و حاصل جذبه و عشق نیست. شاعر می کوشد الفاظ را در قالب وزن ها و قافیه های دلخواه بریزد و سپس به رفع اشکالان آن بپردازد و ...

شعر مولوی جوششی است، که بر ذهن و زبان او جاری می شده است و مریدان او می نوشته اند.

 

پاسخ خود آزمایی های نمونه صفحه 164

1)    تحفقه العراقین است که شاید بتوان آن را کهن ترین و مهم ترین سفرنامه ی منظوم حج در زبان فارسی دانست. تأثیر حدیقه ی سنایی در آن پیداست.

2)    به طور کلی تفاوت شعر او با شاعران پی.ش از وی عبارتست از:

1- معانی پیچیده 2- ترکیبات و تعبیرات تازه 3- تشبیهات و استعارات غریب و ..

3)    مادرش از نژاد ترسایان  بود و این امر باعث شد که اصطلاحان ترسایی وارد شعر او شود. حبسیه هایی که سروده نشان از زندانی هایی است که دچار آن شده و مرثیه هایی که در فراق فرزند فرزند سروده نشان از داغ هایی است که بر جگر داشته است.

4)    نظامی شیفته ی زر و زور نبود، پاکدامن بود که قناعت و گوشه نشینی را به جای تمایلات دنیوی انتخاب کرد. شاعری بوده که لفظ را به زشتی نیالوده است. بزرگ بود و بزرگ ماند.

5)    بنا بر روایاتی غیر موثق در حمله ی خانمان سوز مغول به شهادت رسید.

6)    سبک بیان عطار در این منظومه تمثیلی است و از نوع ادب تعلیمی شمرده می شود.

7)    سبک بیان عطار در این کتاب ساده و روان است. جمله های کوتاه و ایجاز از ویژگی های نثر این اثر است.

8)    مجموعه ی نامه هایی است که مولانا به این این و آن نوشته است.

9)    پیرو مرشد، راهنمای کسانی است که راه طلب حق و حقیقت قدم بر می دارند که بی همرهی او نمی توان به مقصد رسید:

ترک این مرحله بی همرهی خضر مکن         ظلمات است بترس از خطر گمراهی (حالفاظ)

جایگاه او در ادب عرفانی بسیار والا و ارزشمند و اطاعت از او مبذول بوده است.

10)   خود مولانا فرموده است:

عطار روح بود و سنایی دو چشم او                        ما از پی سنایی و عطار آمدیم

عطار برای مولانا که خود را وام دار و دنباله ی سنایی و عطار می دانست راه رسیدن به اوج عارفانه ای را که در مثنوی و غزلیات شورانگیز شمس می بینیم، هموار کرده است.

 

 

پزوهشدرس هفدهم

* مولوی و شمس

به طور کلی باید گفت که مولوی شاعر بزرگ و عارف نام دار ایرانی تاثیر زیادی از شمس تبریزی در شعر خویش گرفته است و انگیزه بسیاری از اشعار او شمس بوده است. جایی که می گوید یار مرا غار مرا عشق جگر خوار مرا یار تویی غارتویی خواجه نگه دار مرا نیز با باید کلی این مضمون وتاثیر رابطه اش با شمس در گویش و تراوش شعر نظر دارد .

 

بخش دهم                   عصر سعدی

در آمدی بر عصر سعدی در اوج واعتدال

 

نکته های مهم

 

-  عصر سعید عصر فروپاشی قدرتها حتی قدرت معنوی خلافت بغداد نیز هست./-  در این دوره گسترش زبان فارسی در بیرون مرزهای جغرافیایی ایران به اوج خود رسید. /-  عصر سعدی  روزگار کسایی نسبی بازار قصیده و رونق بازار واعتبار غزل است. /-  با رسمیت یافتن ثبت نام یا تخلص شاعر در غزل شاعران هویت شعری خود را در غزل یافتند . /-  درشعر عصرسعدی قصیده از رونق می افتد اما نمی میرد و مسیر تازه ای می یابد. /-  در شعر این عصر از خشکی زبان شعر آغازین خراسان و تکلف ها و واژه پردازی ها تازی مآبانه عصر انوری خبری نیست . /-  خود عصر سعدی در خدمت تجربیات زندگی و دستاوردهای اخلاقی و عاطفی آن روزگار قرار دارد . /-  بخشی از خرد عصر سعدی مصروف شناخت جامعه و محیط بیرون وبخش دیگر هم متوجه درون آدمی و بازشناسی ابعاد احساس و عاطفه شاعر می شود. /-  غزلیات این دوره نغز و پر احساس است وغزلهای ناب را در کلیات سعدی می یابیم . /-  بوستان بهترین جلوه گاه خرد و انسان خردمند عصر سعدی دراوج است ./-         در شعر و ادب این دوره سعدی در اوج عظمت و اعتدال است .

 

       پاسخ خود آزمایی های نمونه صفحه 177

 

1)    چون او با خلق شگرف و پر تأثیر مثل گلستان در عرصه نثر فارسی نیز هم چون شعر، بی رقیب مانده است. خود او چنین می گوید: «سخن ملکی است سعدی را مسلم»

2)    بنا بر مشهور باید از نام سعدبن ابی بکر، اتابک سلغری زمان خود گرفته باشد. برخی از محققان اخیراً ابراز کرده اند  به علت انتساب اجدادش به قبیله ی بنی سعد این نام در واقع نام خانوادگی او بوده است.

3)    رموز عاشقی و معیارهای زیبا پسنداتنه در فضایی سرشار از عاطفه و احساس

4)   نظام الدین اولیا عارف پر آوازه ی دهلی

5)    کتاب مثنور، اعجاز خسرو دیوان اشعار، مثنوی خضر خان و دولرانی، خمسه ی او که به تقلید پنج گنح نظامی سروده است، عبارتند از: 1- مطلع الانوار 2- شیرین و خسرو3- مجنون و لیلی 4- آیینه ی اسکندری 5- هشت بهشت. میزان ابتکار او در داستان ها از حد همان نام هایی که برای کتاب هایش برگزیده فراتر نمی رود.

6)    نام آوران این سبک عبارتند از: سعدی، حالفاظ، مولانا، نظامی، خاقانی، عطار نیشابوری و ...

در باره ی ویژگی سبک عراقی به بخش«در آمدی بر عصر انوری» نگاه کنید

 

 

پاسخ خود آزمایی های نمونه ی بخش دهم صفحه 178

1)    دو حادثه ی مهم تاریخی: 1- جنگ های صلیبی میان مسیحیان و مسلمانان در آسیای صغیر 2- یورش تاتار:  در این دوره علاوه بر فارس مراکز علمی و فرهنگی دیگری چون قونیه و دهلی در بیرون مرزهای جغرافیایی قبلی پیدا شد.

2)    نشانه ی وسعت اندیشه و جامع نگری و اعتدال او است که همهی جنبه های هنری، فنی و جهان مضونی، فکری، اجتماعی و عاطفی و عقلی را مد نظر داشته است.

3)    نویسندگان بسیاری گلستان  سعدی را سرلوحه کار خود قرار دادند، از جمله: جامی، قاآنی، قائم مقام فراهانی، مجد خوافی و ...

4)     نظامی

5)    امیر خسرو و طوطی زبان آور هند است که نقش ارزنده و سازنده ای در معرفی زبان و فرهنگ ایرانی در شبه قاره داشته است. همچنین حجم آثارش در رواج و تبلیغ و فرهنگ ایرانی موثر بوده است.

 

پزوهشدرس هیجدهم

* ارزش و جایگاه سعدی و آثار وی در ادب فارسی و تحلیل آثارش

بزرگترین شاعر زبان فارسی در قرن هفتم هجری قمری شیخ اجل سعدی شیرازی بوده است . این شاعر بزرگ توانایی شگرفی در نثر و نظم فارسی داشته است و او با توانایی های خاصی توانسته است دو کتاب بوستان و گلستان را به نظم و نثر در آورد که ازجایگاه ادبی بسیار مهمی در شعر فارسی برخوردارند .

 

 

پاسخ خود آزمایی های نمونه صفحه 183

1)    از ملت های مصر، کلده، آشور، بابل و ایران وام گرفتند.

2)    بوطیقا(فن شعر)

3)   ایلیاد و اودیسه هومر

4)    تیری به پاشنه ی پایش که رویین نبوده، اصابت می کند و او را می کشد.

5)    هر دو از «هومر» است که ظاهراً ده قرن پیش از میلاد مسح می زیسته است.

6)  نمایش نامه نویسی

7)    جنگ یوانان با ترواست و آن چنین است که پاریس، فرزند پریام، پادشاه تروا، اسپارت می رود و منلائوس، پادشاه آن سرزمین او را به گرمی در خانه ی خود می پذیرد. پاریس با همسر منلائوس می گریزد. پادشاه برای انتقام جویی از یونانیان کمک می طلبد و جنگ ده ساله ای به پا می شود.

8)    با توجه به پختگی و قدرتی که در منظومه های ایلیاد و ادویسه مشاهده می شود .

9)    انه اید : سروده ی ویرژیل                 بهشت گم شده اثر جا ن میلتون

رامایانا و مابهاراتا: سروده ی صدها شاعر بی نام و نشان

الحماسه : سرودی بحتری

اومانیسم همان جنبش فرهنگ دوستان استکه بازگشتی به دوره ادبیات یونان باستان است .

با اسفندیار زیرا هر دو رویین تن بودند با یان اوصاف که آشیل از ناحیه پاشنه ی پا آسیب پذیر بود و اسفندیار از نا حیه چشم .

 

درس بیستم ادبیات اروپا و مکتب های ادبی

پاسخ خود آزمایی های نمونه صفحه 188

1-رنسانس(احیاء‌تجدید ) در حقیقت نوعی بازگشت به دوران ادب و هنر گذشته است که در ربع آخر قرن چهاردهم شروع شد و تا سال 1959 میلادی ادامه داشت .

2-فلورانس

3-چهره ی لائوار معشوقه ی پتراک در آثارش تصویر زنی فاضل فرهیخته و والامقام است و برخلاف نظر اهل کلیسا در آن روزگار شیطان مجسم وعامل گناه نیست .

4-ابهام هنری به آثار او حالتی خردگرایانه می دهد و او بادقت و ظرافت هم چو کالبدشناس اندامها و اجزاء‌را ترسیم می کند و نشان دهنده ی تاکید هنرمند بر آزادی و جایگاه انساندر تفکر او مانیستی است .

5-لبخندی رازناک و ابهام آلود که در حقیقت حالتی گذراو دواینچی این حال زودگذر را به ابدیت پیوندزده است .

6-انقلاب صنعتی

7-رساله الغفران

8-دکامرون مجموعهای ازداستانهای کوتاه است که نویسنده ی آن بوکاچیو از جامعه ی روزگار خود انتقاد می کند.

9-شک در مسایل اجتماعی و مقابله با اندیشه های کلیسا

 

درس بیستم و یکم :‌کلاسی سیسم

پاسخ خود آزمایی  های نمونه  صفحه  195

1- می توان این مکتب را مکتب سنت گرایی در ادبیات و هنر به ویژه تقلید از نویسندگان باستان دانست .

2- آغاز قرن هفدهم

3- بوالو

4- تقلید از طبیعت اصل عقل نزاکت ا دبی آموزندگی و خوشایندی

5- گفته ی نیکولا بوالو ادبیت و منتقد فرانسوی به اصل تقلید از طبیعت اشاره دارد.

6- از نظر این مکتب اثر ادبی باید از لحاظ اخلاقی و تاریخی آن چه را که با عرف و عادت عمومی موافق باشد مطرح کند بنابراین اصل هماهنگی با روحیات مخاطبان هنر در این مکتب اصلی بنیادین است .

7- لویی چهاردهم این پادشاه یک هدف داشت وآن عظمت فرانسه و عزت شاه بود . او به چیزی کم تر از کمال قانع نبود . بلند پروازی او در ساختن کاخ و رسای تجربه ی تازه ای در خلق زیبایی بود.

8- بوالو فرانسوی با فن شعر مولیر فرانسوی با نمایشنامه ی خسیس جان میلتون انگلیسی با بهشت گمشده راسین فرانسوی با استر

9- راسین با این تراژدی ها : 1- استر 2- اسکندر کبیر 3- مهردارد 4- بایزید.

 

 

پزوهشدرس بیست و یکم

* کلاسی سیسم و ویژگی های آن

باید گفت که کلاسیسم  وواقع گرایی از نظر این مکتب اثر ادبی باید از لحاظ اخلاقی و تاریخی آن چه را که با عرف و عادت عمومی موافق باشد مطرح کند بنابراین اصل هماهنگی با روحیات مخاطبان هنر در این مکتب اصلی بنیادین است.

 

درس بیست و دوم :‌عصر روشنگری و رومانتی سیستم

پاسخ خود آزمایی های نمونه صفحه 201

1-   ژان ژاک روسو ولتر

2-    اعتقادداشتند بشر ذاتا به نیکی گرایش دارد و چنین استدلال می کردند که عواطف آدمی همانند خرد او قابل اعتماد است .

3-    در ایجاد فضای روشنفکری و آگاهی مردم نقش مهمی بازی کرد و با پیروزی این اثر در حقیقت فلسفه و تفکر پیروز شدند در زمینه ی انقلاب مردمی را فراهم آورد .

4-    کلاسیک ها ایده آل هسند یعنی در هنر فقط خوبی و زیبایی را می خواهند در حالی که رمانتیک ها می کوشند افزون بر زیبایی ها زشتی ها و بدی ها را هم نشان دهند . نکته ی دیگر این استکه کلاسیک ها عقل را اساس شعر می دانند و رمانتیک ها بیش تر پای بند احساس و خیال پردازی اند.

5-    مکتب آزادی  بدین معنی که هنر هر بخش از زندگی را که خواست  می تواند آزادانه به تصویر بکشد.

6-    الف- هنر مند هر بخش از زندگی را که خواست می تواند آزادانه به تصویر بکشد

ب- هنر مند رمانتیک که از قید و بند اشرفی کلاسی سیسم آزاد شده است می تواند من وجودی خود را در هنر مستقر سازد.

ج- رمانتی سیسم مکتب دل است ودل باید بدون قید و بند سخن بگوید.

د- رمانتیک ها با انوعی حالت عارفانه به زندگی می نگرند .

7- ویلهلم شلگل و برادرش فردیک شلگل

8- 1-تصویر آزادانه از زندگی جوانی خود .

2-من وجودی خود را به تصویر کشیده است .

3-رگه های عرفان در قطعه دیده می شود و.....

9- گوته

 

درس بیست و چهارم :‌ دو نمونه از آثار رئالیست ها

پاسخ خود آزمایی های نمونه صفحه 213

1-    در مرحله ی معین از تکامل فکری بشر به وجود آمد یعنی زمانی که انسانها به شناخت ماهیت و جهت تکاملی اجتماعی نیاز مبرمی داشتند و آن هنگامی بود که مردمی سرچشمه ی اعمال وافکار انسان ها را علت های مادی می دانستند .

2-    این گروه نقاش نام خود را از دهکده ی باربیزون در شمال فرانسه گرفته بودند . پیروان این مکتب در کار پرداختن مناظر طبیعت سنت های نقاشی کلاسیک و ایتالیایی را که مرسوم آن زمان بود . منسوخ می شمردند و خواهان مشاهده ی مستقیم طبیعت بودند .

3-    آدم واقع گرا به بیلچه می گوید: بیلچه اما طعبیت گرا می گوید: کج بیلها کهنه ی لعنتی :

طبیعت گرایی حالی از انگشت نهادن بر پلیدی ها و زشتی هایی است که بی محابا و به دقت توصیف آنها  می پردازند و در هر چیز جنبه ی ناگوار آن را می بینند اما واقع گرا چیزها را همانگونه که هست می بیند و توصیف می کند. 

4-    بیشتر با کارهای بالزاک شروع می شود تعهد به باز آفرینی دقیق و کامل و صادقانه اما ساده ی محیط اجتماعی و جهان معاصر از ویژگی های آن است .

5-    تاکید بر روی کار که کار عنصری خلاق است و باعث شکوفایی انسان و جامعه می گردد.

6-    بله زیرا مکتبی امیدوار و خوش بین است ومعمولا قهرمانان داستان از محیط خویش جلوترند و برای رسیدن به اجتماعی تازه تلاش می کردند .

7-    در این سبک همه چیز عادی است اما یک عنصر جادویی وغیر طبیعی در آنها وجود دارد . مبتکر آن کابریل گارسیا مارکز نویسنده ی معاصر آمریکای لاتین با نوشتن رمان صد سال تنهایی.

8-    (مطالعه داستان و دریافت عناصر واقعی به عهده ی دانش آموزان واگذارمی شود.)

گفتنی است آثار فریت ادگو نویسنده و شاعر معاصر ترکیه ترجمان احساس زندگی روشن فکران ترکیه است که دستخوش نوسان های سیاسی و مناسبات اقتصادی کشور خویش اند . با توجه به مکتب ادبی او افراد داستان او مردمیاند عادی اند .

9-   به عهده ی دانش آموزان

گفتنی است اوکتاویوپاز در آثار اصالت رادر دهقانان و کارگران مزارع می دهد . پدر این نویسنده ی مکزیکی وکیل دعاوی زاپاتا انقلابی معروف بود.

10-وی رمان نویس فرانسوی و پیشوای ناتورالیست ها بود. اعتقاد داشت واقع گرایی علمی یا طبیعت گرایی فرمول کاربرد علم جدید در ادبیات است .

 

درس بیست و پنجم :‌طبیعت گرایی (ناتورالیسم)

پاسخ خود آزمایی های نمونه صفحه  228

1- رئالیست نگاهی مثبت و سازنده به جامعه دارد و طبیعت را آن گونه که هست تصویر می کند اما ناتورالیسم جامعه بشری را به گونه ای یاس آور توصیف می کند و بر جنبه های زیشت و پلید طبیعت و انسان توجه خاصی می گردد.

2- به معنایی به کار می رفت که ماده گرایی و لذت جویی وهر گونه دین گریزی را در بر می گرفت و تا قرن ها معنی اصلی آن همین بود.

3- نقاشی بود که می کوشید تا شکل های موجود در طبیعت را به طور دقیق تقلید و نقاشی کند .

4- نام امیل زولارا چون سبک خاص داستانهای اوست که تقریبا جوهره ی طبیعت گرایی است .

5- انقلاب صنعتی که موجب توسعه ی گسترده ای در عرصه ی اقتصادی شد. سکه ای بود که آن روی آن فقر سیاه و دردناک و بردگی انسانها بود . این تضادها در آثار طبیعت گرایان نقش ا ساسی داشت. تلاش برای کسب ثروت و قدرت از طریق توسعه ی کار مضمون صریح بسیار از رمان ها از جمله پول اثر امیل زولاست .

ناتورالیست ها با پرداختن به مسایل طبقات زحمت کش با انقلاب صنعتی  وپیامدهای آن پیوند مستقیمی دارند .

6- گروه ادبیمدان ضد رمانتیک بودند و اعضای این گروه کتابی به نام شب های مدان منتشر کردند .

امیل زولا و گی دو موپاسان افراد شاخص این گروه بودند .

7-    ترزراکن اثر میل زولا

8- ناتورالیست ها زبان محاروه را نخست در رمان وسپس در تئاتر وارد کردند . آنها در نقل گفت و گوها همان جملات تعبیراتی را به کار می بردند که افراد استعمال می کنند .

9- چون ناتورالیسم ها از لحاظ موضوع چه در رمان و چه در نمایش نامه همواره تصویر گر طبقات زحمت کش اند به همین سبب آن را شعر تهی دستان گفته اند .

10-    آنان مانند نیچه فیلسوف معروف آلمانی انسان را ضمیر نمی دیدند بلکه او را یک نظام عصبی و قابل تشریح علمی می دانستند. در حقیقت رمان ها و آثار پیروان این سبک آزمایشگاه تشریح مزاج افراد جامعه بود .

11-    او رمان نویس توانای آمریکایی است . برخی او را واقع گرا می دانند اما در واقع  رمان های او بازتاب نومیدی نویسنده و هم نمایانگر روح مبارز اوست . اشتاین یک استاد ابیدات کارگری بود و زندگی قربانیان بدبخت و تیره روز را با چیره دستی کامل و با بیانی ساده و رش ترسیم می کرد . در سال 1962 جایزه ی ادبی نوبل به اشتایل بک اعطا شد . رمان معروف او خوشه های خشم نام دارد .

12-                      به عهده دانش آموزان

13-    نماد تظاهر به تجمل گرایی و یا فقره سیاه و دردناک قشری از جامعه

14-                      طبقه ی زحمت کش و محروم جامعه

15-    چون نا تورالیست ها با افشای واقعیت های تلخ زندگی ریاکاری ها نابسامانی ها وبیدادگری های پنهان وآشکار جامعه پرداختند و هنر را در خدمت مردم و زندگی در آوردند .

 

درس بیست و ششم : نماد گرایی (سمبولیسم)

پاسخ خود آزمایی صفحه 237

1- در نظر بودلر دنیا جنگلی است مالامال از علایم واشارات حقیقت از چشم مردم عادی پنهان است و تنها شاعر با قدرت ادراکی که دارد به وسیله ی تفسیر و این علایم می تواند آن را احساس کند.

2-    شارل بودلر

3- سمبولیسم هنر بیان افکار و عواطف نه از راه شرح مستقیم نه به وسیله ی تشبیه آشکار آن افکار وعواطف به تصویر های عینی ملموس بلکه از طریق اشاره به چگونگی آنها واستفاده از نمادهایی بدون توضیح برای ایجاد آن عواطف وافکار به ویژه در حوزه ی شعر

4-    ادبیات عرفانی به ویژه در حوزه ی شعر

5- تصویر ها با همه ی  تفاوت هایی که دارند دارای نقطه ی مشترکی اند که با استفاده از آن شعر را می توان تفسیر و حتی معنا کرد .

6- توجه به فلسفه ی بدبینی او باعث می شد که هنرمندان سمبولیسم هیچ چیزی را مناسب تر از د کور ها مه آلود و مبهمی که تمام خطوط تند و قاطع زندگی در میان آن ها محو می شود ندانند.

7- شاعر سمبولیست در محیط الهام آمیز پیرامون خود و در میان رویاهایشان تسلیم مالیخولیای خود می شد قصر های کهنه و متروک و شهرک های خراب و سوسوی نور چراغ در شب ظلمانی و تکان خوردن اشباح روی پرده . به عبارت دیگر حالت اندوه بار و ماتم زای طبیعت و مناظر و حوادثی که مایه ی یاس و عذاب ونگرانی و ترس انسان می شوند سلطنت سکوت را فرا یاد می آورند .

8- شعر را زا قید های وزن و قافیه سنتی رها کردند و شکل شعر منثور را که به کار گرفتند .

9- گلهای بد بو: از بوردلر فصلی دردوزخ: از ژان آرتومبر بعد از ظهر یک فون: از استفاده ملارمه سوسک طلایی : از ادگار آلن پو.

10-                      به عهده ی دانش آموزان

11-                      نماد روح یاس زده و حالت اندوه بار و ماتم زا

12-                      به عهده دانش آموز

13-    قصد دارد به فراسوی واقعیت رخنه کند و جهانی آرمانی را بجوید.

 

 

 

پایان

 


موضوعات مرتبط: پاسخ خودآزمایی تاریخ ادبیات1 از درس14تا پایان
[ یکشنبه سوم مهر 1390 ] [ 2:50 ] [ گروه زبان و ادبیات فارسی متوسطه دلفان ]

 

درس اول

 خط وزبان درایران پیش ازاسلام

 

  نکته های مهم :

 -         تاریخ ادبیات فارسی تاریخ زبان وخط فارسی هم هست ./   بشر درآغاز نوشتن نمی دانست /ومقصود خود راتنها با گفتار ادا می کرد ./ تاریخ پیدایی خط به درستی معلوم نیست ./  خط تصویری نخستین نوشتار های انسان بوده است ./  خط تصویر پس از تکامل وگذشتن از مرحله ی علامت نویسی (معنی نگاری ) به مرحله ی الفبایی قدم گذاست ./  ایرانیان دردوره ی پادشاهی مادها علامت های میخی بابلی راقتباس کردند /ومانند فینیقی ها از آن الفبایی مستقل به نام خط میخی ترتیب دادند./-  تمام سنگ نوشته های باز مانده از عصر هخامنشی به خط میخی است ./  خط اوستایی دراصل از خطوط سامی گرفته شده است ./  دربخش (یشت ها )از کتاب اوستا اخبار تاریخی وبعضی داستان ها وروایات  بیشتری از بخش های دیگر است./  قسمت عمده ای ادبیات پارسی میانه به خط پهلوی نوشته شده است ./  زبان ایران پیش از اسلام مادر وریشه ی زبان امروز ایران است ./   زبان ایران پیش از اسلام پارسی (فارسی )نامیده می شود ./ یکی از منابع عمده ی شاهنامه ی فردوسی شاهنامه منثور ابومنصور عبدالرزاق توسی است ./  درزمینه ی ادبیات داستانی وجد کتاب های  مانند هزار افسانه یا داستان های مربوط به خسرو وشیرین وهفت پیکر گذشته ی ادبی پر باری رانشان می دهد ./ برخی منشا کتاب هزار ویک شب راکتاب  هزار افسانه است ./ داستان های مربوط به خسرو  وشیرین  وهفت پیکر به دوره های از اسلام باز می گردد./ زبان پارسی ازشاخه های اصلی زبان های هند اروپایی است ./  منظور از فارسی نو فارسی تحول یافته ی آغاز دوره ی  اسلام است ./  فارسی دری همان فارسی نو است .

 

پاسخ های خود آزمایی  نمونه        صفحه 15

1- الف :  بسیار ساده وابتدای بوده است .    ب:   به طرزی از ظرافت تصویر

 چیزها رامی کشیدند ومقصود خود را به دیگران می فهمانند.

2- الفبا برای اولین بار درمیان فنیقی ها درحدود سه هزار سال قبل از میلاد رواج پیدا کرد.

 3- منظورافراد هستند که مهم ترین ویژگی های ادبی یک مقطع رامی توان درآثار آنها پیدا کرد .

4- زیرا گاهی شاعری که ازنظر دردوره ای زندگی می کند ازلحاظ ادبی وفکر ی دردوره ی پس یاپیش ازخود قرار می گیرد .

 5- چون این افراد سنت گذاران وشاخه های ادبی عصر خود هستند و ویژگی های آثار پیش از آنها به نحوی مستقل وروب هکمال درآثار شان پیداست ومی توان انها را فرزندان واقعی زمانه ی خودشان دانست . افرادی که قادرند دست به خلق آثار

وطرح اندیشه های بزنند که به نحو بارزی تحت تاثیر کارها وافکار آنها قرار گیرد.

 6- ازپنج کتاب به این نام: یسنا- یشت ها ویسپرد وندیداد خرده اوستا

 7-خدای نامه مهم ترین نوشته های است به پارسی میانه ی که اواخر عهد ساسانی پدید آمد ودرنخستین سده های اسلام چند بار به عربی ترجمه شده خدای نامه سرمشقی برای تاریخ نویسی دردوره ی بعد است .

 

 

پژوهش های درس اول

*سیر تحول خط و زبان فارسی

خط و زبان فارسی به مرور در سیر تحول تاریخ ایران زمین تحول یافته است و رو به کمال وپیشرفت رفته است و با گذشت زمان شاعران و نویسندان پیدا شده اند که توانسته که اوج کمال و ترقی از زبان ارزشمند را به ارمغان آورندکه از بین آنان
می توان سعدی و حافظ را نام برد.

 

بخش اول                  عصر پیش از رودکی

 

درآمد برعصر پیش از رودکی ...(ازسال 21 تا 250 هـ ق )

 

نکته های مهم :

 

-درسال 21هجری قمری سپاه تازه نفس و فداکاراسلام عظیم ساسانی را از درون متلاشی شده بود درجنگ مهمی درحدود نهاوندکه عرب هاآن را (فتح الفتوح ) نامیدند یزدگرد سوم آخرین امپراتورساسانی رابه زانو درآوردند واو رابه داخل فلات ایران عقب راندند./- حکومت های ساسانی به علت های : الف) نابه سامانی های اقتصادی واجتماعی ب) فاصله گرفتن زمامداران از عامه ی مردم ازدرون متلاشی شده بود ./-بعد ازاین سال نزدیک به دویست سال ایران ازداشتن حکومت مستقل ملی محروم  

بود ./ درطول این دو قرن بدون حکومت مستقل فعالیت های زیر ادامه داشت :الف)جنگ وگریز برخی ازایرانیان مخالف مانند: القنع - به آفرید بابک وکوشش ابومسلم خراسانی دربرانداختن حکومت بنی امیه .    ب) تلاش های ایرانیان دانش دوست درفرا گرفتن زبان عربی وانتقال میراث فرهنگی گذشته ایران به دامن اسلام از طریق ترجمه ی متوی پهلوی به عربی. بعد ازاین دو قرن ابتدا امرای طاهری وبعد ازآن ها سامانیان درشرق وشمال شرقی ایران حکومت های نسبتاً مستقلی تشکیل دادند .

 

پاسخ خود آزمایی های نمونه      صفحه 26  

1-

- الف) راه یافتن ایرانیان  به دستگاه حکومت به ویژه درعصر عباسی وبه دست گرفتن قدرت وامکانات دولتی       ب) روآوردن ایرانیان به مباحثات مذهبی  دردوره ی  اسلامی وتوجه به دانش  های  آن روزگار به سبب آشنا بودن به بحث وتحقیق پیرامون فضایل دینی .            ج) ترجمه علوم مختلف فرهنگ ایران به زبان عربی وانتقال روحیه ی  علمی مناسب با آن به فرهنگ اسلامی  

2-   با تمسک به آیه شریفه ی (وجعلنا کم شعوبا لتعارفواان اکرمکم عندا اتقیکم ) موضوع برابری عرب وعجم رامطرح کردند وتنها عامل امتیاز بخش را(تقوا ) دانستند.

 3- فارسی نو وگویش دری دنباله ی پهلوی ساسانی است ودرآن عناصری از اشکانی  هم دیده می شود این گویش ابتدا درمشرق ایران رایج بود اما دردوره ی بعد از اسلام پس از آن که حکومت های مستقل ونیمه مستقل ایرانیدرخراسان وماوراء النهر پیدا

شدند رسمیت یافت ودرامور اداری وبرای نوشتن آثار ادبی به کار گرفته شد. کلمه ی (دری )به معنای (درباری ) ومنسوب به (در)(دربار ) است.

 ۴-- کتب (الا بنیه عن حقایق الادویه ) است که درزمینه ی پزشکی وبه خط اسدی توسی نوشته شده است .

 

 

5- خیر زیرا درایبن باره اقوال گوناگونی نقل شده است واشعاری هم که به عنوان نخستین شعرهای پارسی درتذکره ها نقل شده  غالباً یک دست نیست اولین نمونه هایی هم که تذکره نویسان عنوان کرده اند چنان پخته وفصیح است که پذیرفتن آن ها بعنوان

 نخستین اشعار فارسی دری آسان نیست (مانند اشعار حنظله ی بادغیسی ) اما به قول مولف تاریخ سیستان مبنی برنخستین شاعر پارسی گوی یعنی محمد بن وصیف سیستانی اعتماد بیشتری می توان کرد.

 

پژوهش درس دوم

* نقش ایرانیان در توسعه ی فرهنگ اسلامی به طور کلی باید گفت که ایرانیان در پیشرفت و توسعه فرهنگ اسلامی ایرانی تاثیر بسیار زیادی داشتند .این فرهنگ در مناطقی از ایران رشد و رونق بسیار زیادی یافته بود مثلا در شیراز و اصفهان و مناطق زیادی از ایران مانند تبریز و ... .ایرانیان توانسته نقش بسیار مهمی در توسعه فرهنگ اسلامی ایرانی ایفا کنند.

* وزن شعر فارسی وزن شعر فارسی یکی از غنی ترین وزنهای شعری دنیا می باشد. ابعاد مختلفی از اوزان شعر فارسی که گویای غنای بسیار خوب زبان شعری فارسی است که دست شاعران را برای سرودن شعر فارسی بسیار باز گذاشته است و در دوران های مختلف سبب رشد و رونق شعر فارسی شده است .

 

پاسخ خود آزمایی نمونه ی بخش اول          صفحه   26 

 

۱-  ایجاد روحیه ی  مقابله بابرتری جویی تازیان واعتماد به اصل و برادری مسلمانان و پدید آمدن قیام های مردمی علیه ظلم وفشارهای بنی امیه ایرانیان منصف ودانش دوست حساب تازیان وبنی امیه متعصب را از اسلام واقعی جدا کردند واز اسلام راستین باآغوش باز استقبال نمودند وآثار بسیاری دربرتری ایرانیان مانند شاهنامه پدید آمد ودر تحکیم مبانی فرهنگ ایرانی وایجاد دولت ملی سهم عمده داشتند. 

2- مبنای وزن درشعر پیش ازاسلام وحتی قرن های اولیه اسلامی با آنچه ما به عنوان (شعر عروضی ) می شناسیم متفاوت بوده است . ایرانیان شعر عروضی رادر ظاهر از شعر عربی تقلید کرده اند هرچند درزبان های ایرانی پیش از اسلام وحتی دراوستا هم شعر موزون از قرن ها قبل ازآن وجود داشته است که تعداد هجاهای مصراع ها تقریبا یکسان بوده است .

 3- تاریخ سیستان

-4ازآن جایی که زبان قرآن بود زبان ولغات عربی دربین ایرانیان ودرزبان فارسی  نفوذ یافت وخط عربی برای نوشتن زبان فارسی پذیرفته شد استفاده ازاین خط زبان وفرهنگ توده های مردم ایران رابا دیانت مقدس اسلام نزدیک کرد.

 

 

بخش دوم :    عصر رودکی

 

درآمدي برعصر رودكي يادره تغزل وخرد آزمايي 

 

نکته های مهم:

 -  عصر رودکی از رودکی از نظر سیاسی وتاریخ هم زمان است بادوره ی  اوج واعتلاي حكومت ساماني درماوراء النهر وخراسان كه بيش از صد سال دوام داشته است ./-  در زمان سامانيان ، بخارا عمده ترين مركز فرهنگي به شمار مي آيد. /         بعضي ازاميران ساماني ،خود صاحب فضل وادب بودند./ علاوه بربخارا ،سمرقند ،مرو ،توس ،نيشابورهم از مراكز فضل ودانش وادب به شمار مي رفت./ درعصر ساماني شعر دري به تمام ويژگي هاي زبانيس ومضموني خود باظهور شاعران بزرگي چون رودكي ، شهيد بلخي روبه گسترش نهاد./ حمايت شاهان ساماني ازشعر وشاعري سبب ظهور عده ي زيادي از شاعران

خويش قريحه وپر مايه شد./  رودكي (پدرشعرفارسي ) (آدم الشعرا) دراين دوره ي ظهوركرد وشيوه ي اوسرمشق شاعران بعدي قرار گرفت ./ طرز شاعري اين دوره برسادگي الفاظ وآساني معني استواراست./  موضوعات شعري ،گذشته از وصف ، بيشتر ستايش بود واندرز ومعاني تغزّلي واحساس وكمي هم مزاح./  قالب هاي شعر اين دوره ، قصيده وقطعه واندكي هم رباعي بود ./ محور شعري شاعران اين دوره خرد بود وتكيه بردانش وفضيلت.

درس سوم 

 

پاسخ خود آزمايي هاي نمونه      صفحه 36

 1-    علاوه برلطف طبع ،اشعار او غالباً فكر وفلسفه نيزتوام شده است . سادگي الفاظ وآساني معني كه از ويژگي هاي عمده ي شعر شهيد بلخي وشاعران اين دوره بوده است . 

2-محمدبن زكرياي رازي ،طبيب وفيلسوف

 

3-اين مطلب نشانه ي ديوان عظيم  رودكي است كه گفته اند صد دفتر شعر بوده است اماّ بيش ازحدود هزار بيت برجاي نمايده است . 

4-    غزل درلغت به معني عشق بازي است ودراصطلاح عبارت است از ابياتتي چند بريك وزن وقافيه ، مشتمل برمضاميني بلند ودلنشين ودر تصوير احوال عاشق وجمال معشوق وشرح رنج فراق وشوق وصال وغيره ،اماّ تعزّل به معني وصف محبوب وغزل سرايي درباره ياوست كه بعضي از شاعران درقصايد خود ،پيش ازشروع به موضوع اصلي مقدمه اي دلكش ولطيف مي آورند.

تشابه درمضمون است اما تفاوت دراين است كه غزل خود يك غالب شعري است امّا تعزّل مقدمه ي غزلگونه ي قصيده است .

5- عنصري بر رودكي رشك مي برد، غزل را «رودكي وار» نيكو مي دانست واعتراف مي كرد كه غزل او رودكي وار نيست.

 ناصر خسرو رودكي را شاعر «تيره چشم روشن بين»گفته است. 

كسايي مروزي وي را «پدر شاعر فارسي»و«سلطان شاعران جهان » لقب داده است .واين همه به علت شور وشادي وزهدواندرزهاي اوست .

6- مثنوي كليله ودمنه ومنظومه ي سندبادنامه كه از آن ها جز ابياتي پراكنده در دست نيست.

 

پژوهش درس سوم

* تاثیر رودکی بر شعر فارسی

رودکی را پدر شعرفارسی نامیده اند به دلیل استواری و استحکامی که اشعار این شاعر بزرگ دارد و توانسته است اسلوب های دقیق شعر فارسی را در سروده های خود به کار گیرد و سرمشق خوبی برای آیندگان شود.

 

پاسخ خود آزمايي نمونه صفحه 41

1)   ابوشكور بلخي

2)    موضوعات شعري، گذشته از وصف بيش تر ستايش بوده است و معاني تعزلي و احساسي و كمي هم مزاح

3)    چون مذهب شيعه دوازده امامي داشته است و هم زمان با فردوسي به عنوان  نخستين شاعر دل بسته ي اهل بيت، درفش جانبداري و ستايش خاندان پيامبر را بر دوش كشيده است:

مدحت كن و بستاي كسي را كه پيمبر                     بستود و ثنا كرد و بدو داد همه كار

آن كيست بدين حال كه بوده است و كه باشد            جز شير خداوند جهان حيدر كرار

 

4) كسايي مروزي

 

 

 

پژوهش درس چهارم

جایگاه حماسه ملی در ایران

در ایران زمین همواره سینه ی مردم پر از اسطوره ها و داستانهای پهلوانی پیشنیان و اجدادشان بوده است و در همه سختی ها و مصائب روزگار یاد رشادتها و دلاوری های پهلوانان اسطوره ای مونس دل مردم بوده است. در این میان نمود عینی این مطلب را در پیدایش و تکمیل شاهنامه های ایرانی به خصوص شاهنامه فردوسی می یابیم که منبع اصلی آن محفوظات سینه های پرشور مردم برای شاعر کتاب فردوسی بزرگ بوده است .

 

 

خود آزمايي هاي نمونه ي بخش دوم صفحه 41

 1)    رودكي سمرقندي

 2)    الف) سادگي لفظ و آساتي معني      ب) توجه به بيروت و واقعيت حيات    ج) طرح مفاهيم ذهني در قلمرو تعاليم كلي اخلاقي در حد صميمانه و علمي

 3)    منسوب به ابوسليك گرگاني، شاعرذ معاصر عمر بن ليث.

4) خير، زيرا از اشعار او آنچه در دست است به ويژه در توصيفات دقيق و  رنگارنگش، بر نمي آيد كه همه ي عمر را در كوري و تاريكي هاي دنياي روشن دلان، گذارنده باشد.

5)    ابوالحسن كسايي مروزي

6(  ابوالحسن شهيد بلخي

 

 

بخش سوم                    عصر فردوسی

 

درآمدی بر عصر فردوسی دوره ی حماسی ملی و خرد آزمایی

 

نکته های کوتاه

 

-    عصر فردوسی را حماسه ملی وخرد آزمایی نام نهاده اند . /-  آغاز عصرفردوسی از نظر تاریخی هم زمان است با اوج حاکمیت سامانیان/ دوره ی فردوسی . عصر اندیشه استقلال ملی ایران است . /-  دراین دوره امرای سامانی می کوشند با تشویق بزرگان علم و ادب ترکیب تازهای از هویت فرهنگی را که باز یافتن اندیشه ایرانی در چهار چوب فرهنگ اسلامی است ترویج کنند./-  در آغاز این دوره هنوز بیشتر دانشمندان ایرانی به ضرورت آثار خود را به عربی می نوشتند تا بتوانند در سرتاسر دنیای اسلام خوانندگان بیشتری پیدا کنند./-  تا آنجا که به قلمرو و کار سامانیان مربوط می شد بیشتر نویسندگان فارسی زبان به نوشتن زبان فارسی تشویق می شدند . / نثر هم در عصر سامانیان مانند نظم رو به ترقی گذاشت . /  تکیه ی اصلی جریان شعری در این دوره بر حمایت از فرهنگ قومی واعتبار بخشیدن به زبان فارسی است ./-  می توان کار دقیقی و فردوسی را در کنار ادبیات ستایشی و وابسته به دربار وقت در زمره ی ادبیات مردمی به شمار آورد .

 

 

پاسخ خود آزمايي نمونه صفحه 49

 

1)    خوا ص گياهان و داروها(علم داروشناسي)

 2) خير، بعلمي اطلاعات ديگر درباره ي تاريخ ايران بر آن افزود و با حذف  مطالب.ي از اصل تاريخ طبري، در واقع آن را به صورت تأليفي مستقل در آورد.

 3) نخستين كتاب نثر فارسي است كه به عنوان اثري مستقل عرضه شد و چون به دستور و سرمايه ي ابومنصور محمد بن عبدالرزاق توسي فراهم شد، به شاهنامه ي ابومنصوري شهرت يافت و تاريخ گذشته ي ايران به شمار  مي آمده است. اصل

كتاب از بين رفته است و تنها مقدمه ي آن در حدود 15 صفحه باقي است.

 4) حدودالعالم من المشرق الي المغرب نام دارد، مولف آن معلوم نيست.

 5) زيرا خردورزي و دست يابي به انديشه هاي حكيمانه در آثار اين دوره بسيار متجلي است.

 6) ترجمه ي تفسير طبري كه به نثر فارسي در زمان سامانيان فراهم آمده است.

7)         دقيقي توسي، فردوسي توسي، اسدي توسي

 

 

 پاسخ خودآزمايي هاي نمونه صفحه 62

  

1) ابومنصور دقيقي توسي نخستين كسي است كه پس از مسعودي مروزي، به اين مهم همت گماشت.

2) به امر نوح منصور ساماني مأموريت يافت تا شاهنامه ي منثور ابومنصوري را به نظم در آورد ولي چون به دست غلام خود كشته شد ، كارش نا تمام ماند.

 3)    گشتاسب نامه

 4) روحيه ي حماسي، جوان مردي و مردانگي، دليري و خودورزي دقيقي را به نظم داستان هاي ملي ايران وا داشت و در موقع پيشواي فردوسي در اين كار بود و بر او تأثير گذار. او با سرودن هزار بيت از شاهنامه، زمينه را براي فردوسي آماده كرد.

 

5) دهقانان طبقه اي صاحب مقام و داراي املاك و اموال بودند و زندگي راحتي داشتند  و روايات تاريخي و سرگذشت پيشينيان خود را بهتر از هر گروهي مي دانستند و آن را سينه به سينه به نسل هاي بعد از خود انتقال مي دادند.

6)    الف) شاهنامه اثري ايراني بود و محمود ترك نژاد  ب) فردوسي شيعه مذهب بود و محمود سني و متعصب ج) فردوسي وزير ايران دوست عصر غزنوي- ابوالعباس اسفرايني- را مدح گفته و. شايد به تشويق او بود كه كتاب خود را بر محمود عرضه كرد، اما هنگام حضور فردوسي در غزنين و درگاه محمود اين وزير بر كنار شده و مورد غضب سلطان بود.  د) در شاهنامه از محمود چنتدان ستايش به عمل نيامده بود و بيشتر سرشار از ستايش پهلوانان و شاهان گذشته ي ايران بودئ.

 

7) 1- محتويات عبرت انگيز و حكمت آموز و آزادگي و آزاد انديشي   2- ايمان پاك و اخلاص و صميميت و علاقه ي مخلصانه ي فردوسي  به نظم شاهنامه كه علل عمده ي توفيق شاهنامه در ميان مردم است.

 

8) ملاحظات نغزي است كه در ضمن با پايان داستان ها و جنگ هاي بزرگ اظهار
مي دارد.

 9) 1- انتخاب هوشمندانه قالب مثنوي و بحر متقارب براي به نظم كشيدن داستان هاي شاهنامه كه مناسب ترين قالب و وزن است.2- چيره دستي در تشبيه وتوصيف صحنه هاي گوناگون به ويژه ميدان هاي رزم ولحظه هاي پر تپش كارزار.    3- استواری واستحكام ابيات   4- اشاره به حكايت هاي ، ضرب المثل ها ومعاني ديني واخلاقي وآميختن مفاهيم اخلاقي واسلامي با معتقدات پهلوانان     5- گنجينه هاي پر بهاي واژ ههاي فارسي (‌درسراسر شاهنامه تنها حدود هشتصد لغت عربي به كاررفته است.)    6-زبان فخيم وآراسته

 

10)     خير ، بامطالعه شاهنامه از مراسم اجتماعي ، ازتمدن ومظاهر مدنيّت واخلاق ايرانيان ومذهب ايشان وبحث هاي فلسفي وديني آنان مطلع مي شويم همچنين انديشه هاي اخلاقي واجتماعي درخلال داستان هاي  بازگو مي شود .

 11)    ارادت خالصانه فردوسي به خاندان پيامبر (ص) وتعظيم تشيع

12)    زيرا توس خاستگاه حماسه اي ملّي ايران واستمرار دهنده ي فرهنگ وقوميت  ايراني از اولويّت خاصي برخورداراست .

 13)    1200لغت فارسي . چون قديم تين كتاب لغت موجود واولين لغت نامه ي مدوّن فارسي است از اهميت خاصي برخورداراست.

14)    مناظره دراصطلاح به شعري گفته مي شود كه درآن دو طرف سخن ( درانسان يا حيوان ياشي يادو مفهوم )‌هر يك خواّص وامتيازات خود را برشمرند و سعي كنند خود را برتر از ديگري بدانند . مبدع مناظره اسدي توسي است . در شعر عصرما مناظره هاي پروين اعتصامي چشم گير است .

 15)    چون شعراسدي ، استوار ولطيف والفاظ وتعبيرات او اصيل وكهن است وتحولاتي كه زبان فارسي براثر مهاجرت به سرزمين هاي عراق عجم درروزگار او پيدا كرده ،‌ هنوز به شعر اوراه پيدا نكرده است .

 

 

 

پژوهشدرس ششم

*اسطوره  و تاریخ ، شباهت ها و تفاوت ها

مبنای پیدایش اسطوره های مردم عامی همواره ریشه در تاریخ واقعی مملکت و عقایدشان دارد . شخصیت های دلاور و یکه تاز فرهنگ یک ملت به مرور به عنوان الگو اسوه ای برای جوانان و نوجوانان توسط مادر ها و پدر بزرگ ها و مادر بزرگها برای کودکان و نوجوانان سینه به سینه نقل می شوند و این خود باعث می شود که کم کم در دل تاریخ این شخصیت ها تبدیل به اسطوره های خواستنی و دوست داشتنی هر ملت شوند . به طور کلی باید گفت که شباهت بین اسطوره وتاریخ در سایه های تاریک گذشته محو شده است و تفاوت زیادی بین خیال  و واقع به وجود آمده است ولی ریشه و بنای اسطوره را همان تاریخ می دانند.

* حماسه های غیر ایرانی

به طور کلی باید گفت که با توجه به پژوهش های انجام شده در اسطوره ها و حماسه های ملل مختلف مانند یونان و اروپا به این نتیجه می رسیم که حماسه های ایرانی از استحکام و گیرایی بسیار بیشتری برخوردارند و پهلوان و حماسه ساز ایرانی هرگز مانند یک پهلوان اسطوره ای یونان عمل نمی کند . او خدایی را می پرستد که یگانه و صادق و راستگو و عالم بر احوال همه است . در حا لیکه خدای نه بلکه خدایان به تعداد زیاد در الگوهای اسطوره ای غیر ایرانی وجود دارند و دروغ می گویند و برای نجات خود از مهلکه ها حتی به اعمال پست دست می زنند مثلا پهلوان دلاور یونانی در لباس یک زن برای نجات خویش پنهان شده و می گریزد چیزی که در خون پهلوان ایرانی نیست.

 

پاسخ خود آزمايي هاي نمونه ي بخش سوم :     صفحه 63

 

1) سادگي الفاظ وآساني معني ، استحكام قالب ومعني ، تنوع اوزان وقالب ها ،‌گونه گوني مضامين ومايه ها وخيال هاي شعري، پايه گذاري سنت داستان پردازي ،‌ منظومه سرايي اخلاقي ونظم حماسه هاي ملّي .

2) الف= دوره ي اساطيري : ازآغازتمدن بشري وظهور كشاورزي ،‌بافتن ، ساختن ، تا داستان ضحاك وقيام كاوه و فريدون .

      ب= دوره ي پهلوي : پيدا شدن سام وزال ورستم وعصر كيكاووس وكيخسرو                                                                                           وجنگ هاي دراز ايران و توران ووجود شخصيت رستم .

ج=دوره تاريخي : روي كارآمدن بهمن وحوادث عصر اسكندر وپادشاهي اشكاني وساساني .

3) آزادي ، آزادانديشي ، ستايش دادپيشگي وتاكيد بردادگري.

4) تشبيه ، توصيف ، اغراق

5) عشق به حقيقت ، برتري يافتن خبر دربرابر شر ،‌بهروزي قوم ايراني ودرنهايت ،همه  انسان هاي حق طلب است.

6)غلبه ي روح ايران دوستي واحساس نياز به هويتي مستقل ودرواقع چون اين دوره عصر انديشه ي استقلال ملي ايران بوده است .

7)حسّ ديني وعلاقه به مياني اسلام.

8)شعراين عصر، منادي صلح وآرامش ورفاه وشادي است . از خصوصيات بارز آن نزديكي به طبيعت،‌آميختگي با موسيقي، داشتن رنگ ملي وايراني دربرگيرنده ي مايه ي حكمي واخلاقي وفقدان مايه هاي عرفاني وآسماني است .

9)(اين پرسش پژوهشي است به عهده دانش آموزان واگذارمي شود .)

حماسه ي مردم روم باستان :‌اِنه ائيد:‌ سروده ويرژيل

حماسه ي مردم هند :‌(ادبيات ) سانسكريت ) مهابهارات ورامايانا : سروده ی صدها شاعربي نام ونشان درزمان هاي مختلف .

حماسه ي مردم يونان باستان : ايلياد واٌ ديسه ، اثر هومر

ادبيات عرب :‌الحماسه ، نام دوكتاب ازشاعر بزرگ عرب ، ابوتمام وبحتري است .

ادبيات فارسي :‌شاهنامه ي فردوسي و....

 

 

بخش چهارم                  عصر عنصری

در آمدی بر عصر عنصری یا دوره ی ستایشگری و جای گزینی تاریخ به جای حماسه

 

نكته هاي مهم:

 

-باقدرت يافتن غزنويان ،پايتخت ادب فارسي از بخارا به غزنه انتقال يافت/- حلقه ي شاعران وادب دوستان منتسب به دستگاه غزنوي درهمه دوره هاي تاريخ ادبي، زبانزداست ./- از ميان شاعران دربار آن كه معمولاً شعري برترومهارتي تمام تر داشت ، (امير الشعرا ) يا (‌ملك الشعرا )‌پيدا مي كرد ./- شاعران ديگر پس ازتاييد ملك الشعرا مي توانستندشعر خودشان درموقع مناسب به سمع سلطان برسانند ./- مشهور ترين ملك الشعرا دربار غزنه ، عنصري بلخي بود ./ - زبان شعر اين دوره از دوره استواري واستحكامي ويژه برخوردار است درصد لغات عربي درآن  روبه فزوني است./- تنو ع معاني ومضامين شعري اين دوره ازعصر سامانيان كم تراست ودرعوض ، زبان وبيان شعر پخته و متكامل ترمي نمايد.

 


پاسخ خود آزمايي هاي نمونه   :                      صحفه 75

 

1)    عنصري 

2)    فرخي سيستاني

3)    قصه ي وامق وعذرا،‌شادبهر ، عين الحيات ، سرخ بت وخنگ بت

4)    مديح وتوصيف

5) قالب مسمطّ عبارت است از چندين بند وهر بند مركب از چهار تا هشت مصراع هموزن وهم قافيه كه آخرين مصرع درهر بند بامصرع هاي آخر بندهاي ديگر قافيه اي يكسان دارد منوچهري دراين نو ع شعر استاد وسر آمد بوده است.

----------8                     ----------8

----------8                     ----------8

----------8

----------S

----------ª                     ----------ª

----------ª                     ----------ª

----------8

----------S

 

6- بیشترین مسائلی که منوچهری در زندگی با آنها سرو کار داشته است . مانند توصیف طبیعت و گل وگیاه و پرندگان خوش آواز که در واقع تصویر خاطرات ایامی است که او در گرگان و طبرستان گذرانده است . همچنین توصیف کاروانگه و ربع و اطلال ودمن و حرکت شبانه ی شتران با آن جرس های خوش آواز . این توصیفات بیشتر خیال بر انگیز و شاعرانه است.

7- ناصر خسرو و به قول خود دو لفظ دری رادر پای خوکان نمی ریزد و درباره ی عنصری نیز اینگونه نظر می دهد که :

پسنده است با زهد عمار وبوذر                    کند مدح محمود مر عنصری را

 

پژوهشدرس هفتم

* مقایسه جایگاه شعر فارسی در زمان سامانیان و غزنویان

با انجام یک بررسی سطحی و ساده به این نتیجه می رسیم که شعر در زمان سامانیان سادگی و متانت و حجب و حیای خاصی دارد و بیان تمامی مقاصد شعری و القای همه ی مفاهیم هنری به الفاظ ساده صورت می گیرد در صورتی که در زمان غزنویان شعر به سوی سنگینی و الفاظ عربی و دشوار پیش می رود


پاسخ خود آزمایی های نمونه بخش چهارم            صفحه 86

1-حدود پانصد بیت اصل داستان یونایی است .

2-چون قصاید او عموما بر شیوه ی منوچهری است . کار اصلی او قصیده سرایی و مضمون عمده ی شعرش مدیح و توصیف است .

3-شعر اودر عین استحکام ساده وروان است وی در قصاید خود شاعر نخست جلوه های طبیعت مثل بهار و خزان و صبح و شب ابر و رود را توصیف کرده و آن گاه از بزرگی ها و بزرگواری های ممدوح یا کرده است .

4-منوچهری دامغانی شاعر طبیعت.

5-ستایشگری و جای گزینی تاریخ به جای حماسه چون بیشتر قصایدی یافت نمی شود که مضمون آنها وصف و مدح پادشاهان است .همچنین شاعران به جای آن که تجربیات واندیشه های خود را در شعر بیاورند پسن و سلیقه ی ممدوحان خود را در نظر می گرفتند .

6-دو بخش: 1- قصیده های با مقدمه 2- قصیده های بی مقدمه (محدود یا مقتضب)

قصیده های با مقدمه از ازجای زیر تشکیل می شوند :

- تغزل یا تشبیب یا نسیب تخلص شریطه

موضوع قصاید بیشتر ستایش  نکوهش ، وصف و مسایل اخلاقی و حکمی و پند و اندرز است .

7-برای رقابت باسامانیان بساط شاعرپروری را گسترده است .

او علاوه بر فنون شعر از دانش های زمان خود نیز بهره مند بوده و به ویژه پاره ای از اصطلاحات حکمت و منطق را در شعر خویش به کار گرفته است .

 

 

بخش پنجم  عصر ناصر خسرو

 

در آمدی بر عصر ناصرخسرو و یادوره ی شعر مکتبی

 

نکته های مهم :

 

- در عصر ناصر خسرو جمعیت معروف به اخوان الصفا پیشاهنگان فکر و فلسفه به شمار می رفتند . /- دراین عصر تجربه های تازه ای از طریق برخورد عقاید و آرای کلامی پدید آمد. /- از دوره ی حاکمیت غزنویان کلام اشعری چیرگی یافت. /- کلام اشعری برداشتی راکد و ایستا از اسلام بود . /- در این دوره فرقه ای از شیعیان زندیه با تشکیل حکومتهای شیعه قدرت سیاسی چشم گیری به دست آورند  ./- فرقه ای دیگ راز شیعیان هفت ا مامی به نام فاطمیان در مصر و شام حکومتی الهی بر مبنای تعلیمات مذهب شیعه تشکیل دادند . /- فاطمیان دامنه ی فعالیت پنهانی و تبلیغات مذهبی خود را در ایران گسترش دادند و به تربیت نیروهای مختلص و وفادار به نام فداییان اسماعیلی اقدام کردند. /- فداییان اسماعیلی خواجه نظام الملک توسی و بسیاریاز رجال دولت متعصب سلجوقی را از پا در آوردند .

- ناصر خسرو بزگرترین شاعر یان دوره در میانه ی عمر به خدمت این تشکیلات در آمد و مامور تبلیغ تشیع اسماعیلی در سرزمین خراسان گردید. /- در میانه این دوره یعنی نیمه ی دوم قرن پنجم هجری جریان تازه ای ابتدا رد نثر و سپس در شعر فارسی به نام عرفان آشکار کرد که طلیعه ی آن در اواخر عصر ناصر خسرو آشکار گردید. /عرفان در میان مسلمانان تصوف نیز نامیده  می شود . /عرفان در آغاز عبارت بوداز شیوه هایی از وصل به حقیقت و رسیدن به حق بر اساس ریاضت و پارسایی و پاک دامنی و دوری از آلایش های مادی و پرهیز از دنیاداری به گونه ای که شخص عارف بتواند درون خود را برای تابش انوار الهی صافی کند و  بی واسطه به مقام قرب حق نایل آید . /    عرفان اسلامی منشا قرآنی دارد . /-  تمایلات عارفانه ابتدا در بین النهرین پیدا شد و سپس ایرانیان آنرا در خراسان پرورش دادند .

-  در سده های نخستین اسلامی عارفان بیشتر بر جنبه ی عملی کار تاکید داشتند از این دسته اند بایزید بسطامی . حسین بن منصور حلاج که به دوره های قبل از ناصر خسرو مربوط می شوند . /-  از نخستین اسلامی عارفان بیشتر بر جنبه ی عملی کار تاکید داشتند . از این دسته اند بایزید بسطامی حسین بن منصور حلاج که به دوره های قبل از ناصر خسرو مربوط می شوند . /-  از نخستین عرفان دوره ی مورد بحث (عصر ناصر خسرو) ابوسعید ابوالخیر است . /-  محمد بن منور نواده ی ابوسعید ابوالخیر در کتاب اسرارالتوحید سخنان و سرگذشت جد خود را به رشته تحریر آورد. /-  از بابا طاهر عریان همدانی پاک باخته جز دوبیتی سخنان کوتاهی نیز به عربی باقی مانده است .

از دوبیتی های اوست:

اگر دل دلبر و دلبر کدومه                                   و گر دلبر دل و دل را چه نومه

دل و دلبر به هم آمیته وینم                                  ندونم دل که و دلبر کدومه

 

پاسخ خود آزمایی های نمونه صفحه 86

 

1- زیرا در این عصر  علم و فلسفه ومعارف به اوج شکفتگی رسدی و دانشوران صاحب نامی هم چون فارابی ابن سینا ابوریحان و... به پا خواستند و دانش های طب و ریاضی ونجوم پا به پای فلسفه و کلام و فقاهت به شکوفایی رسید.

2- حکومت های آل بویه زیاریان دیلمیان که در صفحات شمالی رشته کوه البرز و کرانه های مازندران مستقر بود .

3- چون در سده های  نخستین اسلامی عارفان بیشتر بر جنبه های عملی کار تاکید داشتند و به نشر اصول وبه تعالیم عارفانه از طریق درس و بحث و کتاب و تعلیم بی اعتقاد بودند.

4- دو بیتی (ترانه) که به لهجه ی لری سروده شده است .

5- سفرنامه خوان اخوان، زاد ا لمسافرین ، جامع الحکمتین.

6- محتوای شعر او در مسیر خردورزی است و دین واعتقاد و علم و جویندگی و حقیقت نگری و کمال انسانی .

7- برخلاف شعر پیشینیان  شعر او در خدمت فک راخلاقی و اجتماعی مسیر اندیشه ی مکتبی است نه در خلافت دربار وتوصیف ومدیح.

8- در علم کلام عقایددینی به کمک استدلال و منطق اثبات می شود.

9-   تصوف طریقت مخصوصی است که از دیرباز درایرن ظهور نموده  به تدریج وسعتیافته و به ادبیات ایران راه یافته است . در این که این طریقت از کجا و چه زمان میان مسلمانان راه یافت اختلفا است . به طور کلی صوفی کامل کسی است که مراحل تقلید و توسل به تعالیم دیگران و دلایل منطقی را طی کرده و از طریق کشف و شهود و مطالعه ی نفس راه به حقیقت برده و قلب خود را مرکز عشق و محبت و جلوه گاه احدیت قرار داده است .

تصوف ایران دو جنبه دارد اول جنبه ی منفی که اعراض از دنیا و ریاضیت و ترک علایق و ترجیح فقر  و پشمینه پوشی سرلوحه ی عقاید آنان است و این مسلک با تصوف هندی شباهت دارد .

دوم جنبه ی مثتب که عبارت است از سلوک و جستجوی طلب وطی مراحل اخلاص عبادت و خدمت به خلق مطاله و تربیت نفس وکسب معرفت و رسیدن به مقام عشق و فنا و قیام به اوامر حق و خدمت بی ریا.

10- ترک دل بستگی های مادی و پرهیز از وصف معشوق و طبیعت.

 

 

پژوهشدرس هشتم

* منشاء‌عرفان وتصوف اسلامی

باید گفت که عرفان و تصوف اسلامی ریشه در قرآن مجید و تعالیم بلند اسلام دارد . به مرور زمان مفاهیمی چون ترک دنیا و زهد و پارسایی به ابعاد جدیدی روی به سوی مردم کردند و مثلا برای زهد و پارسایی معانی و اشعاری برگرفته از قرآن با تاکید بر این واژه ها ایجاد شدند که زندگی به دور از دنیا را تبلیغ می کردند که خود همین امر باعث ایجاد عرفان و تصوف اسلامی در کتاب، نوشته و زندگی برخی افراد و عرفا شد.

 

پاسخ خود آزمایی های نمونه بخش پنجم صفحه 87

 

1- اسماعیلیان چه کسانی بودند؟ درمورد فکر واندیشه ی ایشان چه می دانید ؟

گروهی از شیعیان هفت امامی بودند که پس از امام جعفر صادق به ا مامت اسماعیل فرزند بزرگ آن حضرت اعتقاد داشتند واو آخرین امام آنان بود.

2-    عقایدعارفانه

3- بی قراری هایی که ارامش طبع او را بر هم می زد و ناشی از تنگ نظری ارباب مذهب عصرش بود .

4-    حجت

5- مردم چون نسبت به آن چه می گفت شور و شوقی نشان نداند و حتی برخی در سخنان او با طعن و انکار نگریستند و در صدد آزارش بر امدند واو را فاطمین و بی دین خواندند به یمگان رفت .

6-    ابوعلی سینا .

 

 

بخش ششم                                عصر بیهقی

 

درآمدی بر عصر بیهقی و بلاغت طبیعی فارسی

 

نکته های مهم

 

-  خاستگاه نثر فارسی به مانند شعر خراسان و ماوراء‌النهر بود. /   کم کم زبان فارسی در کنار زبان عربی رسمیت یافت . /-  زبان فارسی در اثر مجاورت لهجه های محلی و آمیختگی تدریجی با آنها تحولات تازه ای یافت و در معرض تغییر و دگرگونی قرار گرفت . /-  نمونه بارز این دگرگونی دور شدن زا سادیگ اولیه و آمیختگی با واژه ها و تعبیرات عربی بود.

-  در این دوره آرام آرام زمینه ی آرایش های لفظی و توصیف های ادبی در کتاب ها فراهم شد و نثر به صورت میداین برای هنرنمایی و نمایش توانایی های زبانی نویسندگان در آمد . /  نثر صوفیانه از همین دوره آغاز شد . /-  در این دوره مناجات های منثور خواجه عبدالله انصاری به تمامی ،‌جوهر و معنا و مفهوم شعری پیدا کرد .

 

پاسخ خود آزمایی های نمونه صفحه 97

 

1-    الف- این کتاب یک دوره کامل از فلسفه وطبیعیات را به زبان فارسی شامل می شود.

ب- بسیاری از اصطلاحات منطقی و فلسفی را به زبان فارسی در بر می گیرد .

2- در زمینه های طب جغرافی  و ریاضی و فلسفه که به زبان عربی تالیف شده است .

3- عنصر المعالی کیکاووس بن قابوس بن وشمگیر زیاری در چهل و چهار باب و موضوع آن نشان دادن راه و رسم زندگی به فرزند خودگیلانشاه.

4- آیین مملکت داری و رسوم پادشاهان پیشین و آیین پادشاهی نام دیگر آن سیرالملوک است .

 

 

پژوهشدرس نهم

* ارزش ادبی تاریخ بیهقی

باید گفت که تاریخ بیهقی دارای ارزش ادبی بسیار زیادی است زیرا این کتاب نماینده کاملی از نوشته های زمان خود است . نویسنده در این کتاب سعی کرده است که بلاغت فارسی را کاملا رعایت کند . وظیفه شناسی و زبان آوری و ایمان به کار دست به دست هم داده و اثری را پدیدآورده است که بلاغت طبیعی زبان فارسی را درخود منعکس کرده است . همچنین قدرت نویسندگی بیهقی و توانایی او در قلمرو امکان زبان فارسی از یک طرف و امانت داری ودقت در جزئیات و پیوند دادن به حوادث مربوطه باعث شده است .

* ارزش ادبی و سبک سفرنامه ی ناصر خسرو

به دلیل اینکه کتاب سفر نامه ناصر خسرو یکی از کتابهایی است که نمود بارز عرفان در آن دیده می شود و شاعر در آن از لغات واژه های متسحکم استفاده کرده است بسیار مهم و جالب توجه می باشد. عرفان در آغاز عبارت بوداز شیوه هایی از وصل به حقیقت و رسیدن به حق بر اساس ریاضت و پارسایی و پاک دامنی و دوری از آلایش های مادی و پرهیز از دنیاداری به گونه ای که شخص عارف بتواند درون خود را برای تابش انوار الهی صافی کند و  بی واسطه به مقام قرب حق نایل آید.

 

پاسخ خود آزمایی های نمونه صفحه 102

 

1-    موضوع آن طریقت و اصول تصوف و بیان کیفیت عشق به پروردگار است .

کتاب دیگر در باره ی این موضوع عبارت اند از شرح تعرف المصباح الهدایه و نیز مفتاح الکفایه می باشد .

2-    طبقات الصوفیه رسایل و مناجات نامه و ...

3-    این اثر حاوی لطیف ترین و عمیق ترین معانی عرفانی و با بیانی شاعرانه و خوش آهنگ است .

4-    نثر مرسل نثری است ساده و روشن باجملات کوتاه که از لغات مهجورعربی خالی است . توصیفات کلی و کوتاه. اما نثرمسجع و فنی که می خواهد به شعر نزدیک شود .

5-   از تفسیر سوره ی مریم تا پایان قرآن .

6-   با ترجمه تفسیر طبری

7-    این تفسیر ها برای استفاده ایرانیان مسلمانی که عربی نمی دانستند تالیف گردید دو نمونه از تفسیر های مهم 1- تفسیر قرآن مجید معروف به تفسیر کمبریج 3- تفسیر سور آبادی .

 

 

 

 

پژوهشدرس دهم

* جایگاه علمی و ادبی ابوعلی سینا در فرهنگ ایران اسلامی

باید گفت که ابوعلی سینا یکی از بزرگترین اطبای ایران زمین است . کسی که کتابهای علم طبابت او تا سالیان درازی منابع آموزشی در دانشگاه های معتبر خارجی مانند آکسفورد و کمبریج بوده است . این دانشمند بزرگ ایرانی توانسته است که بسیاری از اختراعات علمی را به خود اختصاص دهد . او اولین کسی بود که شوک را به وسیله ماهیان برق دار دریا عملی کرد. به همین دلیل این دانشمند بزرگ و نیز به دلیل تاثیرات شگرف در علم وادب جایگاه خاصی دارد .

 

پاسخ خود آزمایی های نمونه بخشش ششم صفحه 103

 

1-   تا مورد استفاده بیشتری در دنیای اسلام قرار گیرد .

2-    این کتاب اولین و مهمترین کتابی است که خاص علم نجوم و هندسه و حساب به فارسی نوشته شده است .

3-  تحت تاثیرمتون آموزشی پیش از اسلام

4-    نثر بخش نخست کتاب ساده و طبیعی و به شیوه ی کتابهای تاریخ دوره قبل مانند بلعمی است که تاحدودی از لغات و ترکیبات دشوار تازی به دور مانده است اما بخش دوم که در اوایل قرن هشتم با سبک نثر همان زمان نگارش یافته است سادگی بخش اول را ندارد .

5-    این اثر ارزشمند در سی مجلد فراهم شده بود . اما متاسفانه آنچه از تاریخ بیهقی مانده است مربوط به روزگار سلطان مسعود غزنوی از این رو به تاریخ مسعود نیز مشهور است .

6-    در تاریخ بیهقی وظیفه شناسی و زبان آوری و ایمان به کار دست به دست هم داده و اثری را پدیدآورده است که بلاغت طبیعی زبان فارسی را درخود منعکس کرده است . همچنین قدرت نویسندگی بیهقی و توانایی او در قلمرو امکان زبان فارسی از یک طرف و امانت داری ودقت در جزئیات و پیوند دادن به حوادث مربوطه باعث شده است .

7-    سیمای شهر ها و مردمان آ  نها و وضع زندگی واجتماعی آن روزگاران را برای خواننده ی امروز تصویر می کند .

8-    اسماعیل بن محمد مستملی بخاری

9-    نثر کتاب آراسته و زیبا در بسیاری موارد به ویژه در مقدمه شاعرانه و موزون به نظر می آید.

10-   شیخ ابوالحسن خرقانی

11-   اصلا شخصی به نام شخصی ابو عبدالرحمان سلمی نیشابوری به زبان تازی تالیف کرده بود و خواجه عبدالله آن را به فارسی هروی املا می کرد و یکی از شاگردان او فراهم می آورد .


بخش هفتم  عصر انوری

 

در آمدی بر عصر انوری فرجام رونق ستایشگری

 

نکته های  کوتاه

 

-  دوره ی دوم فرمان روایی سلجوقیان که در سراسر نیمه ی اول سده ی ششم هجری ادامه داشت یا یورش غزان خراسان و شکست سنجر در سال 548 هجری  پایان گرفت./-   سیاست کلی سلاجقه و امرای  پس از آنان بر حمایت از شعر و ادب فارسی استوار نبود چون با فرهنگ وزبان ایران بیگانه بودند . /-  در این دوره شاعران هم اگر شعری می گفتند از روی عادت و بیشتر بدان دلیل بودکه اغلبشان هنر دیگری نداشتند . /-  مضمون عمده ی شعر این دوره البته هنوز مدح است و صورت  به مقدار بیشتری نسبت به دورههای پیش هم غزل /-  در کنار مضمون های اصلی بد زبانی وهجاگویی وروی گردانی از دنیا و پاره ای از اندرزگویی های بی پشتوانه و فاقد اعتبار علمی وعملی نظر منتقد شعر این عصر را به خود جلب می کند . /-  قالب شعر در این عصر  عمدتا قصیده وغزل که آرام آرام نسبت غزل فزونی میگیردو بعد هم قطعه و رباعی و مسمط وترکیب بند . قالب مثنوی روایی چندانی ندارد . /-  زبان شعر عموما پخته و نسبت به دوره های گذشته نرم تر و رام تر است و روی هم رفته  ترکیب شعر دشوارتر و دیریابتر ./-  تفاوت عمده شعر این دوره را شعر دوره های پیش و به دلیل بالندگی اش در سرزمین عراق عجم آ ن را سبک عراقی نامیدند.

 

پاسخ خود آزمایی های نمونه صفحه 111

 

1-    قطعه ابیاتی استکه هم وزن که مصرع های زوج آن با هم در قافیه یکی اند . حداقل 2 بیت و حداکثر معمول آن پانزده بیت است . محتوای قطعه بیتشر مطالب اخلاقی وحکمی پندر واندرز است .

2-    تخلص انوری در آغاز خاوری. خاقانی در آغاز حقایقی و شهریار نیز بهجت و قاآنی حبیب بود.

3-    مسعود سعد سلمان اشاره به زندانهای سو و دهک و نای است که مسعود سعد بهترین سالهای عمرش رادر آن بود.

4-    این توصیف درباره ی انوری است که او را پیامبر ستایشگران نامیده اند زیرا قصایدش سه مضمون بیش یافت نمی شود اول ستایش شاهان وبزرگان دوم وصف طبیعت وهجو دشمنان و مخالفان

 

 

پزوهشدرس یازدهم

* حبسیه در ادب فارسی

باید گفت که حبسیه در شعر فارسی جایگاه خاصی دارد؛ زیرا بسیاری از شاعران بوده اند که به دلیل علایق سیاسی و یا نزدیکی به دربار شاه مغلوب در زندان های محنت به سر می برده اند ولی به دلیل اینکه طبع بلندی داشته ا ند ساکت ننشسته اند و به بیان عقاید و آروزهای خودبه زبان شعرپرداخته اند و چون این درد در شعر انان دیده
می شود این  اشعار حبسیه نام گرفته اند و جایگاهی شاعران حبسیه سرا مانند مسعود سعد و
در شعر فارسی بسیار در خور توجه است .

 

پاسخ خودآزمایی های نمونه صفحه 113

1- این ترکیب بند مشهود ای از برسد ره شاهراهت    وای قبه عرش تکیه گاهت

موضوع آن نعت و ستایش پیامبر گرامی اسلام است .

2-    یعنی  آفرینشگر معانی تازه . کمال الدین اصفهانی بدنی نام لقب یافت چن وی در خلق معانی تازه دستی توانا داشته است

3-    دوره ی پرآشوب حمله ی مغول او سرانجام به دست مغولان به قتل رسید.

 

 

پزوهشدرس دوازدهم

* مقایسه ی سبک خراسانی وعراقی

سبک خراسانی بسیار ساده و روان است و شاعران این دوره نیز به الگوهایی پرداخته اند که معانی آن دور از ذهن نیست . ولی در سبک عراقی شاعران به معانی سنگین و دور از ذهن روی آورده اند .

 

پاسخ خود آزمایی های نمونه بخش هفتم صفحه 113

 

1-    استفاده از زبان محاروه در شعر یعنی آوردن معانی دقیق و مشکل در کلام روان و نزدیک به لهجه ی تخاطب در زبان محاوره

2-  انوری کمال الدین عبدالرزاق اصفهانی و مسعود سعد

3-     به عهده دانش آموز

 

بخش هشتم                  عصر ابوالعمالی

در آمدی بر عصر ابوالمعالی دوره ی کمال فنی نثر فارسی

 

نکته های مهم:

-    پیش از عصر بیهقی وابوالمعالی زبان فارسی گستره های ماورای جیحون تا آن سوی عراق عجم و منطقه جبال و دیلمان و ... را در بر گرفته بود ./-  به دلیل وجودامکانات فرهنگی متنوع و زبانهای محلی متفاوت دراین سرزمین ها و استیلای بی چون و چرای زبان عربی در قرون گذشته زبان فارسی دستخوش تحولی چشمگیر شد و از سادگی و سلامت خوددور شد . /-  عصر ابوالمعالی ازدهه های نخستین سده ی ششم تا میانه ی سده ی هشتم هجری عموما ادامه داشت . /-  در عصر المعالی بیشتر به الفاظ وصورت توجه شد و از تاکید بر معنا بازماند . /-  دراین عصر علاوه بر کمال فنی نثر تنوع دامنه ی نوشته ها و موضوعات کتب و رسال در خور یادآوری است . /-  در میان کتب این دوره آثاری نیز به زبان ساده و روشن تالیف شده است که در آن ها معنا بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. مانند کلیله و دمنه و گلستان سعدی.

 

پاسخ خود آزمایی های نمونه صفحه 122

1-   رساله های یزدان شناخت و تمهیدات

2-    سبک نگارش او ساده و بی تکلف و روان است و در عین حال به آیات قرآنی و اشعار پارسی وتازی بسیار استشهاد شده است.

3-    بیش تر از تفکر ایرانی وحکمت خسروانی مایه می گرفت .

4-    محمد بن منور این کتاب سه باب دارد و موضوع آن بیان حالات سرگذشت و سخنان شیخ ابوسعید ابی الخیر است .

5-    این کتاب با نثری شیوا  ودر عین حال استوار و دلکش نگاشته شده است و زبان محاوره ای عامه هم در این کتاب تا اندازه ای لحاظ شده است  . این کتاب  در واقع بهترین نمونه ی نثر داستانی فارسی است.

 

پزوهشدرس سیزدهم

* ویژگی های کشف الاسرار

کتاب کشف الاسرار یکی از کتابهای خوب عرفانی ایران است . نثر کتاب استوار و ساده و مشتمل بر فواید بسیار لغوی و ادبی است . به همین دلیل این کتاب بسیار درخور توجه است و دانشمندان و ادبای ایران به آن توجه می کنند .

 

پاسخ خود آزمایی های نمونه  صفحه 129

1)    ظهیری سمرقندی، اصل این اثر از هند به ایران آمده است و مولف آن، سندباد، حکیم هندی است.

2)  سادگی و نزدیکی ان با زبان عامه است.

3)  روض الجنان یا روح الجنان تألیف شیخ ابوالفتوح رازی

4)    این کتاب از جمله ی کهن ترین و استوار ترین کتاب هایی است که در زمینه ی علم بلاغت نوشته شده است.

 

5)    موضوع این کتاب تمثیل ها و داستان هایی است که از زبان حیوانات به ویژه دو شغال به نام های «کلیله» و «دمنه» نقل می شود. نثر کتاب از لحاظ استواری انشا و ترکیب عبارات و داشتن اسلوب عالی و آراستگی و پیراستگی زبان و مفردات کم نظیر است. در این کتاب سجع و موازنه و اشعار و امثال فارسی . عربی و آیات و احادیث به کار رفته است.

 

پزوهشدرس چهاردهم

* مقایسه ی سبکی کلیله و دمنه با مرزبان نامه

باید گفت که کلیله و دمنه چون از عربی به فارسی ترجمه شده است با این همه باز هم تعدادی از این لغات عربی در آن به کار رفته است ولی کتاب مرزبان نامه در عین سادگی و روانی و با نثر ساده واستوار وبدون آرایه فارسی به کار رفته است .

 

پاسخ خود آزمایی های نمونه ی بخش هشتم صفحه 130

1) عیاران جوان مردانی بود  که صفات مردانگی و مردم نوازی و راست گویی را در فرهنگ ناحیه ی خود ترویج می کرده اند.

عیاران طبقه ای از طبقات اجتماعی ایران را تشکیل می دادند. این گروه از مردم عادی چابک و هوشیار تشکیل می شدند که آداب و رسوم خاصی داشتند. عیاران مردمی جنگ جو، شجاع و ضعیف نوار بودند. یعقوب لیث صفاری از همین گروه بود و به یاری عیاران، سلسله ی صفاری را تأسیس کرد. عیاران راز نگهدار، یاور درماندگان، امانت دار، وفادار به عهد و ... بودند.

2) این کتاب شامل دو بخش است: بخش اول در فن عروض و بخش دوم در علم قافیه و نقد شعر. این کتاب پر آوازه ترین و برجسته ترین کتاب است که در طول تاریخ حیات ادبی در قلمرو ادبی فارسی تألیف یافته است و تا روزگار ما هم  حاکمیت و نفوذ خود را از دست نداده است.

3) اصل کتاب به زبان طبری(گویش مازندران قدیم) نوشته شده و مرزبان بن رستم تألیف کرده است.

4) نام دیگر این کتاب مجمع النوادر و موضوع آن درباره ی دبیران، شاعران و منجمان و طبیبان  است.  وی در ابتدای هر یک از مقالات خویش، فصلی در اهمیت آن دانش آورده و آ ن گاه به ذکر حکایاتی از پیشینیان پرداخته است.

5) موضوع آن مباحثی از علم معانی و بیان و صنایع فلزی و معنوی کلام است.

6) سعدی از تمام شیوه ها و شگردهای نویسندگی فارسی استفاده کرده است که عبارتند اند از: پرداخت زیبا، فشرده  نویسی، بهره وری از شعر، تمثیل و حکایت، تنوع معنایی، رنگارنگی الفاظ، دریافت های تیزبینانه  از مسائل مهم اجتماعی و اخلاقی و سرانجام، ریختن همه ی این ها در ظرفی آراسته و پرداخته، او با این اوصاف، ترکیب تازه ای در نویسندگی فارسی پدید  آورد. از گلستان هم رایحه ی نثر مسجع خواجه عبدالله و هم نشانه های نثر آراسته و استوار ابوالمعالی به مشام و چشم می رسد. اسلوب سهل ممتنع نیز بر حسن نویسندگی او می افزاید.

7) گلستان شامل یک مقدمه و هشت باب است. باب اول: در سیرت پادشاهان، باب دوم: در اخلاق درویشان، باب سوم: در فضیلت قناعت، باب چهارم: در فواید خاموشی، باب پنجم: در عشق جوانی، باب ششم: در شعف و پیری، باب هفتم: در تأثیر تربیت و باب هشتم: در آداب  صحبت.

 

بخش نهم  عصر مولوی

در آمدی بر عصر مولوی دوره ی حماسه عرفانی

 

نکته های کوتاه

 

-  در برهه ای از تاریخ سرزمین ما حکومت فرمانروایان بیگانه کشمکش های بی مورد و مکرر حکومت ها و تاخت و تاز اقوام بی فرهنیگ چون غزان  و مغولان باعث بروز تباهی ها و بی سامانی های فرهنگی و دل مردگی مردم شده است . /-  در این زمان تنها پادزهر نیرومندی چون عرفان می توانست با ایجاد زمینه برای پایداری های معنوی بقای فرهنگ و مدنیت ایرانی را ضمانت کند . /-  شعر عرفانی با تکیه بر عواطف انسانی و پیش کشیدن اصولی مثل تسامح و مدارا محبت خدمت بلاشرط بی نیازی و آزادگی با یادآروی ارزش وجود انسان او را به سوی کمال و سرنهادن بر آستان حق دعوت می کند. /-  شعر مولوی هم لفظ نمر و دلنشین است و هم معنی برتر و اسنانی و آسمانی ./-  در شعر عصر مولوی سنایی پیشگام است و به قول مولانا چشم  و چراغ وعطار قافله سالار و خود مولانا خداوندگار قلمرو شعر و عرفان است. /-         شعر عصر مولوی را با شاهان و فروانروایان کاری نیست . /  دراین عصر قالب غزل جایگزین قصیده می شود . /-  بلند ترین و سرشارترین مثنوی های عرفانی که حاوی نغزترین داستانها و پرمغزترین تمثیل های ادب فارسی هستند دراین دوره سروده شده اند.

 

پاسخ خود آزمایی های نمونه صفحه 141

1)    سنايي در قصاید خود به زهد و حکمت و مضامین اخلاقی روی آورد و در غزل به جای مضمون های عاشقانه و معنی های برخاسته از عشق ظاهری به معانی عرفانی و الهامات ناشی از عشق واقعی به مبدأ هستی پرداخت.

2)    چون در پاره ای از قطعات، سنایی را چنان شیفته و دل باخته ی اهل بیت و فضائل ائمه ی دین می بینیم که او را شاعری شیعی و محب اهل بیت می یابیم.

3)    مثنوی حدیقه الحقیقه، دیگر آثار او عبارتند از : سیر العباد الی المعاد، طریق التحقیق، کارنامه ی بلخ، مثنوی عشق نامه، مکاتب  سنایی و دیوان اشعار.

4)    خاقانی در قصاید حکمت آموز و غزلیات عارف منشانه ی خود بر طریق سنایی رفته است و در نظم تحغه العراقین به حدیقه توجه داشته است. عطار، غزل سرای عرفانی به طرز سنایی را به کمال رسانیده و در تصنیف منطق الطیر خود به حدیقه ی سنایی نظر داشته است. مولانا در دیوان شمس از پی سنایی و عطار رفته است و مثنوی معنوی را به شیوه ی الهی نامه سنایی به نظم در آورده است. به طور کلی پس از او سرودن اشعار زهد آمیز در میان بسیاری از شاعران معمول گردید و قالب غزل گسترش و بالندگی بیشتری پیدا کرد.

5)    مولانا جلال الدین عطار  را روح سنایی را دو چشم او می دانسته که خود از پی سنایی و عطار آمده است و در واقع خود را وامدار و پیرو سنایی خوانده است:

عطار  روح بود و سنایی دو چشم او           ما از پی سنایی و عطار امدیم

6)    دوره ی حماسه های عرفانی و ادبیات تمثیلی، مثنوی های حدیقه، مخزن الاسرار منطق الطیر و مثنوی معنوی

7)    رباعی، مخصوص اندیشه های کوتاه و عمیق و تأملات فلسفی است که معمولاً در آن تکیه اصلی معنا در مصراع چهارم است.

8)  سنایی

9)  تأملات فلسفی


موضوعات مرتبط: پاسخ خودآزمایی تاریخ ادبیات1تا درس14
[ یکشنبه سوم مهر 1390 ] [ 2:48 ] [ گروه زبان و ادبیات فارسی متوسطه دلفان ]

خودآزمايي درس 14

 (علاقه هاي مجاز) صفحه 102

1-     در شعرها و جمله هاي زير ، علاقه ي مجازهاي  مشخص شده را تعيين كنيد .

0سر : علاقه محليه- به معني تصميم و انديشه         

0سر : علاقه كليه- همه ي سر را گفته ولي بخشي ازسر مورد نظر است .    

0قلم : علاقه آليه - قلم ابزار نوشتن است .  

0حلق : علاقه جزيي ( دهان )چون حلق جزيي از دهان است .

0سير : علاقه سببيه - زيرا سيري سبب بيزاري و كسالت است .

0ماه :  علاقه لازميه - مهتاب زيرا نور لازمه وهمراه ماه است .     

0عالمي : علاقه محليه - عالم مجاز از مردم عالم است .

2-     مجازهايي كه دربيت به كار رفته است معين كنيد ؛ قرينه ي آن ها را نشان دهيد و نوع علاقه رابيان نمايد .

0 سرم: علاقه كليه: چون موي سر سپيده شده است نه تمام سر               سپيد شدن قرينه ي آن است .

0 جهان : علاقه كليه و محليه : مجاز از امكانات زندگي و نعمت دنيا است     قرينه : (خوردم ) 

0 بيت : مجاز (از شعر )     علاقه : جزئيه         قرينه :  مي گفت      (كوه مي سفت)    كوه مجاز از سنگ       علاقه  : كليه          قرينه : مي سفت          

0 ايران : مجاز از مردم و پهلوانان ايراني     قرينه : برآشفت                علاقه : محليه وكليه       

0خون : مجازازكشتن ومرگ          قرينه : اضافه شدن ناحق به خون         علاقه : لازميه   

0 صفرا : مجاز ازخشم           علاقه : سببيه            قرينه : برنيامدم

0الحمد : مجاز از فاتحه         علاقه : جزئيه           قرينه : خواندن بعد از مرگ

0 دم ( در هر دو مورد) : مجاز           علاقه : سببيه         قرينه در اولي : شنو         قرينه دومي : راحت پديد شود

0 دينار و درم : مجاز از ثروت    علاقه : جزئيه      قرينه :كل بيت       سر اول مجاز از وجود و جان   علاقه : جزئيه       قرينه : بقيه ي عبارت                سردوم مجاز از انديشه    علاقه : محليه    قرينه : اضافه  شدن دينار و درم به سر

- دست (هردو مورد ) مجاز از قدرت     علاقه : آليه       قرينه : بقيه ي جمله

- چشم ، مجاز از كل وجود          علاقه : جزئيه          قرينه : نخفت

- جهان : مجاز از مردم مملكت            علاقه : محليه            قرينه : انجمن شد

3-     واژه هاي زير را درمعني مجازي به كار ببريد .

شهر : شهربه استقبالش آمده بود . ( مجاز از مردم شهر)                  قلم : او  قلمي گيرا دارد.(مجاز از توانايي نوشتن)

چشم : چشمش به من افتاد . (مجاز از  نگاه )                                   زبان : او شيرين زبان است .( مجاز از  سخن )    

دست : دستم بريد . (مجاز از انگشت )                                             سر : سر م به شدت درد مي كرد‌. (مجاز از قسمتي از سر)         خورشيد : خورشيد در دلش طلوع كرد. (مجاز از اميد )

4- واژه هاي زير را به صورت مجاز و استعاره به كار ببريد.

ماه زمين را روشن كرد .( مجاز از نور ماه)                                   دوش ديدم به خواب كه ماهي برآمدي «حافظ»( استعاره  از يار )

پرنده اي  بر سرو آواز مي خواند . (مجازاز شاخه ي سرو  )          سرو : سرو ي آمد ( استعاره از يار)

 

خود آزمايي درس 15

 ( كنايه ) صفحه 107

درجمله ها و شعرهاي زير كنايات را مشخص كنيد ، مفهوم آن ها را بيان كنيد .

0ريش سفيد : كنايه از باتجربه بودن يكي از نشانه هاي با تجربگي پيري وريش سفيدي است .

0گهي پشت بر زين : كنايه از  پيروزي يا قدرتمند وتوانا بودن/گهي زين به پشت : كنايه از شكست خوردن  يا خوار شدن . 0كِشتنِ جو  و گندم ستاندن : كنايه از اين كه هر عملي نتيجه ي خود را دارد  ، يعني نتيجه بدي كردن ، بدي ديدن است .    

0قيمت مقطوع است : كنايه از چانه نزنيد . 

0سر فرو نياوردن : كنايه ازتسليم نشدن و فروتن نشدن   

0 دهان به دهان گشتن سخن : كنايه ازشايعه و رواج  پيدا كردن سخن .

0هر كجا پاي نهد: كنايه ازواردشدن به جايي / دست ندارندش پيش : كنايه ازمانع نشدن . جلو اورا نمي گيرند .

0دست روي دست گذاشتن : كنايه از بي كار نشستن     

0مصراع دوم : هر عملي عكس العملي دارد. نتيجه خوبي كردن،خوبي ديدن است و نتيجه ي بدي كردن،بدي ديدن است.    

0 دست از دامن بدار: كنايه از رها كردن      

0جاي بودن نديد : كنايه از فرار كردن    

0بنشاندت پيش آموزگار : كنايه از آموختن واقرار به ناداني/ بازي كردن روزگار : كنايه از پيشامد و اتفاق غيرمنتظره و حيله   

0دستش نگيرم : كنايه از مانع نشدن

0دل پيش كسي داشتن : كنايه از عاشق بودن./ ريش در دست ديگري داشتن : اختيارخودرا  به دست ديگري دادن  است .  

0پاي لغزيدن : كنايه از خطا كردن يا دچارگرفتاري ومشكل ناگهاني  شدن .    

0با هم يك زبانند: كنايه از متحد بودن  / كمان را زه كن : كنايه از براي جنگ ودفاع آماده شدن / سنگ بر باره ببر :  كنايه از براي جنگ و دفاع آماده شو .

 

خود آزمايي درس 16

 ( موسيقي دروني و معنوي شعر ، واج آرايي ) صفحه 114

- دربيت هاي زير واج آرايي را بيابيد و شمار هر صامت  يا مصوت تكراري را تعيين كنيد .

1- 7 بار صامت ( س) ، 7بار صامت (ت وط) ، 6 بار مصوت (الف)، 8 بار مصوت (ــَ )

2- 7 بارصامت ( س، ت )  و تكرار مصوت( ـَ)‌11 بار

3- 6  بارصامت هاي ( ل ،ب) مصوت (آ)  5 بار

4- 8  بار صامت (ل) ، 9 بار صامت (م)   صامت ( ع) 4بار

5- 9 بار صامت (ن)  صامت (م) 6 بار ،  مصوت بلند (ا) 7 بار مصوت (ــ )  7بار.  

6-6بار صامت (ر) ، 5 بار صامت (ش ، د)     ، 10 بار مصوت كوتاه (ــ)

7- 9 بار صامت (د) ، 8 بار مصوت بلند (ا)    6بار صامت (م)     

8- 11  بار صامت (ر) ، 6 بار صامت ( ه ،ح ) 

9- 3 بار صامت (ش) ، 5 بار صامت (ن)   مصوت ـَ 7 بار

10- 6 بار صامت ( س ، ت ) ، 6 بار مصوت بلند (ي)   صامت    (م )  5 بار

11- 6 بار صامت (م) ، 5 بار صامت (ن) ،  7 بار مصوت بلند (‌او)    صامت( ر)  6 بار

12- 4 بار صامت (ش) ، 5 بار مصوت بلند (ا) ، 7 بار مصوت كوتاه (ــ ) صامت  ( ت ) 7 بار

13- 6 بار صامت ( خ ) ، 4 بار صامت ( ب)       صامت  (ل ) 4 بار

خود آزمايي درس 17

 ( سجع ، انواع سجع ) صفحه 117

درجمله هاي زير سجع را نشان دهيد .

1- چراغ و داغ : سجع مطرف                               2- برآيد و نپايد : سجع متوازي

3- حيف و طرح : سجع متوازن     خريدي و  دادي: مطرف               4-دسترس و كس : سجع مطرف

5-نهفتني وپيمودني : سجع مطرف      گفتني  و نمودني : مطرف       6-بي زر ، بي پر ، بي بر، بي در : سجع متوازي               

7- عزيز ، ذليل : سجع متوازن       علم و مال : سجع متوازن     8-خورد ، مرد: سجع متوازي - كشت ، هشت : سجع متوازي

 

(انواع سجع) صفحه ي 119

1-     دراشعار وجمله هاي زير ، سجع ها را بيابيد ، درباره ي ارزش موسيقايي هريك اظهار نظر كنيد .

1-زاينده ، پاينده : سجع متوازي (داراي ارزش والا )                       2= بيازارد ، بيارد : سجع مطرف (نوع متوسط)

3- ترازو ، بازو : سجع مطرف (نوع متوسط)                 4-خوب ، مكتوب : مطرف (نوع متوسط)       سورت ، سيرت : متوازي (ارزش بالا)    تحصيل ، ترتيل :  متوازي   ( ازرش موسيقيايي بالا)

5-محتاج ، مشتاق : سجع متوازن (ارزش موسيقايي اين سجع كم است )      6- محجوب ، معذور : سجع متوازن (ارزش موسيقايي آن كم است )          6-  تبريز ، خيز : مطرف (نوع متوسط) ، برداريد ، بگذاريد : متوازي (ارزش والا)

7-باغ ، داغ : سجع متوازي (داراي ارزش والا ) لاله ، ناله : متوازي (داراي ارزش والا)     ورد ، درد: سجع متوازي (داراي ارزش والا

8-منتعش و مشتعل : سجع متوازن ارزش موسيقايي آن كم است . مكتوب و مطلوب (متوازي ) 9- روز ، سوز : سجع متوازي (داراي ارزش والا) سوز با افروز سجع مطرف (ارزش متوسط )       10- گرم ، شرم ، نرم : سجع متوازي (داراي ارزش والا )    11-گردون ، افسون : سجع متوازي (ارزش والا )           12-كرامت ، سلامت : سجع متوازي (ارزش والا)       13-فرسود ، نگشود : سجع متوازي (ارزش والا) نگشود ، بود : سجع مطرف (ارزش متوسط )      14- رسيدي،كشيدي:سجع متوازي (ارزش والا) مي گذرم،مي نگرم :   سجع متوازي (ارزش والا) خورده : مرده : سجع متوازي (ارزش والا)

خودآزمايي درس18

(موازنه و ترصيع )صفحه ي 123  

آرايه ي موازنه دركدام يك ازبيت هاي زيربه كاررفته است؟علت آن رابيان كنيد.آيا درميان((موازنه ها ))ترصيع نيزديده مي شود ؟ آن را نيز تعيين كنيد . به ترتيب بيت ها :

1- موازنه   2- موازنه      3- موازنه         4- ندارد          5- موازنه            6- موازنه             7- موازنه               8-  موازنه

9- موازنه             10- موازنه              11- ندارد                   12- ترصيع               13- ندارد        14- موازنه     15- ترصيع              16- موازنه              17- موازنه               18- موازنه

 

جناس - صفحه ي 126

- دراشعار و جمله هاي زير ، جناس ها را بيابيد و اگر اختلافي در صامت ها يا مصوت ها  است ، بيان كنيد .

1-     روان ، روان : جناس تام  (جاري ، روح )

2-    صورت (نقاشي ، تصوير ) صورت (ظاهر ) : جناس تام

3-    سير ، شير : جناس ناقص اختلافي (اختلاف در صامت آغازي ) - زهره ، زهره : جناس ناقص حركتي (اختلاف در مصوت )

4-    شمع ، جمع : جناس ناقص اختلافي (اختلاف درصامت آغازي ) - ما، ماه : جناس ناقص افزايشي (افزايش يك صامت )

5-     نماز ، نياز: جناس ناقص اختلافي (اختلاف درصامت مياني ) درد ، كرد : جناس ناقص اختلافي (اختلاف درصامت آغازي )

شاه ، شاد : جناس ناقص اختلافي (اختلاف درصامت پاياني )      كينه ، سينه : جناس ناقص اختلافي (اختلاف در صامت آغازي ) آيين و آيينه ، جناس ناقص افزايشي (افزايش يك مصوت درپايان )

 

خود آزمايي درس19

( جناس تام)  صفحه ي 129

دراشعار وجمله هاي زير ، جناس تام را تعيين كنيد و معني هريك از اركان را بگوييد.

1-     روان‌ (روح وجان) ، روان ( جاري وزبان زد )                    2- ناي ( ني ) ، ناي ( نام يكي از زندان هاي مسعود سعد )

3-غريب ( عجيب ) ، غريب ( تنها وبيگانه ، دورمانده از شهر )     4-داد ( حق ) ، داد ( ادا كرد )

5-قلب ( مركز سپاه ) ، قلب ( دل )          6-چنگ ( ساز ) ، چنگ ( دست ، دراختيار بودن )    7- داد ( حق ) ، داد ( ادا كرد ) 

 

( جناس ناقص حركتي)صفحه 131

-دراشعار زير ، جناس هاي ناقص را بيابيد ومصوت هاي كوتاهي را كه ، با هم تفاوت دارند ، مشخص كنيد.

ملك ، ملك          بس ، كس (اختلافي)    2-دُرد، درد         3-مهر ، مهر          4-مهرت، مهرش         5-مي كني ، مي كني         ريش ، خويش (اختلافي)   

 

(جناس ناقص اختلافي)صفحه 134

- در ابيات زير ، جناس هاي ناقص را بيابيد و حرف هايي را كه متفاوت اند ، درآغاز ، ميان و پايان اركان نشان دهيد .

1-     بوي ، خوي ، جوي ( ب، خ ، ج)        2-درشت ، درست ( ش، س )/ درستي ، درشتي ( س ، ش)

3-جود ، سجود ( س) / جود ، وجود (و) - سجود ، وجود(س ، و )       4- جام ، كام (ج ، ك ) / كار ، كام ( ر ، م)

5-سوزد ، سازد ( و ، ا)                 6-جان ، جام ( ن ،م )                 7-مستي ، هستي ( م ، ه)         8-نماز ، نياز ( م ، ي ) 

 

(جناس ناقص افزايشي)صفحه 137

- در اشعار زير ، جناس هاي ناقص را بيابيد و هر نوع افزايشي را كه در اركان صورت گرفته است ، نشان دهيد .

1-     ما ، ماه ( افزايشي)      2-يارا، ياران (افزايشي)             3-آرام ، رام (افزايشي )              4-دوست ، دست (افزايشي)

5-جان ، جهان افزايشي / جان ، آن اختلافي       6-نياز ، ناز افزايشي / در ، درد (افزايشي)     7-درخش ، رخش (افزايشي )

8-كان ، مكان (افزايشي) / كار ، كان (اختلافي)      9-بر، سر (اختلافي) / سر ، سرو (افزايشي )

 

 

خودآزمايي درس 20

 (اشتقاق) صفحه 140

- آرايه ي اشتقاق را دربيت هاي زير بيابيد و صامت هاي مشترك را تعيين كنيد .

1-     يكساني  3 صامت (ش ع ر) در شعر وشعور و شاعر    2-يكساني  3صامت (خ ن د) در خندان ونخندد وهم ريشه بودن آنها

3-يكساني  3صامت (ح ر م) در حرم ، حريم ، حرمت و هم ريشه بودن  .    4-يكساني  3 صامت (د ل ل) در دليل ، دلالت

5-يكساني  3 صامت (ن ظ ر) در نظر، منظر . يكساني در واج ها ( ء ن د  ز)  در انداز و اندازيم .       6-يكساني 3 صامت ( م ح ب ) در محبان ، محبت / يكساني در 2 صامت ( ز ن ) در زنم ، زند    7-يكساني  واج هاي ( ب ي ن ) در بينند ، مي بينم / يكساني در واج هاي ( خ  ن ) در خوانند ، مي خوانم         8-يكساني  3 صامت ( ع ش ق ) در عاشق و معشوق

 

 

(تكرار وتصدير )  صفحه 142

   - دراشعار زير ، آرايه ي تكرار يا تصدير را پيدا كنيد و واژه هاي تكراري را معين نماييد. 

1-تكرار« جهان» 2 بار ، تكرار « در » 3 بار                                                                 2-تكرار« طيران » 2 بار         

3-تكرار  «خوش » 2 بار                                                                                  4- تكرار وتصدير« بار» 3 مرتبه     تكرار« دل»       

5-تكرار  «دوست » 3بار ، « جان » 2 بار                                                         6 -تكرار « شمع نكورويي » 2بار       

7-تكرار وتصدير « گل » 2بار ، تكرار « خيال » و « جهان » و «گنجد » 2 بار   8-تكرار «شكر »و«هم » 4 بار ، تكرار « قمر » 2 بار ،تكرار « اندر » 3بار      

9-تكرار « نماز» 2بار ، تكرار « باشد » و « تو» 2بار                                    10-تكرار « خواب وخور» 2بار ، تكرار « خويش » 2بار              11-تكرار « جان » 4 بار

خود آزمايي درس 21

 (مراعات نظير ) صفحه 146

ـ  درشعرها و عبارت هاي زير ، آرايه ي مراعات نظير را بيابيد و مشخص كنيد كه تناسب واژه ها از چه جهت است ؟

1-ابر ، باد ( ازنظر همراهي ) / مه ، خورشيد ، فلك ( مكاني )          2-شعاع ، آفتاب ( از نظرهمراهي ) / عقيق ، زر ، ياقوت ( از نظرجنس و نوع )      3-درد ، بنالد ، دردمند ، طبيب  ( از نظر همراهي )      4 - چمن ، گل ، خار ( از نظر همراهي )   5-سر، تن ، دست ( از نظرهمراهي)    6-كمان ، سپر ، پيكان ( از نظر نوعي و همراهي )     7-گفتار ، كردار ، رفتار ( از نظرهمراهي ) / زبان ، دست ، پا ( از نظر همراهي  )      8-تير ، دي ، ارديبهشت ( از نظر همراهي) / خاك وخشت ( از نظرجنس )    9-سر ، دل ، ديده ( از نظر همراهي  ) گهر ودريا  ( از نظر همراهي) 

 

 

 ( تلميح )  صفحه 150

- در بيت ها و عبارت هاي زير ، آرايه ي تلميح را مشخص كنيد و دانسته ي مورد نظر را در دو سطر توضيح دهيد .

1-خسرو وشيرين : تلميح دارد به عشق خسرو وشيرين ورقابت فرهادكوه كن با او در آن ميدان و روي آوردن خسرو به زني به نام «شكر» براي منصرف شدن ازعشق فرهاد .  

2-شاه تركان : تلميح دارد به حوادث زندگي سياوش : سياوش فرزند كاووس پرورش يافته ي رستم ، از آن جا كه به ابراز علاقه نامادري اش سودابه پاسخ نداد به خيانت متهم شد وبراي اثبات بي گناهي اش به سلامت از آتش گذشت با اين حال به خاطر وسوسه هاي نامادري اش مورد بي مهري پدر بود تا بالاخره بعد از جنگي بين ايران وتورانيان به شاه تركان (افراسياب ) پناه برد .او فرنگيس دختر افراسياب را به همسري برگزيد اما چندي بعد افراسياب در اثر بدگويي هاي گرسيوز ، برادر ويكي از پهلوانان افراسياب نسبت به سياوش بدبين وبدگمان شد و او را بي گناه كشت .

3-روضه و گندم : اشاره دارد به ماجراي آدم و حوا و خوردن گندم ميوه ممنوعه كه سبب شد تااو وهمسرش حوا از بهشت رانده شوند .   

4-پوردستان : تلميح دارد به بخش پاياني داستان رستم و شغاد . شغاد ، نابرادري رستم ، دختر شاه كابل را كه باج گزار رستم بود به زني گرفت پس از آن از رستم خواست كه از گرفتن باج ازشاه كابل صرف نظر كند اما رستم نپذيرفت شغاد با پدر زن خود بر ضد رستم نقشه اي كشيد  به اين ترتيب كه به ظاهر با خاطري آزرده كابل را ترك كرده وبه زابلستان آمد و از رستم خواست كه به كابل بيايد واز او رفع توهين كند شاه كابل هم به تزوير ، براي پوزش خواهي به پيشباز رستم رفت و او را به ميهماني وپس از آن به شكار گاه دعوت كرد در شكار گاه چندين چاه كه در آن خنجر وتيغ گذاشته شده وروي آن با خاك پوشيده بود ، سرراه او قرار داشت . رخش بوي خاك تازه را حس كرد وپيش نرفت اما رستم با تازيانه او را وادار به حركت كرد ، رخش جستي زد وبه ته چاه رفت و به اين ترتيب رستم و رخش هر دو كشته شدند .

5-به داستان «بيژن ومنيژه » تلميح دارد . بيژن ، پهلواني ايراني به فرمان كيخسرو و همراه با گرگين براي جنگ با گرازها عزيمت كرد ولي گرگين او را فريب داد وبه سوي دشتي برد كه منيژه ، دختر افراسياب در آن خيمه افراشته وجشن برپا كرده بود . بيژن ومنيژه عاشق يكديگر شدند . منيژه ، بيژن را به كاخ خود دعوت كرد. افراسياب پس از آگاهي از حضور بيژن در قصر ، او را اسير ودر چاهي زنداني كرد و دخترش را نيز سروپا برهنه از كاخ بيرون كرد . منيژه هر روز بر سر چاه مي رفت وناني را كه از راه گدايي به دست آورده بود به بيژن مي رساند . سرانجام رستم د رجامه ي بازرگانان به جست و جوي بيژن به توران آمد و به راهنمايي منيژه بر سرچاه رفت ، بيژن را نجات داد ومنيژه نيز با او به ايران گريخت .

6-تلميح دارد به عشق فرهاد نسبت به شيرين كه به شوق وصال او به كوه كني مي پردازد واز عشق او گريه وزاري فراوان مي كند وسرانجام با شنيدن خبر دورغ مرگ شيرين ، در را وصال او جان مي دهد .

7-تلميح درمصراع دوم است : قارون از خويشان حضرت موسي (ع) بود كه طبق روايات از او كيمياگري آموخت بسياري از فلزات را به زر تبديل وثروت بيشماري جمع كرد . پس از آن غرور مال ، او را نسبت به موسي نافرمان كرد . .. سرانجام به نفرين موسي زمين شكافت برداشت وقارون را با گنج فراوانش در خود فرو برد .

8-تلميح درپايان عبارت است «ظلوم و جهول » اشاره اي است به بخش پاياني آيه 72 سوره احزاب (33) انا عرضنا الامانه علي السموات والارض .فابين ان يحملنها واشفقن منها وحملها الانسان انه كان ظلوما جهولا.

9-تلميح درپايان جمله اول است اشاره به قحطي هفت ساله اي كه درمصر و كنعان روي داد وسبب شد كه برادران يوسف درطلب غله راهي مصر شوند وبارديگر به ديدار يوسف نائل گردند واز كار گذشته خويش پشيمان گردند واز طرفي حضرت يوسف با بيچارگان همدردي مي كرد.

خود آزمايي  درس 22

 ( تضمين ) صفحه 154

-          درشعرها و جمله هاي زير ، آرايه تضمين را بيابيد و مورد تضمين شده را تعيين كنيد .

1- همه شب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهي                     به پيام آشنايي بنوازد آشنا را

(شهريار اين شعر را از حافظ تضمين كرده است . )   2-كلم الناس علي قدر عقولهم (سعدي اين حديث را در نثر خود تضمين كرده است .)    3-بوي جوي موليان آيد همي (حافظ اين مصراع را از رودكي تضمين كرده است .)    4-احسن كما احسن  الله اليك

(سعدي در ضمن كلام خود اين آيه قرآن را آورده است .)     5-كل يوم هو في شأن   (آيه ي  قرآن است كه مولوي تضمين كرده است .)    6-روسربنه به بالين تنها مرا رها كن (اين مصراع از مولوي است كه دكتر شفيعي كدكني آن را تضمين كرده است .)

7-وقنا ربنا عذاب النار    (سعدي اين آيه ي قرآن را در ضمن سخن خود آورده است .)

8- گر بركنم دل از تو  و بردارم از تو مهر                             آن مهر بركه افكنم آن دل كجا برم ؟

(بيتي است از كمال الدين اسماعيل كه حافظ آن را تضمين كرده است .  )

 

 ( تضاد ) صفحه 158

- در شعرها و عبارت هاي زير ، آرايه ي تضاد را بيابيد .

1-بنشست ، برخاست  /برخاست ، بنشست         2-بسي ، هيچ /هستم ، نيستم / مي روم ، نروم      3-دشمن ، دوست  /

 بداند ، ندانم           4-رسيدم ، نرسيدم        5-ترشي ، شيرين / بد ، نيك خواه       6-آب ، آتش       7-نفرين ، دعا / تلخ ، شكر     8-دشمن ، دوست      9-نيك انجام ، بد فرجام     10-زود ، دير        11-برود، نرود           12- آب ، سنگ / دوستان ، دشمنان / زندگي ، مرگ 

خود آزمايي درس 23

 ( تناقض ) صفحه 162

آرايه ي تناقض را دربيت هاي زير بيابيد .

1-     بحر آتش 2-دولت فقر 3- جام غم خوردن به شادي كسي بدين غم شادماني مي كند   4- فقيران منعم ، گدايان شاه

 5- كسب جمعيت ( آرامش خاطر ازپريشاني زلف )    6-  پيدايي و پنهان ، پيدا و پنهان  7- مدد خواستن از باد براي برافروختن چراغ 8- شرم سرافرازي ، / معراجِ از پا افتادن

 

 (حس آميزي )  صفحه 164

در جمله ها وبيت ها ومصراع هاي زير آرايه ي حس آميزي را بيابيد .

1- لباس ( بينايي ) ، چشاندن ( چشايي )      2- قصه ( شنوايي ) ، رنگ ( بينايي )      3- شب ( بينايي ) ، نمناك ( لامسه )

4- بوي ( بويايي ) ، مي شنوم ( شنوايي ) ، رنگ ( بينايي ) ، مي شنوم ( شنوايي )      5- صداي ( شنوايي ) ، نديدم ( بينايي )

6- نجواي ( شنوايي ) ، نمناك ( لامسه )   7- بشنوي ( شنوايي ) ، بوي ( بويايي )      8- ترانه هاي (شنوايي ) ، شيرين ( چشايي ) بهانه هاي ( شنوايي ) ، رنگين ( بينايي )       9- سرنوشت ( شنوايي ) ، تر ( لامسه )  10- روشني ( ديدني ) ، بچشيم ( چشايي

خود آزمايي درس 24

 ( ايهام )  صفحه 168

در هر يك از بيت هاي زير ، آرايه ي ايهام را بيابيد ومعناي مختلف واژه اي كه اين آرايه را پديد مي آورد برشماريد .

1-بوي (1- بو ، 2- آرزو )      2-مردم دارش ( 1- خوش رفتار با مردم ، 2- چشمي كه داراي مردمك است )    3-مدام ( 1- شراب ،2- پيوسته ومداوم )     4-زدي ( 1- كوبيدن وضربه زدن ، 2- تابيدن )      5-راست ( 1- چشم راست ، 2-از روي حقيقت و درستي )  چشم چپ (1- چشم سمت چپ 2 –كج بيني وچپ بيني )     6-در نمي گيرد ( 1- موثر واقع نمي شود ،2- شعله ور نمي شود و نمي سوزد ) 7-دل سيه ( 1- نامهربان ، 2- نقطه ي سياه وسط چشم)،جانب هيچ آشنا نگاه ندارد(1- نگاه نمي كند،2- حمايت وجانبداري نمي كند )      8-رود ( 1- نهر آب ،2- نام سازي كه عود وبربط ناميده مي شود . 3-فرزند و دلبند )      9-مالك دينار ( 1- صاحب سكه ومال وثروت ، 2- نام عارف نامدار قرن دوم )

 

 (ايهام تناسب ) صفحه 171

1-درهريك از بيت هاي زير آرايه ي ايهام تناسب را بيابيد و ضمن بيان هردو معني ، مشخص كنيد كه واژه در معني دوم با كدام واژه ي ديگر تناسب دارد.

1-     چنگ : ( 1- يكي از ابزار موسيقي 2- چنگ دست ) در معني دوم  با سر تناسب دارد.

ضرب :(1- زدن 2- ضرب موسيقي)      بزن (1-زدن كتك 2-نواختن موسيقي)        بنوازم : ( 1- نوازشم كن 2-نواختن ساز )

همه ي موارد در معناي دوم با چنگ تناسب دارند .

2- شكر:  ( 1- ماده ي خوراكي شيرين   2- نام معشوق خسرو پرويز ) در معني دوم با  شيرين تناسب دارد

3- -رخ: ( 1- چهره ، صورت 2- مهره ي شطرنج) در معني دوم با پيل و شهمات تناسب دارد.

 اسب: ( 1- اسب سواري2-مهره ي شطرنج )                          پياده : (1- پياده شدن 2- مهره ي شطرنج) 

پيل:(1- نام حيوان 2- مهره شطرنج)                                     نطع : (1-  سفره 2- صفحه ي شطرنج)

در تمام موارد معاني دوم كه اصطلاحات شطرنج هستند با هم تناسب دارند.                               

4-مدام:( 1-پيوسته  2- شراب ) در معناي دوم با  مست تناسب دارد.

5- آيت ( 1- نشانه  2- آيه ي قرآن) در معني دوم  با تفسير تناسب دارد .

6- عود : (نام سازي است 2- ماده اي خوش بو) در معني دوم  با سوخت تناسب دارد

7- هزار  : ( عدد هزار  2- عندليب ) در معني دوم  با باغ تناسب دارد

خود آزمايي درس 25

 (لف و نشر )  صفحه 175

1-     در شعر ها و عبارتهاي زير ، آرايه ي لف و نشر را بيابيد و با نشان دادن لف ها و نشرها ، نوع آن ها را تعيين كنيد .

1- لف : فرو رفت و بر رفت        نشر : به ماهي نم خون و بر ماه ، گرد        =    لف و نشر مرتب

2- لف : ملك و دين        نشر : پادشاه بي حلم و زاهد بي علم       =     لف ونشر مرتب

3- لف : زيب فلك و زينت دهر       نشر: مه روي تو ، اشك چو پروين       =     لف و نشر مرتب

4- لف : آينه و ترازو         نشر : خموش و گويا              =لف و نشر مرتب

5- لف : دل و كشور     نشر : جمع و محمود    =     لف و نشر مرتب

6- لف : خال و خط        نشر : دام و دانه           =     لف و نشر مشوش

7- لف : عفو و خشم     - نشر : روز و شب   (لف و نشر مرتب) - لف : مهر و كين - نشر : شهد و سم    =      لف و نشر مرتب

8- لف : لب ضحاك و چشم فتان - نشر : كيد و سحر - لف ونشر مرتب - لف : كيد وسحر ، نشر : ضحاك وسامري -  مرتب

9-لف : روي وچشم - نشر : گهر مي ريزد ، زر مي زند              - لف و نشر مشوش

10-  لف : شمشير و خنجر وگرز و كمند - نشر : بريد و دريد و شكست و ببست - لف و نشر و مرتب

لف : بريد و دريد و شكست و ببست - نشر : سرو سينه و پا و دست - لف و نشر مرتب 

 

 (اغراق ) صفحه 179

الف )اغراق هاي به كار رفته را در بيت هاوجمله ها زير بيابيد و آن ها را توضيح دهيد .

1-كل بيت اغراق است . ادعاي اغراق آميز در مورد لطافت بدن است اين لطافت به حدي است كه اگر به جاي پارچه ، لباسي از گلبرگ گل سرخ هم بر تن او كنند ، باز بدنش آزرده مي شود .

2- «هزار فرسنگ » ادعاي اغراق آميز و بيش از حدمعمول براي « فاصله بسيار دور » است .

3- كل بيت اغراق است . « درياي آب شدن كوه آهن » ادعاي اغراق آميز وبيش ازحدمعمول در مورد قدرت افراسياب است

4-«هزار من سنگ بالا بردن » ادعاي اغراق براي توانايي جسمي است .

5-توصيفي اغراق آميز درمورد زيبايي فردي به حدي كه سبب زيبايي زيورها گردد.

6-ادعاي اغراق آميز زيبايي شعرحافظ است به گونه اي كه حتي فرشتگان هم با آهنگ شعر او  به رقص در مي آيند 

7-شاعر هنر رامين را درنواختن چنگ ، اغراق آميز بيان كرده است كه از شنيدن صداي آن حتي سنگ به رقص در مي آيد .

8-شب و روز به فكر فردي بودن بيان اغراق آميز است درمورد توجه شاعر به محبوب خود .

9-اين كه گوش آدمي قصه ايمان را بشنود ومست شود ادعاي اغراق آميز وبيش از حد معمول است براي بيان تاثير ايمان ويقين

10-اداعاي اغراق آميز درمورد بارش شديد برف وزيادي آن به گونه اي كه زمين لقمه اي در دهان برف است .

2- سه مثال كه حاوي اغراق باشد خلق كنيد و بنويسيد

- زبانش مثل مسلسل كار مي كرد .            - مثل ابر بهاري گريه مي كرد         - از شدت تب مثل كوره مي سوخت .       

خود آزمايي درس 26

 ( حسن تعليل )  صفحه 183

1-درشعرهاي زيرآرا يه ي حسن تعليل رابيابيد.

£شاعر علت بارش باران را  ازابر ،شرمندگي  او ازچهره ي زيباي معشوق دانسته است كه مسلماَ اين علت واقعي نيست .                               

£در بيت دوم شمع (موم) خطاب به پروانه مي گويد علت سوختن و شعله ور شدن من اين است كه عسل (شيريني ) ازمن رفته است و  مانند فرهاد مي سوزم كه فقط علتي شاعرانه است البته در اين بيت شيريني با فرهاد ايهام تناسب دارد.

£علت شادابي درخت سرو را شاعر راستي و صداقت آن دانسته است كه البته فقط  علتي شاعرانه و اديبانه است.

£شاعر،  به سوي خورشيد رفتن ذره را به علت اديبانه ي همت عالي داشتن آن دانسته است .

£شاعر به زيبايي و رندي علت سياه كردن (رنگ كردن ) موهاي خود را نه پيري بلكه از آن مي داند كه به مصيبت مرگ جواني نشسته است .

£شاعر در اين بيت علت گوشه نشيني زاهدان را دلبري شاهدان بيان مي كندكه  دين و عقل را از بينندگان سلب مي كنند .

2-براي مثال هاي زير،علت ادبي ذكركنيد.                                                                                                                                                                          الف ) پرستو ها كوچ كرده اند  و برگها از اندوه ودوري آنان ، زرد و پژمرده اند .

ب) رود گريه كنان به سوي مادرش مي رود تا او را در  آغوش بگيرد .

3- براي حسن تعليل سه مثال خلق كنيد و بنويسيد .

الف –خورشيد از رفتار او شرمنده شد و زير ابر پنهان شد .          ب)چشمه ها از دوري مادرشان گريه مي كنند .

ج- در فصل بهار برگ ها ي درختان براي ديدن  خورشيد جوانه مي زنند .

4- ابيات زير را شرح كنيد و آرايه ي حسن تعليل را در آنها نشان دهيد .

£شاعر آمدن روز و طلوع خورشيدرا  به خاطر صداقت صبح دانسته است .

£شاعر براي از بين بردن  سايه و تاريكي زير شاخه هاي انبوه درختان  ، گلنار را مثل چراغي  تصور كرده ودرختان را با آن چراغاني كرده است يعني براي شكفتن گلنار  در زير برگهاي درخت كه  يك علت طبيعي است دليلي شاعرانه آورده است.

£شاعر علت بي كينه بودن خود را اين مي داند كه  دلش خانه عشق ومهر يار است وجايي براي كينه  ندارد .

£شاعر براي بارش ابر بهاري دليلي شاعرانه  آورده است  مي گويد چون ابر بهاري از بي وفايي وبد عهدي روزگار خبر دارد ومي داند كه روزگار اين گلهاي زيبا را هنگام پاييز نابود مي كند از آغاز تولد شان   به خاطرمرگ آن ها گريان است . 

 

 

-پايان-

 

 

 


موضوعات مرتبط: پاسخ خودآزمایی آرایه های ادبی از درس 14تا پایان
[ یکشنبه سوم مهر 1390 ] [ 2:29 ] [ گروه زبان و ادبیات فارسی متوسطه دلفان ]

خود آزمايي درس 1

(آشنايي با چند اصطلاح ادبي) صفحه ي7

1-     نمي كند.                2-  ــَ ن                 3- سخن                 4-حافظ در بيت آخر             5-  بيت اول                                                          

6- خير ، هر دوشعردر  قالب غزل سروده شده اند.                   7- فعاليت خارج از كلاس براي دانش آموزان

 

                                                      خود آزمايي درس 2                                                                   

(وزن ، اصلي ترين عامل موسيقي شعر) صفحه ي 12

1- درواژه هاي زير صامت ها و مصوت ها را نشان دهيد.

نسيم = صامت / ن / + مصوت كوتاه /ـَـ/ + صامت / س / + مصوت بلند /ي/ + صامت / م/ 

آسمان = صامت/ء/ + مصوت بلند/ ا /+ صامت/س/+ مصوت كوتاه/ ـِ /+ صامت/م/+ مصوت بلند/ ا/ + صامت/ن/

خوبي = صامت /خ / + مصوت بلند/ و/ + صامت /ب / + مصوت بلند/ي/

جوان مردي = صامت /ج/ + مصوت كوتاه /ــَـ/  + صامت / و / + مصوت بلند/ ا / + صامت /ن/ + صامت /م / + مصوت كوتاه /ــَ / + صامت /ر / + صامت / د/ + مصوت بلند / ي / 

ابر = صامت/ ء /+ مصوت   كوتاه /ـَـ/ + صامت /ب / + صامت /ر /

همّت = صامت /هـ / + مصوت كوتاه /­­ـــِ / + صامت /م /+ صامت/ م/ +مصوت كوتاه /ــَ / + صامت/ ت/

 

2- واژه هاي زير از چند هجا ساخته شده اند ؟ نوع هجا را مشخص كنيد.

 آتشين =3 هجا ، آ (هجاي بلند) +تَ (هجاي كوتاه) ، شين (هجاي بلند) _ U _ ) ) «ن»ساكن پس از مصوت بلند حذف مي شود .

بيدار = 2 هجا ،بي (هجاي بلند ) + دار(هجاي كشيده ) (U_  _ )

فقر = 1 هجا ، هجاي كشيده (U_ )

مستانه = 3 هجا ،مَس ( هجاي بلند ) ، تا ( هجاي بلند ) ، نِ ( هجاي كوتاه ) (U_  _ )

دانش آموز = 4 هجا ، هجا هاي اين واژه را به دوصورت مي توان نوشت.در تلفظ اول همزه ي آغاز بخش دوم ( آموز ) حذف مي گردد:

1- دا (هجاي بلند ) ، نِ ( هجاي كوتاه ) ، شا ( هجاي بلند ) ، موز ( هجاي كشيده) (U--U-)

2- دا (هجاي بلند ) ، نِش ( هجاي بلند ) ، آ ( هجاي بلند ) ، موز ( كشيده ) (U_ _ _ _   )      

3- هجاهاي مصراع زير را تعيين كنيد و هر نوع را با علامت خاص خود بنويسيد. 

  تـ / وا/ نا / بـُ / ود / هر / كـ / دا / نا / بـ / ود

U    ــ    ــ   U   ــ     ــ    U  ــ    ــ   U   ــ

4- مصوت كوتاه و بلند از نظر امتداد چه تفاوتي دارد؟

 مصوت بلند از نظر امتداد  دو برابر مصوت كوتاه است . از اين رو درتقطيع هجاها و شمارش واج ها معادل دو واج محسوب مي شود . ( امتداد هجا ، يعني مقدار زماني كه يك هجا درهنگام بيان به خود اختصاص  مي دهد .)

5- براي هريك ازواژه هاي زير، يك واژه هم وزن بنويسيد ، به گونه اي كه حرف آخر آن ها متفاوت باشد.

 صدق : ، نيك ، ترس ، حُسن ، عقل ، مِهر ، ترس                            نيكي : زيبا ، پاسخ ، رحمت ، دانا ، جالب ، بهتر ، ، مردم

جواني : سلامت ، صداقت،  سراسر ، قبايل ، ، سعادت ، برابر                  تقوا : ظاهر ، ظالم ، عالم، فاسد ، ماهر، شاهد ، بالغ ،كيلو

ميلاد : بازار ، دلدار ، آرام ،تاريك ، باريك ،ديدار، مهتاب ، گلزار           انتظار : انتخاب، اتحاد ، گل پسند ،انتقاد ، سربلند ، اقتصاد

6- براي هريك از واژه هاي زير ، يك واژه ي هم وزن بنويسيد كه حرف آخر آن ها يكي باشد.

 گل : مُل ، پل ، جُل ، دِل، گِل                                                  سخن : زغن ،چمن ،كفن ، دهن ، كهن ، سمن

سحر : اثر، خزر ، سپر ، پدر، خبر ، كمر ، سفر                       صبا : قفا، رها ، دعا ، جفا، خدا، وفا ، هما ، قبا

گلزار : بيدار ،  دلدار، گلنار ، بيزار ، غمخوار                      اشك : مشك ، رشك ، خشك

7- هجاهاي دو مصراع زير را جدا كنيد و با مقايسه ي آن ها نشان دهيد كه دومصراع ، هم وزن اند .

گو            ينـ          د              مـ            را             چُ             زا             د              ما            در

بنـ           شي         ن             م             صبـ        ر‎ْ              پيـ          ش           گيـ          رم                     

       هر دو مصراع هم وزن هستند، زيرا تعداد هجا ها در هر مصرع برابر است  ودر تكرار هجاهاي كوتاه وبلند بين آن ها نظم مشخصي ديده مي شود . هجاي كشيده از نظر امتداد برابر با يك هجاي بلند ويك هجاي كوتاه است ودرشمارش هجاها ، آن را يك بلند ويك كوتاه به حساب مي آوريم.)9999))

خود آزمايي درس3

(قصيده و غزل)  صفحه ي 28

1- قصايد مدحي از چه بخش هايي تشكيل مي شود ؟

تغزل ، تخلص ، تنه ي اصلي ، شريطه و دعا

2- تفاوت اصطلاح ((تخلص )) در قصيده و غزل را توضيح دهيد .

 تخلص در قصيده ، بيتي است كه مقدمه ي قصيده و تنه ي اصلي را به هم مرتبط مي سازد / تخلص در غزل ، نام شعري شاعر است كه معمولاً در بيت آخر مي آيد .( در قصايد مدحي هم ، شاعر نام خود را در بيت آخر مي آورد پس هر دو تخلص در قصيده ي مدحي وجود دارد.)

3- عمده ترين مضامين قصيده هاي فارسي را بيان كنيد.

 مدح ، رثا ، حكمت ، پند و اندرز ، شكايت ، عرفان و وصف

4- قالب قصيده و غزل را از ديد محتوا با هم مقايسه كنيد .

محتواي قصيده : مدح ،وصف ، رثا ، حكمت ، پند و اندرز است ولي در غزل ، عشق وعرفان  آميزه اي از اين دو است . از زمان مشروطه ، مضامين اجتماعي هم به غزل راه يافته است البته در غزل هاي متأخر مضامين مدحي هم وجود دارد.

5-تفاوت محتوايي غزل هاي سنتي را با غزل هاي پس از مشروطه بنويسيد.

محتواي غزل هاي سنتي عاشقانه و عارفانه است ولي محتواي غزل هاي پس از مشروطيت اجتماعي و وطني است .

6- با مراجعه به كتاب ادبيات سال دوم شعر(( باغ عشق )) و (( دركوچه سار شب )) را از ديد قالب و محتوا با هم مقايسه كنيد .

شعر« باغ عشق » در قالب قصيده است ومحتواي آن اخلاقي و حكمي و عرفاني است .ولي شعر « كوچه سارشب » در قالب غزل است و مضمون سياسي و اجتماعي دارد . 

 

خود آزمايي درس 4

 (قطعه ، ترجيع بند ، تركيب بند )  صفحه ي 39

1- علت نام گذاري قطعه را بنويسيد.

نامگذاري قالب قطعه به اين دليل است كه گويي اين نوع شعر ، قطعه اي جدا شده از ميان يك قصيده است .

2- موضوع هاي رايج قالب قطعه را بيان كنيد .

اخلاقي و حكمي ، تعليمي ، شكايت ، مدح ، هجو و تقاضا ، حكايت و ...

3-شعر ((متاع جواني)) ادبيات سال اول را از ديد قالب و موضوع بررسي كنيد.

قالب : قطعه    موضوع :  پند و اندرز و توصيه براي  قدر جواني را دانستن

4- تفاوت قالب ترجيع بند با قالب غزل را توضيح دهيد.

ترجيع بند از چند غزل پيوسته تشكيل شده است كه هر غزل قافيه متفاوت با غزل ديگر دارد ولي در يك غزل قافيه ثابت است . قالب ترجيع بند بلندتر از غزل است . وهمچنين درترجيع بند درپايان هر غزل (رشته) تخلص ديده نمي شود و بين رشته ها بيت ترجيع(بيت تكراري ) مي آيد . 

5- تفاوت تركيب بند محتشم با تركيب بند جمال الدين عبدالرزاق را بنويسيد.

مضمون تركيب بند محتشم كاشاني  رثاي امام حسين (ع)  در حالي كه مضمون تركيب بند جمال الدين عبدالرزاق  نعت و ستايش پيامبر (ص) است .

6- قالب تركيب بند چه تفاوتي با قالب ترجيع بند دارد؟

در تركيب بند ، بيت برگردان در پايان هر بخش  يا رشته متفاوت است در حالي كه در ترجيع بند يكسان است .

 

خود آزمايي درس 5

(مسمط ، مثنوي ) صفحه ي 46

1- ((رشته)) در ترجيع بند چه تفاوتي با رشته در قالب مسمط دارد؟

در مسمط ، در هر رشته همه ي مصرع ها به جز مصرع آخر هم قافيه است و هر رشته از چهار ، پنج يا شش مصرع تشكيل شده است ولي در ترجيع بند هر رشته مثل غزل است يعني مصرع اول با مصرع هاي دوم هم قافيه است .

2- پديد آورنده ي قالب مسمط كيست ؟

 منوچهري دامغاني

3- قالب مسمط تضميني را توضيح دهيد.

 مسمطي است كه بند آن در هر رشته به ترتيب مصراع  دوم بيت هاي يك غزل است ، يعني شاعر ، بيت هاي يك غزل را در پايان رشته هاي مسمط مي آوردو تعداد رشته ها ، تابع تعداد بيت هاي غزل است.

4- كدام قالب براي بيان داستانها و مطالب طولاني مناسب تر است  چرا؟

مثنوي ، چون قافيه ي هر بيت مستقــل است و شـــاعر مي توانــد پس از چند بيت، از قافيه هاي قبلي استفاده كند بنابراين شاعر كمتر با مشكل قافيه مواجه مي شود .

5- انواع مثنوي از ديد محتوا را بنويسيد .

 الف) حماسي وتاريخي ، مانند : شاهنامه ي فردوسي واسكندر نامه ي نظامي گنجه اي .

     ب) اخلاقي وتعليمي ، مانند : بوستان سعدي .

     پ) عاشقانه و بزمي ، مانند: خسرو شيرين نظامي وويس و رامين فخر الدين اسعد گرگاني .

     ت) عارفانه ، مانند : مثنوي مولوي ، حديقه الحقيقه ي سنايي و منطق الطير عطار .

6- شعر (( با تو ياد هيچ كس نبود روا)) و ((مرغ گرفتار )) از ادبيات سال اول را از ديد قالب و محتوا با هم مقايسه كنيد.

شعر« با تو ياد هيچ كس نبود روا »  در قالب «مثنوي» و محتواي آن «عارفانه» است .    شعر« مرغ گرفتار» در قالب« غزل» و محتواي آن «اجتماعي و ميهني» است كه شاعر اشتياق خود را به آزادي بيان كرده است.

 

خود آزمايي درس 6

 (رباعي ، دوبيتي ، چهار پاره)  صفحه ي 54

1- قالب رباعي چه خصوصياتي دارد؟

 الف) رباعي شعري چهار مصرعي است كه  رعايت قافيه در مصراع اول و دوم وچهارم آن اجباري است و درمصراع سوم قافيه اختياري است .  ب)ب)اين نوع شعر مناسب ترين قالب براي ثبت لحظه هاي كوتاه شاعرانه است  در همه ي  دوره ها رواج داشته است . ج) قالب رباعي ، خاص زبان فارسي است .   د) درون مايه ي آن بيش تر عارفانه ، عاشقانه يا فلسفي است .   هـ) رباعي داراي وزن خاص است . رايج ترين وزن رباعي ( لاحول ولا قوه الا باالله ) مي باشد.

2- چگونگي تشخيص قالب رباعي از دو بيتي را بنويسيد.

 از وزن آن ها تشخيص داده مي شود . نخستين هجا درهر مصراعِ دو بيتي كوتاه و در رباعي بلند است . زيرادوبيتي بر وزن «مفاعيلن ،مفاعيلن ، فعولن» سروده مي شود در حالي كه رايج ترين وزن  رباعي « لاحول و لا قوه الا بالله » است . 

3- چهار پاره چگونه قالبي است ؟

چهارپاره ، شعري است شامل چند دوبيتي با قافيه هاي مختلف كه از نظر معني با هم ارتباط دارند . در چهار پاره معمولاَ مصرع هاي زوج هر پاره هم قافيه اند . اين نوع شعر در روزگار معاصر پديد آمده وبه وزن هايي غير از وزن دوبيتي نيز سروده شده است .

4- قالب چهار پاره از چه هنگام و با چه هدفي رواج يافت ؟

پس از مشروطيت در روزگار معاصر در ايران رواج يافت و تلاشي بود در جهت ايجاد يك قالب نو كه درون ماية ي تازه داشته باشد . و بيش تر «اجتماعي و غنايي» است .

5- چهارپاره از نظر محتوا معمولاً چه تفاوتي با دوبيتي و رباعي دارد؟

معمولاَ قالب چهارپاره ،  براي بيان مضمون هاي «اجتماعي وغنايي » استفاده شده است در حالي كه قالب هاي رباعي ودو بيتـي براي مضمـون هاي « عاشقانه و عارفانه و فلسفي » استفاده مي شود .

6- شعر (( در امواج سند )) ادبيات سال اول را از ديد قالب و محتوا بررسي كنيد .

 شعر «در امواج سند»در قالب چهارپاره است ؛ زيرا  از چند دوبيتي با قافيه هاي مختلف تشكيل شده است .  مطلع آن مصرع نيست .  مصرع هاي زوج آن هم قافيه است . محتواي آن به هم مرتبط است . محتواي آن در مورد« وطن و ميهن »است .

 

خود آزمايي درس 7

(مستزاد، شعر نيمايي ) صفحه ي 61

1- قالب مستزاد چگونه پديد مي آيد ؟

 با افزودن واژه يا واژه هايي هم وزن به پايان مصراع هاي قطعه ،رباعي و غزل مي توان مستزاد سرود وبه سبب همين بخش هاي اضافي ، اين قالب را « مستزاد »گويند .

1-     اهميت قالب مستزاد در چيست ، چرا؟

 اهميت قالب مستزاد از آن روست كه احتمالاٌ از منابع الهام نيما در كوتاه و بلند كردن مصراع هاي شعر نو بوده است . زيرا اين قالب تنها قالب شعر سنتي است كه مصراع هاي آن با هم مساوي نيست .

3- وزن و قافيه در شعر سنتي و نيمايي چه جايگاهي دارد؟

 قافيه در شعر« سنتي» الزامي است و جايگاه ثابتي دارد . يعني ، در پايان مصرع ها مي آيد ولي در شعر نيمايي قافيه الزامي نيست و شاعر هر جا كه بيان خود را نيازمند واژه هاي هم قافيه مي بيند از آن استفاده مي كند. /شعر «سنتي»،« موزون» است و مصراع ها از نظر امتداد برابرند ، شعر« نيمايي» مانند شعر« سنتي» موزون است يعني وزن و آهنگ آن با گوش احساس مي شود اما در اين نوع شعر چون طول مصرع ها با هم مساوي نيستند و همچنين وجود قافيه الزامي نيست دريافت و احساس وزن به دقت بيشتري نياز دارد .

4- درمورد مضمون شعر نيمايي توضيح دهيد.

 مضمون شعر نيمايي مبتني بر تجربه ي شخصي است . يعني ، شاعرحق داردازهرانديشه اي اعم ازغنايي، فلسفي ، اجتماعي ، سياسي و سخن بگويد به شرط آن كه سخن برخاسته از احساس وي باشد.عمده ترين درون مايه ي شعر نيمايي عشق ، سياست و اجتماع است .

5- شعر (( هماي رحمت )) و (( پشت درياها)) از ادبيات سال دوم را از نظر قالب ودرون مايه با هم مقايسه كنيد.

 شعر « هماي رحمت » با توجه به تعداد ابيات همچنين محتواي ستايشي آن ، «قصيده» است. اما به لحاظ داشتن زبان نرم و احساسات لطيف ، مي تواند «غزل» باشد  .    پشت درياها : قالب نيمايي است و محتواي آن مطالب فلسفي ،معرفي آرمان شهر شاعر و بيان احساسات شخصي و ميل او به كمال انسانيت است . 

 

خود آزمايي درس 8

(تشبيه ) صفحه 69

1-در شعر ها وعبارت هاي زير پايه هاي تشبيه را معين كنيد .

0ايام گل ( مشبه) ،  عمر ( مشبه به) ، چو (ادات تشبيه) ،به رفتن شتاب كردن ( وجه شبه)

0 فقيه (مشبه) ،     خاك: (مشبه به ) ،   چو( ادات تشبيه) ،   تحمل كردن (وجه شبه )

0گرت زدست برآيد :    مصرع اول: ضمير تو ( مشبه) / نخل (مشبه به )/  چو ( ادات تشبيه ) / كريم بودن ( وجه شبه ) 

مصرع دوم :  ضمير تو ( مشبه )/  سرو ( مشبه به ) / چو ( ادات تشبيه ) / آزاد بودن ( وجه شبه )

0چون شبنم اوفتاده بدم: شناسه ي (م) در بُدم (مشبه )/ شبنم ( مشبه به )/ چون ( ادات تشبيه )/ افتاده بودن ( وجه شبه)

0همچو چنگم :م درچنگم (مشبه)/چنگ( مشبه به )/همچو( ادات تشبيه)/ براي تسليم و ارادت سردر پيش افكندن (وجه شبه )               

0تو همچون گل زخنديدن لبت با هم نمي آيد  الف)تو( مشبه)/گل (مشبه به)/همچون (ادات تشبيه)/هميشه خندان بودن وبه هم نيامدن لب ها(وجه شبه) / ب) من (مشبه) / بلبل (مشبه به ) / ادات تشبيه و وجه شبه محذوف است . (تشبيه بليغ)           ج)من (مشبه )/ بوتيمار(مشبه به) / چو (ادات تشبيه) /غمگين  نشستن (وجه شبه)

2- واژه ها و تركيبات زير، طرفين تشبيه اند . براي هر مشبه ، مشبه به  مناسب انتخاب كنيد .

0حسود : حسود همچون آتش سوزنده است .   0زندگي : زندگي مثلِ رودي جاري است .  0  علم : علم مانند چراغ روشن  است .       0سخن سودمند : سخن سودمند  مانند باران با طراوت  است .

3- بيت زير را معني كنيد و زيبايي تشبيه آن را توضيح دهيد.

 من در اين مجلس همچون شمعي فروزان هستم  كه در عين شادي و خنده ، غمگين و گريانم  و با آن كه سخن گيرا و كلام پرنفوذي دارم ، افسوس كه سخن و كلامم  اثر بخش نيست . /زيبايي اين تشبيه در اين است كه براي يك تشبيه دو وجه شبه آورده است .      من(مشبه)/شمع(مشبه به)/ چون (ادات تشبيه) ميان گريه خنديدن(وجه شبه اول)/ داشتن زبان آتشين اما بي اثر (وجه شبه دوم)

4- با هريك از مشبه هاي زير يك تشبيه بسازيد .

 شب : شب همچون چادري سياه در پهنه ي آسمان گسترانيده شد .       كتاب : كتاب همچون آيينه اي است كه اسرار عالم را در خود مي نماياند .                 عشق : عشق همچون دارويي شفابخش دل هاست .           دوست : دوست همچون عصايي است كه در گرفتاري ها  به انسـان نيرو مي بخشد. 

5-باهريك ازمشبه به هاي زير يك تشبيه بسازيد .

 دريا : دلم همچون دريا  خروشان است .            آينه ي روشن : مؤمن مانند آينه ي روشن عيب هاي انسان را آشكار مي كند .

گل سرخ : چهره ي يار همچون گل سرخ لطيف است .

6- با وجه شبه هاي زير تشبيه بسازيد و طرفين تشبيه را در آن نشان دهيد .

 بخشندگي : دل او دربخشندگي همچون درياست.                    پاكي : دل مؤمن در پاكي چشمه است .

زيبايي : چهره اش  در زيبايي چون ماه  بود .

7- درختي را در كوير به اختصار وصف كنيد و در توصيف خود سه تشبيه به كار ببريد.

تك درخت روييده در كوير همچون پيري خسته،  صبور و تشنه سر بر خاك مي گذارد گويي عابدي است كه در سماع عشق ، غريبانه چنگ بر خاك مي زند،  آرام و تشنه چون گنجشكي كه از فرط تشنگي پرواز را از ياد برده باشد.........

 

خود آزمايي درس 9

(تشبيه بليغ )  صفحه ي 73

1- در بيت ها و جمله هاي زير ، تشبيهات را بيابيد و تعيين كنيد كه در آن ها ، كدام يك از پايه هاي تشبيه حذف شده است ؟

0شبي چون شبه ، روي شسته به قير            نه بهرام پيدا نه كيوان نه تير

شبي : مشبه  /  شبه : مشبه به   /  چون : ادات تشبيه   /وجه شبه :  روي به قير شستن كه كنايه از تاريكي و سياهي شب است .

0درشجــاعت شيـر ربــا نيــستي                               درمروت خـود كه داند كيستي ؟

ي (تو) : (حضرت علي ) مشبه /  شير : مشبه به  /  در شجاعت : وجه شبه   /  ادات تشبيه : محذوف

0فراش باد صبا را گفته تا فرش زمردين بگسترد ودايه ي ابر بهاري را فرموده تا بنات نبات در مهد زمين بپرورد.

تشبيه اول ؛ باد صبا : مشبه   /    فراش : مشبه به   /     گستردن فرش : وجه شبه  /     ادات تشبيه : محذوف

 تشبيه دوم؛  ابر بهاري : مشبه   /    دايه : مشبه به     /  پروردن : وجه شبه   /    ادات تشبيه : محذوف

تشبيه سوم ؛  نبات : مشبه  /  بنات : مشبه به    /   پرورش يافتن  : وجه شبه  /     ادات تشبيه : محذوف

تشبيه چهارم ؛ زمين : مشبه    مهد : مشبه به      /   وجه شبه (محذوف)   /    ادات تشبيه : محذوف 

(فرش زمردين : استعاره مصرحه از سبزه)

0لبت تا درلطافت لاله ي سيراب را ماند                      دلم در بي قراري چشمه ي سيماب را ماند

لبت : مشبه  /   لاله ي سيراب : مشبه به    /    لطافت : وجه شبه     /        ماند : ادات تشبيه 

دلم : مشبه     / چشمه ي سيماب : مشبه به  /  بي قراري : وجه شبه  /   ماند : ادات تشبيه

0وزرا برمثال اطبا اند .

وزرا : مشبه     /  اطبا : مشبه به   /  برمثال : ادات تشبيه   /   وجه شبه : محذوف

0يكي را گفتند : عالم بي عمل به چه ماند ؟ گفت به زنبور بي عسل .

عالم بي عمل : مشبه    /    زنبور بي عسل : مشبه به   /   ماند : ادات تشبيه   /    وجه شبه : محذوف

0دروغ گفتن به ضربت لازم ماندكه اگر نيز جراحت درست شود ، نشان بماند .

دروغ گفتن : مشبه    /   ضربت لازم : مشبه به     / ماند : ادات تشبيه   /  به جا ماندن نشان:  وجه شبه

0اي شده چون سنگ سياهي صبور / پيش دروغ همه لبخندها / بسته چو تاريكي جاويد گور/ خانه به روي همه سوگندها

تشبيه اول : تو : مشبه  (محذوف )    /   سنگ سياه : مشبه به   /   صبوري:  وجه شبه   /  چون : ادات تشبيه

تشبيه دوم :خانه : مشبه   /     گور : مشبه به      /   بسته بودن : وجه شبه    /    چو : ادات تشبيه        

0از بس كه كوته است وسيه زلف يار من                           گويي كه روزمن بود و روزگار من

الف)زلف يارِ من : مشبه  /   روز من  : مشبه به   / كوتاهي  : وجه شبه  /  گويي : ادات تشبيه  (اين بيت لف و نشرمرتب دارد . )

ب) زلف يار: مشبه     /   روزگار من : مشبه به   / سياهي : وجه شبه   /  گويي : ادات تشبيه

0قطره تويي ، بحر تويي، لطف تويي ، قهر تويي                  قند تويي ، زهر تويي ، بيش ميازار مرا

شش تشبيه بليغ اسنادي در اين بيت وجود دارد .

 مشبه در همه ي تشبيه ها (تو) محذوف است  / مشبه به ها به ترتيب :  قطره ، بحر، لطف، قهر، قند و  زهر  / وجه شبه و ادات: در همه ي  تشبيه ها محذوف است.

2-دربيت زيريك تشبيه بليغ اضافي به كاررفته است ،آن رابيابيد وبه گونه اي بازنويسي كنيدكه همه پايه هاي تشبيه درآن ديده شود.

0گذشت روزگاران بين كه دوران شباب ما                       دراين سيلاب  غم ، دسته گلي شاداب را ماند

سيلاب غم : تشبيه بليغ     ( غم       مانند       سيلاب      ويرانگر است. )

                                           مشبه     ادات      مشبه به       وجه شبه

3-تشبيهاتي بسازيد كه ادات تشبيه در آن ها ذكر شده باشد و مشبه آن ها واژه هاي زير باشد.

0 آسمان  :  آسمان همچون خيمه اي است .   /  0 غروب :  غروب مانند قيامت است ./ 0غم  : غم مانند كوهي  بر وجودم سنگيني مي كند.               

4- تشبيهاتي بسازيد كه مشبه به آن ها واژه هاي زير باشد و ادات تشبيه از آن ها حذف شده باشد .

0نسيم :  زمان ، نسيمي زودگذر است.                       بليغ اضافي : نسيمِ آرزو  وزيد.   

0بهار  :  چهره ي يار، بهار با طراوت است .                  بليغ اضافي:    بهارِ عمر ، گذشت .

 شبنم  : اشك چشمانش ، شبنم شفافي بود .              بليغ اضافي:    شبنمِ اشك  ، بر رخسارش بود.

5- تشبيهاتي بليغ ( اضافي و غير اضافي)  بسازيد كه واژه هاي زير مشبه آن ها باشد .

0دانش :چراغ دانش ( اضافي ) / دانش چراغ  است  ( غيراضافي)  /  0 تعليم : گوهر تعليم (اضافي) / تعليم گوهر است .(غيراضافي)     /      0د وستي  : درخت دوستي (اضافي) / دوستي درختي است . ( غيراضافي)             

6- فعاليت خارج از كلاس براي دانش آموزان

خود آزمايي درس 10

(تشبيه مفرد، تشبيه مركب )  صفحه ي 79

1- در تشبيهات مركب زير ، طرفين تشبيه و وجه تشبه را تعيين كنيد ؟

0آن شاخه هاي نــارنج انــدر ميان ابــر           چون پاره هاي اخگر اندر ميان دود     

   آن شاخه هاي نارنج اندر ميان ابر : مشبه  /  پاره هاي اخگر اندر ميان دود : مشبه به /چون : ادات تشبيه / قرارگرفتن بخش هاي قرمز در ميان توده ي خاكستري رنگ : وجه شبه                

0جرم گردون تيره و روشن در او آيات صبح                 گويي اندر جان نادان ، خاطر داناستي       

 جرم گردون تيره و روشن در او آيات صبح  : مشبه /  اندرجان نادان خاطر داناست (وجود دانايي در جان نادان ) : مشبه به /       گويي : ادات تشبيه  / قرار گرفتن روشني درون سياهي: وجه شبه

0به چمن خرام وبنگر برتخت گل كه لاله                                       به نديم شاه ماند كه به كف اياغ دارد

لاله ي سرخ در كنار تخت گل : مشبه    /   نديم جام در دست در كنار تخت شاه : مشبه به /  قرار گرفتن چيزي بلند در كنار چيزي كوتاه تر در حالتي كه در بالاي آن چيز بلند، قرمز يي ديده مي شود : وجه شبه

0كنيــزان و غلامــان، گـردخــر گاه                ثريــا وار ، گــرد خــرمن مـــاه           

كنيزان و غلامان بر گرد خرگاه  : مشبه  /   قرار گرفتن ثريا گرد خرمن ماه : مشبه به /   وار: ادات تشبيه  / محاصره شدن چيزي با چيز ديگر يا حلقه زدن دور چيزي :وجه شبه

0آن قطره ي باران كه برافتد به گل سرخ               چون اشك عروسي است بر افتاده به رخسار       

  قطره ي باران افتاده بر گل سرخ : مشبه /  اشك عروسي برافتاده بر رخسار : مشبه به /  چون : ادات تشبيه  /  قرار گرفتن يك چيز سفيد و شفاف بر روي يك چيز قرمز لطيف و زيبا : وجه شبه

0درخم زلف تو آن خال سيه داني چيست ؟        نقطه ي دوده كه درحلقه ي جيم افتاده است     

خال سياهي كه گيسوي خميده دور آن راگرفته است:مشبه/  نقطه ي دوده كه بر حلقه ي جيم افتاده باشد :مشبه به /  ادات تشبيه : محذوف  / قرار گرفتن نقطه اي سياه در ميان چيزي حلقه اي شكل : وجه شبه

2-     در شعرها و عبارتهاي زير تشبيهات مفرد و مركب را تعيين كنيد . 

0رخ گل را كه عكس روي يار است                  هوا مشاطه ، آب آيينه دار است .

 بيت سه تشبيه مفرد دارد:

1) رخ گل مانند عكس روي يار است،  2) هوا مانند مشاطه است ، 3) آب مانند آيينه دار است .

0هركه علم خواند و عمل نكرد ، بدان ماند كه گاو راند وتخم نيفشاند .

بيت يك  تشبيه مركب دارد : 

هر كه علم خواند و عمل نكرد : مشبه  /كسي كه گاو راندو تخم نيفشاند : مشبه به / وجه شبه : وجود شرط لازم و انجام ندادن آن   /  ماند : ادات

0عرقت بر ورق روي نگارين به چه ماند            همچو برصفحه ي گل قطره ي باران بهاري        

  بيت يك تشبيه مركب دارد: 

 عرقت بر ورق   روي نگارين: مشبه   /   قطره ي باران بهاري بر صفحه ي گل  : مشبه به / ماند : ادات تشبيه   /  قرار گرفتن سفيدي و روشني بر سرخي : وجه شبه 

0زلف تو مگــر جانا اميد و نــياز است             زيرا كه چنين هر دو سياه است و درازاست     

  بيت دو تشبيه مفرد دارد :

 در هر دو تشبيه (زلف ): مشبه   /   مشبه به ها به ترتيب :  اميد و   نياز   /  درازي و سياهي:  وجه شبه 

0ماه خورشيد نمايش زپس پرده ي زلف          آفتابي است كه درپيش ، سحابي دارد     

 بيت  يك تشبيه  مركب دارد:

ماه خورشيد نمايش ز پس پرده ي زلف: مشبه / آفتابي است كه در پيش سحابي دارد : مشبه به /  ادات تشبيه : محذوف  /سايه انداختن سياهي بر روي سفيدي : وجه شبه  

0آن فســون ديــو در دل هــاي كژ              مي رودچـون كفش كـژ در پـاي كـژ

 بيت يك  تشبيه مركب دارد :

آن فسون ديو در دل هاي كج : مشبه  /  فرو رفتن كفش كج در پاي كج: مشبه به / قرارگرفتن چيز نا مناسب در محل نامناسب  : وجه شبه

0قــرار در كـف آزادگـان نگــيرد مال                 چو صبر در دل عاشق ، چو آب در غربال               

 بيت دو تشبيه مركب دارد :    

 در هر دو تشبيه (قرار نگرفتن مال در دست انسان هاي آزاده ): مشبه / 1-  قرار نگرفتن صبر در دل عاشق 2- قرار نگرفتن آب در غربال : مشبه به /  قرارنگرفتن  چيزي در چيز ديگر : وجه شبه

0اي زلــف تو هـــر خــمي ، كمنــدي                 چشــمت به كرشمه ، چشـم بنـد ي                      

 بيت دو تشبيه مفرد دارد: 

1)هر خم زلف تو :  مشبه /   كمند : مشبه به  / خميدگي : وجه شبه   /  ادات :محذوف

2 )چشم تو : مشبه     /  چشم بند : مشبه به   / كرشمه  : وجه شبه   /  ادات :محذوف        

0ازديده گر سرشك چو باران چكد ، رواست             كاندر غمت چوبرق بشد روزگار عمر                  

 بيت دو تشبيه مفرد دارد:

1) سرشك : مشبه     /    باران : مشبه به  /  چو : ادات تشبيه   / پياپي فروچكيدن : وجه شبه

2) روزگار عمر : مشبه /   برق : مشبه به   / چو : ادات تشبيه    /   به سرعت سپري شدن : وجه شبه

3ـ با مشبه هاي زير تشبيه مركب بسازيد ؟

ـ اشكي بر رخسار يك كودك : همانند قطره شبنمي است بر برگ گل .

ـ مرددانايي كه درجامعه ي خود شناخته شده نيست : مانند مرواريدي گرانبها در عمق دريايي بي انتهاست.

ـ  شكوفه هاي سرخ در ميان برگ هاي سبز يك درخت : مانند عقيقي  است كه برسبزه زاري افتاده باشد.   

4-با مشبه به هاي زير تشبيه مركب بسازيد ؟

گل هاي سپيد كه در مرغزاري سبز روييده اند : پولك هاي سپيد ي كه بر روي لباس سبز رنگش دوخته ، مانند گل هاي سپيدي است كه در مرغزاري سرسبز روييده اند .

چراغ هاي مهتابي كه در حال چشمك زدن هستند : ستارگاني كه در ميان آسمان نورافشـاني مي كنند ؛ مانند چراغ هاي مهتابي در حال چشمك زدن هستند .

5- فعاليت خارج از كلاس براي دانش آموزان

 

خود آزمايي درس 11

( استعاره ي مصرحه)  صفحه ي 85

1- در شعرهاي زير ، استعاره ي مصرحه رابيابيد و بگوييد كه چگونه پديد آمده اند . مشبه ، مشبه به و وجه شبه را نيزبيابيد .

0شمس وقمرم آمد ، سمع وبصرم آمد               وان سيم برم آمد ، وان كان زرم آمد

 شمس و قمر ، سمع و بصر ، سيم بر ، كانِ زر « استعاره مصرحه» از معشوق است .

در تمام موارد ( محبوب يا معشوق) : مشبه   /  در تمام موارد ( مانند ) : ادات تشبيه   /

شمس و قمر: مشبه به /   نورانيت و زندگي بخشي  : وجه شبه

سمع و بصر   :مشبه به   /   هوشياري و آگاهي بخشيدن يا  نزديكي :وجه شبه 

سيم بر : مشبه به   /  سپيدي و درخشش: وجه شبه       

كان زر (معدن طلا) : مشبه به   /    ارزشمندي و منزلت :وجه شبه                                                                                                                                                                                                                                        0 در اين بازار اگر سودي است با درويش خرسند است                  خدايا،منعمم گردان به درويشي و خرسندي           بازار:استعاره از دنيا  

دنيا :مشبه /      بازار:مشبه به /    وجه شبه : سودمندي ، سود بخشي                                                                                                                                                        0مرا در خانه سروي هست كاندر سايه ي قدش                   فراغ از سرو بستاني و شمشاد چمن دارم  

 سرو :استعاره از معشوق زيباي بلند قامت  

معشوق  :مشبه   /   سرو :مشبه به    /  زيبايي و قامت بلند :وجه شبه       

0 بخت آن نكند با من، كان شاخ صنو بر را                      بنشينم وبنشانم،گل بر سرش افشانم

شاخ صنوبر:استعاره از معشوق

معشوق  :مشبه  /    شاخ صنوبر :مشبه به    / زيبايــي و شــــادابي :وجه شبه      

0اي غنچه ي خندان ،چراخون در دل ما مي كني ؟                  خاري به خود مي بندي و ما را ز سر وا مي كني                                     غنچه ي خندان :استعاره از محبوب  

محبوب :مشبه  /    غنچه ي خندان :مشبه به    /     خنده رويي و زيبايي: وجه شبه      

0چوتنها ماند ماه سرو بالا                       فشاند از نرگسان لؤ لوي  لالا          

 بيت سه استعاره دارد : 1)ماه سروبالا :استعاره از معشوق زيبا 2) نرگسان :استعاره از دو چشم 3)لؤلؤي لالا : استعاره از اشك

* معشوق من از نظر زيبايي مانند ماه است كه از چشمان خمارش كه مانند نرگس است قطرات اشك درخشان و شفاف مانند لؤلؤ فرو مي چكد . (سرو بالا تشبيه است = بالاي او مانند سرو است )

معشوق :مشبه /    ماه :مشبه به   /   زيبايي: وجه شبه 

چشمان :مشبه    /   نرگس :مشبه به    /   خماري :وجه شبه    

قطرات اشك :مشبه /   لؤلؤ :مشبه به   /  درخشش و شفاف بودن :وجه شبه    

2-با واژه هاي زير استعاره ي مصرحه بسازيد؟

- كاروان سرا : هر روز از اين كاروان سرا (استعاره از دنيا ) عده اي به سراي ديگر مي شتابند .

- ماه : ماهم ( استعاره از معشوق) اين هفته برون رفت و به چشمم سالي است. ( حافظ)

3-    استعاره هاي مصرحه ي زير را به تشبيه تبديل كنيد و تمامي پايه هاي تشبيه را نام ببريد ؟      

0مرا برف باريده بر پر زاغ               نشايد چو بلبل تماشاي باغ

در بيت دو استعاره ي مصرحه وجود دارد : 1)برف :استعاره از موي سفيد       2) زاغ :استعاره از موي سياه در دوران جواني

الف :(موي من در پيري مانند برف سفيد شده است .)  مويِ من :مشبه / مانند: ادات تشبيه / برف :مشبه به /سفيدي:وجه شبه

ب: (موي من در جواني مانند پرزاغ سياه بود. )   موي من :مشبه / مانند: ادات تشبيه /پرزاغ :مشبه به / سياهي : وجه شبه

0باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است                         شمشاد خانه پرور من از كه كم تر است                                                                             (محبوب من در شادابي وزيبايي مانند شمشاد است . ) محبوب من : مشبه  /  شمشاد:مشبه به / شادابي و زيبايي :وجه شبه /               مانند :ادات تشبيه                                                                                                                                        

0باز امشب اي ستاره  تابان نيامدي                    باز اي سپيد ه ي شب هجران نيامدي                                                                                   در بيت دو استعاره وجود دارد:   1-ستاره ي تابان       2- سپيده ي شب               (هر دو استعاره از معشوق است.)                                                                                                                                 (محبوب من درزيبايي و روشني بخشي مانند ستاره است. )(  محبوب من در اميد بخشي مانند سپيده ي شب است. )                                                                                                                                                                      محبوب من:مشبه /1- ستاره  2- سپيده ي شب : ( مشبه به) /  زيبايي وروشني بخشي واميد بخشي:وجه شبه / مانند:ادات    

0 تا تو را جاي شد اي سرو روان در دل من             هيچ كس مي نپسندم كه به جا ي تو بود

سروِ روان :استعاره از محبوب است     ( محبوب من در خو ش قا متي وتنا سب اندام مانند سرو است . )   محبوب من:مشبه /      سرو : مشبه به    /مانند : ادات تشبيه      /  خوش قامتي وتنا سب اندام : وجه شبه                                                                                                     

0 همه بند گان موي كردند باز در اين ابيات شش استعاره وجود دارد :

 بيت اول:  1-مشكين‎ْ كمندِدراز: موي سياه و بلند

 بيت دوم:   2-فندق : استعاره از ناخن      3-گل :استعاره از چهره ي لطيف    4 ارغوان: استعاره از گونه

 بيت سوم :  5 –نرگس :استعاره ازچشم    6- گل:استعاره از چهره ي نمناك  

موي فرنگيس :مشبه  /     كمندسياه ودراز: مشبه به     /      بلندي وسياهي :وجه شبه    /   مانند: ادات تشبيه                                          

ناخن فرنگيس:مشبه  /     فندق: مشبه به    /     انحنا و رنگ: وجه شبه   /    مانند: ادات تشبيه     

چهره ي فرنگيس: مشبه   /     گل  :مشبه به      /    لطا فت و قرمز ي :وجه شبه  /    مانند : ادات تشبيه  

چشم فرنگيس : مشبه    /    نرگس :مشبه به     /    خماري: وجه شبه    /     مانند: ادات تشبيه      

گونه ي فرنگيس :مشبه    /       ارغوان : مشبه به    /    قرمزي و گلگوني :وجه شبه    /   مانند : ادات تشبيه

چهره ي فرنگيس: مشبه   /     گل  :مشبه به    /     لطا فت ونمناكي :وجه شبه   /    مانند : ادات تشبيه             

چهره ي فرنگيس

خود آزمايي درس 12

(استعاره ي مكنيه ، ‹تشخيص › ) صفحه91

1-     در شعرهاي زير ، استعاره هاي مكنيه را بيابيد و ....... .

0كس چو حافظ نگشود از رخ انديشه نقاب                  تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند

1)رخ انديشه : استعاره ي مكنيه (تشخيص )     2)زلف سخن : استعاره ي مكنيه (تشخيص )   (هردو اضافه ي استعاري است)

انديشه : مشبه  /  انسان زيبا رو: مشبه به محذوف  /  وجه شبه : داشتن چهره وظاهر زيبا

سخن : مشبه    /    عروس : مشبه به محذوف    /   وجه شبه :  داشتن زلف آراسته .

0هركاو نكاشت مهر وزخوبي گلي نچيد          در رهگذار باد نگهبان لاله بود

(كاشتن ِمهر : استعاره ي مكنيه)       مشبه : مهر    /       مشبه به محذوف : بذر  /    وجه شبه : كاشتن و ماندگار بودن

(گل چيدن از خوبي : استعاره مكنيه)       مشبه :خوبي   /   مشبه به محذوف:  در خت يا گلستان /   وجه شبه :  چيدن گل

0اي ابر بهمني نه به چشم من اندري              تن زن زمانكي و بياساي و كم گري

ابر بهمني : استعاره ي مكنيه (تشخيص )

مشبه : ابر   /   مشبه به محذوف : انسان   /     وجه شبه: آسودن و گريستن و مورد خطاب واقع شدن .

0فردا كه پيشگاه حقيقت شود پديد             شرمنده رهروي كه عمل برمجاز كرد

پيشگاه حقيقت : استعاره ي مكنيه (اضافه ي استعاري )

 مشبه : حقيقت   /    مشبه به محذوف : كاخ و بارگاه  /  وجه شبه : داشتن پيشگاه و بزرگي

2-     استعاره هاي مكنيه را بيابيد و معين كنيد كه كدام يك تشخيص است ؟

0آسمان تعطيل است / باد ها بي كارند / ابرها خشك و خسيس / هق هق گريه ي خود را خوردند.

آسمان : استعاره ي مكنيه     /   باد: استعاره ي مكنيه ( تشخيص )   /     ابر: استعاره ي مكنيه (تشخيص )

0 شب ايستاده است / خيره نگاه او / برچارچوب پنجره ي من

شب : استعاره ي مكنيه( تشخيص)    /     نگاه او (نگاه شب ) : استعاره ي مكنيه ( تشخيص )

0 بخز در لاكت اي حيوان كه سرما / نهاني دستش اندر دست مرگ است / مبادا پوزه ات بيرون بماند / كه بيرون برف و باران وتگرگ است .        حيوان : استعاره مكنيه ( تشخيص ) چون مخاطب واقع شده است  / سرما: استعاره ي مكنيه ( تشخيص) ،  /دستش (دست سرما) ودست مرگ : استعاره ي مكنيه (تشخيص )

0 در آفاق گشاده است و ليكن بسته است              از سر زلف تو در پاي دل ما زنجير

درآفاق : استعاره ي مكنيه           /         پاي دل : استعاره ي مكنيه( تشخيص )

0 گل بخنديد و باغ شد پدرام             اي خوشا اين جهان بدين هنگام

خنديدن گل : استعاره مكنيه ( تشخيص  )   /   پدرام شدن باغ : استعاره مكنيه ( تشخيص) 

3-     استعاراتي كه در اشعار زير به كاررفته مصرحه اند يا مكنيه ؟

0 آينه ت داني چرا غماز نيست                چون كه زنگار از رخش ممتاز نيست

آينه : استعاره ي مصرحه از دل/ زنگار: استعاره ي مصرحه از ناپاكي وآلودگي/ رخش (رخ آينه): استعاره ي مكنيه ( تشخيص)

0 گرچه من خود زعدم دل خوش و خندان زادم        عشق آموخت مرا شكل دگر خنديدن

عشق آموخت: استعاره ي مكنيه ( تشخيص)

0 ملكا ، مها ، نگارا، صنما ، بتا ، بهارا                   متحيرم ، ندانم كه توخود چه نام داري

ملك ، مه ، نگار ، صنم ، بت و بهار : همه  استعاره ي مصرحه از معشوق هستند.

0 خواهم شدن به ميكده گريان و دادخواه                  كز دست غم خلاص من آن جا مگر شود

دستِ غم : استعاره ي مكنيه (تشخيص )

0 اي بخارا ، شاد باش و شاد زي              مير زي‎ْ تو شادمان آيد همي

بخارا: استعاره ي مكنيه( تشخيص)  زيرا منادا واقع شده است و از جهت ديگر: (بخارا مانند انساني است كه مي تواند شاد شود.)

4-     استعاره هاي زير را به تشبيه تبديل كنيد و پايه هاي تشبيه را نام ببريد .

الف: جاده نفس نفس مي زد

جاده     مانند      انساني    نفس نفس مي زد               جاده: استعاره ي مكنيه ( تشخيص)است

مشبه     ادات     مشبه به         وجه شبه

ب:  ما آبروي فقر و قناعت نمي بريم        با پادشه بگوي كه روزي مقدر است

آبروي فقر و قناعت : استعاره ي مكنيه ( تشخيص)

فقر و قناعت    مانند    انساني      آبروو ارزش    دارد .

 مشبه             ادات       مشبه به           وجه شبه                  

 

خود آزمايي درس 13

 (حقيقت و مجاز) صفحه97

1-     واژه هاي مشخص شده كدام حقيقت و كدام مجاز است ؟ در هر مجاز قرينه را نشان دهيد .

- برو هرچه مي بايدت پيش گير          سر ما نداري ، سر خويش گير

 سر اول : مجاز از قصد و فكر          قرينه : مضاف واقع شده است         سر دوم حقيقت  است چون تركيب كنايي است.

فرق مجاز و كنايه : در مجاز قرينه ي صارفه وجود دارد كه ذهن شنونده را از توجه به معني اصلي كلمه باز مي دارد يعني در مجاز نمي توان معني اصلي كلمه را اراده كرد . اما در كنايه اراده ي معني اصلي نيز ، جايز و ممكن است . در قديم اصطلاح كنايه را به مفهوم كلي به كار مي بردند كه شامل مجاز و استعاره نيز مي شد ولي اصطلاح جديد كنايه كه با مجاز و استعاره فرق داشته باشد ، از موضوعات ادباي متاخر است .  ( نقل از كتاب فنون بلاغت و صناعات ادبي استاد جلال الدين همايي )

- اگر به زلف دراز تو ، دست  ما نرسد           گناه بخت پريشان و دست  كوته ماست

دست اول : مجاز از انگشت   )      قرينه : بقيه جمله       دست دوم :  حقيقت است و در تركيب كنايي به كار رفته است. 

- ما را سري است با تو كه گر خلق روزگار                دشمن شوند و سر برود هم بر آن سريم

سر مصراع اول : مجاز  از قول و قرار      قرينه : بقيه ي جمله      

درمصراع دوم : سرِ اول  حقيقت ( در تركيب كنايي)سر دوم: مجاز  از قصد و انديشه       قرينه : بقيه ي جمله       

- آفرين جان آفرين پاك را             آن كه جان بخشيد و ايمان خاك را

خاك : مجاز از انسان    قرينه : ايمان و جان بخشيدن به آن       

- چو آشاميدم اين پيمانه را پاك         در افتادم زمستي بر سرخاك  

پيمانه : مجاز از هر چيز نوشيدني    قرينه : آشاميدم                 خاك : مي تواند مجاز از زمين باشد  

- از تو به كه نالم كه دگر داور نيست           وزدست تو هيچ دست بالاتر نيست

هر دو دست : مجاز از قدرت         قرينه : بقيه ي عبارت    (علاقه آليه )

- كار پاكان را قياس از خود مگير               گرچه ماند در نبشتن شير و شير

هردو شير حقيقت است  .

2-     در ميان مجازها ، استعاره ها را مشخص كنيد .

- گل برگ را ز سنبل مشكين نقاب كن         يعني كه رخ بپوش و جهاني خراب كن

گل برگ : استعاره از چهره         سنبل : استعاره از گيسوان

- عالم از شور و شر عشق خبر هيچ نداشت           فتنه انگيز جهان نرگس جادوي تو بود

نرگس جادو : استعاره از چشم                 در اين بيت واژه ي  (عالم) مي تواند مجاز از موجودات عالم باشد

- هرگز وجود حاضر غايب شنيده اي                 من در ميان جمع و دلم جاي ديگر است

دل در اين بيت مجاز است از حواس  چون دل محل ميل و رغبت است ( علاقه ي محليه).

- زبان خامه ندارد سرِ بيان فراق          وگرنه شرح دهم با تو داستان فراق 

  زبان خامه  : استعاره مكنيه (تشخيص)          سر مجاز از قصد  و علاقه ي آن محليه است .

ث : الا اي باد شبگيري بگو آن ماه مجلس را            تو آزادي و خلقي درغم رويت گرفتاران

ماه مجلس استعاره از يار                الا اي باد شبگيري : استعاره مكنيه  چون مورد خطاب واقع شده است.     

ج : ستاره اي بدرخشيد و ماه مجلس شد               دل رميده ي ما را انيس و مونس شد

ستاره : استعاره از معشوق              ماه مجلس: استعاره زيبا روي مجلس

چ : دفتر فكرت بشوي ، گفته ي سعدي بگوي          دامن گوهر بيار بر سر مجلس ببار

مجلس مجاز است از افراد حاضر در مجلس       علاقه : محليه


موضوعات مرتبط: پاسخ خودآزمایی آرایه های ادبی تا درس 14
[ یکشنبه سوم مهر 1390 ] [ 2:28 ] [ گروه زبان و ادبیات فارسی متوسطه دلفان ]
درباره وبلاگ

به نام خداوند جان و خرد / گزین برتر اندیشه بر نگذرد
این وبلاگ با هدف اطلاع رسانی به همکاران و پاسخ گویی به سوالات ادبی دانش آموزان مقطع متوسطه ایجاد شده است دانش آموزان می توانند سوالات درسی خود را در زمینه های زبان و ادبیات فارسی ، آرایه های ادبی و تاریخ ادبیات در این وبلاگ قرار دهند تا حداکثر ظرف یک هفته پاسخ خود را در همین وبلاگ دریافت کنند .
حسین نظریان
سرگروه آموزشی زبان و ادبیات متوسطه شهرستان دلفان
موضوعات وب
امکانات وب