کلک خیال
وبلاگ گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی شهرستان دلفان
گروه ادبیات بروجرد
گروه ادبیات ناحیه 1 خرم آباد
گروه ادبيات ناحيه 2 خرم آباد
گروه ادبیات ازنا
گروه ادبیات دورود
گروه ادبيات اليگودرز 1
گروه ادبيات اليگودرز 2
گروه ادبيات فارسي الشتر
گروه ادبيات پلدختر
گروه ادبيات زاغه
گروه ادبيات ويسيان
گروه ادبیات کوهدشت
گروه ادبیات طرحان
گروه ادبیات رومشکان
گروه ادبيات سپيددشت
گروه ادبيات معمولان
گروه ادبیات استان همدان
شبكه آموزشي رشد
سوال:

با سلام و خسته نباشید و با تشکر از نظرات صائبتان لطفاً نظر خود را در مورد واژه ی « دوران ها » به معنی عصر وزمان ها اعلام فرمایید که «ان » اگرنشانه ی جمع هست به کار بردن نشانه ی « ها» حشو است یا نه؟ یا« ان » را باید چیز دیگری گرفت؟

 

پاسخ :

همکار گرامی با سپاس از لطف شما همان گونه که مستحضرید واژه ی (دور  dowr) عربی است که مصدر آن (دوران) بر وزن فعلان است  و درمعنای حرکت ، گردش و چرخش به کار می رود . صاحب غياث اللغات در این باره می نویسد: (هر لفظى بر اين وزن آيد از مصادر و در او معنى حركت و انتقال باشد پس آن لفظ به فتحات ثلاثه مى‌آيد چنانچه دوران و جريان و طيران و سيلان و... مگر فارسيان اكثر اينها را به سكون ثانى استعمال كنند و گاهى به فتحات) . بنا براین (ان) در این واژه نشانه جمع نیست و جزء ساختار اصلی واژه (بر وزن فعلان)محسوب می شود پس اضافه نمودن علامت(ها) به آن حشو نیست. اما این که فرموده اید به معنای (عصر و زمان )باید توجه داشته باشیم از آنجا که حرکت و گردش روزگار عامل به وجود آمدن وقت و زمان است در زبان فارسی معنای(عصر و زمان )برای این واژه مجازی است نه معنای حقیقی .

منتظر نظرات ارزشمند جنابعالی هستیم.


موضوعات مرتبط: پاسخ به سوالات درسی
[ سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392 ] [ 3:18 ] [ گروه زبان و ادبیات فارسی متوسطه دلفان ]
سوال :

با سلام لطفا نظر خود را در مورد واژه ی « شبیخون » و نوع ساختمانش و نوع « ی» در وسط آن اعلام فرمایید .

پاسخ:

 با سلام  خدمت شما همکار گرامی و عرض پوزش از تاخیری که به وجود آمد.

      اگر چه در فرهنگ لغت دهخدا ساختمان  این واژه مر کب ثبت شده است (شب+خون= حمله ی شبانه) به نظر می رسد که با توضیحاتی که در کتاب درسی آمده است ، امروزه باید ساختمان این گونه واژه ها را ساده بدانیم .  


موضوعات مرتبط: پاسخ به سوالات درسی
[ پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1392 ] [ 1:37 ] [ گروه زبان و ادبیات فارسی متوسطه دلفان ]

سوال :

با سلام و خسته نباشید ممنون از راهنمایی ها ی قبلی جناب عالی ، خواهشمندم در مورد نوع متمم ها و گذر و ناگذر بودن فعل های جمله ها ی زیر نظر بدهید. 1- « ترجمه ی شعر شاعران اروپایی... باعث بروز تحوّل از سبک کهن به سبک نیمایی و شعر سپید شد . »2- « از بوته ای به بوته ای و از شاخی به شاخی [می پریدیم ]ادبیات پیش / ص 61»3- « [ فرات]شاید از این دشت غمناک به آن سوی بیابان های وسیعی که دست ستم آلود فضایشان را نفشرده بود ، پیامی می بُرد .» ( سپیده ی آشنا /ادبیات پیش ص 39)»
4- چند متر طناب از این دیوار  به آن دیوار می رسد؟ 6-در این نوع ترجمه ، توجّه مترجم بیشتر به گیرنده ی پیام است و تمایل ندارد ساخت های صوری و معانی نا آشنا را از زبان مبدأ به زبان مقصد وارد کند .

 پاسخ:


1- « ترجمه ی شعر شاعران اروپایی... باعث بروز تحوّل از سبک کهن به سبک نیمایی و شعر سپید شد . »

ترجمه ی شعر شاعران اروپایی = گروه نهادی(مسندالهیی)

باعث بروز تحوّل = گروه مسندی

شد = فعل گذرا به مسند

(جمله 3 جزیی)

از سبک کهن  /  به سبک نیمایی = متمم های قیدی

 
2- « از بوته ای به بوته ای و از شاخی به شاخی [می پریدیم ]ادبیات پیش / ص 61»

ما (محذوف) = نهاد

می پریدیم = فعل (ماضی استمراری) ناگذر

(جمله 2 جزیی ) 

از بوته ای  به بوته ای و  از شاخی به شاخی = متمم های قیدی


3- « [ فرات]شاید از این دشت غمناک به آن سوی بیابان های وسیعی که دست ستم آلود فضایشان را نفشرده بود ، پیامی می بُرد .» ( سپیده ی آشنا /ادبیات پیش ص 39)»

این عبارت دو جمله دارد :

الف)[ فرات]شاید از این دشت غمناک به آن سوی بیابان های وسیع، پیامی می بُرد .

فرات= نهاد             

پیام = مفعول

می بُرد= فعل (ماضی استمراری) گذرا به مفعول

(جمله 3 جزیی)

از این دشت غمناک  به آن سوی بیابان های وسیع= متمم های قیدی

شاید= قید

ب)دست ستم آلود ،فضایشان را نفشرده بود.

دست ستم آلود= گروه نهادی       

فضایشان =گروه مفعولی

نفشرده بود= فعل (ماضی بعید منفی)گذرا به مفعول

(جمله 3 جزیی)


4- چند متر طناب از این دیوار  به آن دیوار می رسد؟

چند(صفت پرسشی) متر(ممیز) طناب(هسته)= گروه نهادی

به آن دیوار = متمم  فعلی(متمم اصلی)

می رسد= فعل (مضارع اخباری) گذرا به متمم

(جمله 3 جزیی)

از این دیوار  = متمم قیدی


5- غلغله ی آن ها به کوی و برزن می رفت.

غلغله ی آن ها= گروه نهادی

می رفت=فعل(ماضی استمراری) ناگذر (دارای آرایه تشخیص و معادل " صدا شنیده می شد " )

(جمله 2 جزیی)

به کوی وبرزن= متمم قیدی


6-در این نوع ترجمه ، توجّه مترجم بیشتر به گیرنده ی پیام است و تمایل ندارد ساخت های صوری و معانی نا آشنا را از زبان مبدأ به زبان مقصد وارد کند .

این عبارت از سه جمله تشکیل شده است :

الف)در این نوع ترجمه ، توجّه مترجم بیشتر به گیرنده ی پیام است

توجّه مترجم= گروه  نهادی

به گیرنده ی پیام= متمم مسندی (متممی که در جایگاه مسند قرار گرفته است)

است= فعل گذرا به مسند

(جمله 3 جزیی)

در این نوع ترجمه= متمم قیدی

بیشتر= قید

ب) - تمایل ندارد.

او(مترجم)= نهاد محذوف

تمایل =مفعول

ندارد= فعل(مضارع ساده منفی) گذرا به مفعول

(جمله 3 جزیی)

 ج) - ساخت های صوری و معانی نا آشنا را از زبان مبدأ به زبان مقصد وارد کند .

او(مترجم)= نهاد محذوف

ساخت های صوری و معانی نا آشنا= مفعول

به زبان مقصد= متمم فعلی

وارد کند= فعل مرکب (گذرا به مفعول و متمم)

(جمله 4 جزیی)

 


موضوعات مرتبط: پاسخ به سوالات درسی
[ شنبه بیست و یکم دی 1392 ] [ 1:18 ] [ گروه زبان و ادبیات فارسی متوسطه دلفان ]
 

سوال :

در مورد تکواژ ها ی بعضی که از بعض +ی درست شده و یا نکات که جمع نکته است و نکته +ات درست شده در کتاب ها ی تست یک تکواژ گرفته اند ملاک اینها چیست و اگر تمام جمع های مونث سالم را یک تکواژ می گیرند اعلام کنند دانش آموزان و دبیران هم سر در گم نشوند مثلاً اشکالات / توجهات / مبادلات / معادلات آیا این ها هم یک تکواژ هست؟

جواب:

با سلام

در مورد واژه هایی مانند بعضی ، برخی  و خیلی  که ریشه ی آنها عربی است که به همین صورت در زبان فارسی معیار کاربرد دارند. باید گفت به دلیل این که اگر تکواژ (ی) از آخر آنها حذف شود به صورت (بعض- برخ - خیل) در می آیند که  در زبان معیار فارسی امروز کاربردی ندارند بنا بر این اغلب زبان شناسان این گونه  واژه ها  را یک تکواژ به حساب می آورند .

در مورد واژه ی( نکات) باید توجه داشته باشید که این واژه جمع مکسر است نه جمع مونث سالم که (ات) در آن یک تکواژ باشدبنا بر این نکات از نکته + ات ساخته نشده است. و همان گونه که خودتان نیز فرموده اید (ات) اگر نشانه جمع مونث سالم باشد یک تکواژ تصریفی به حساب می آید و در این باره هیچ اختلاف نظری نیست . اشکال + ات (نشانه جمع مونث سالم)= (دو تکواژ)          نکات (جمع مکسر نکته)= یک تکواژ

 


موضوعات مرتبط: پاسخ به سوالات درسی
[ یکشنبه هشتم دی 1392 ] [ 14:54 ] [ گروه زبان و ادبیات فارسی متوسطه دلفان ]
سوال : لطفا بفرمایید واژه ( روحانی) چند تکواژ است ؟

جواب: دو تکواژ (روح + انی) هم چنین است واژه هایی مانند ظلمانی - جسمانی - طولانی و ...


موضوعات مرتبط: پاسخ به سوالات درسی
[ سه شنبه بیست و ششم آذر 1392 ] [ 1:48 ] [ گروه زبان و ادبیات فارسی متوسطه دلفان ]

سوال :سلام، خسته نباشید همکار گرامی ، از نظرات صائب شما استفاده نمودم .یک سؤال دیگر :در جمله ی « درختان را به خلعت نوروزی قبای سبز ورق در بر گرفته » آیا خلعت نوروزی استعاره می تواند باشد که در توضیحات قلمچی استعاره نوشته اند و در سؤال پیشرفت تحصیلی سوم ها هم داده بودند که گویا دو استعاره یکی فرش زمردین و یکی هم همین مورد را استعاره گرفته اند .رک . پیشرفت تحصیلی 92. ولی به نظر بنده ی حقیر قبای سبز ورق که اضافهی تشبیهی است و واژه ی ورق در جمله آمده خلعت نمی تواند استعاره باشد بلکه مشبه به است یعنی ورقی که مانند قبای سبز است آن قبای سبز ورق مانند خلعت نوروزی است که بر تن درختان کرده است . یعنی تشبیه در داخل تشبیه قرار دارد . لطفابا نظرات خودتان ما را دلگرم فرماید. ممنونم .

 

 با سلام و عرض ادب خدمت شما همکار گرامی

باسخ : در مورد بحثی که مطرح فرموده اید به نظر بنده ی حقیراز آنجا که (بخشیدن خلعت به درختان) استعاره مکنیه از نوع تشخیص است استعاره گرفتن آن مشکلی ندارد اما این که فرموده اید تشبیه در تشبیه است به نظر من در تشبیه دومی که فرموده اید (قبا مانند خلعت نوروزی است .) جای بحث دارد زیرا  اگر عبارت را به صورت عادی بر گردانیم ( - بر تن درختان به عنوان خلعت نوروزی ، لباسی سبزرنگ از جنس برگ پوشانده است.)مشخص می شود که در عبارت مورد نظر خلعتی که به درختان بخشیده شده است (تشخیص) همان برگ است که مانند لباسی سبز رنگ به نظر می رسد (تشبیه) . از این جهت به نظر بنده در این عبارت اگر بگوییم (برگ مانند لباس است ) درست است اما این که بگوییم (برگ مانند خلعت است) دور از ذهن است. زیرا جمله ی درست این است که (خلعت (درختان) برگ است .) یعنی (خلعتی از جنس برگ) نه این که (برگی مانند خلعت) . علاوه بر این از آنجا که مسائل ادبیات از مقوله های قابل تاویل هستند در اینجا از سخن دکتر سرمدی  یاد می کنم که می فرمود " در مسائل ادبی لقمه را از پشت سر در دهان نگذارید و مطالب را نپیچانید ، بهترین معنی یک عبارت همان است که ابتدا و بدون کش و قوس به ذهنتان می رسد"   تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.


موضوعات مرتبط: پاسخ به سوالات درسی
[ شنبه دوم آذر 1392 ] [ 12:14 ] [ گروه زبان و ادبیات فارسی متوسطه دلفان ]
درباره وبلاگ

به نام خداوند جان و خرد / گزین برتر اندیشه بر نگذرد
این وبلاگ با هدف اطلاع رسانی به همکاران و پاسخ گویی به سوالات ادبی دانش آموزان مقطع متوسطه ایجاد شده است دانش آموزان می توانند سوالات درسی خود را در زمینه های زبان و ادبیات فارسی ، آرایه های ادبی و تاریخ ادبیات در این وبلاگ قرار دهند تا حداکثر ظرف یک هفته پاسخ خود را در همین وبلاگ دریافت کنند .
حسین نظریان
سرگروه آموزشی زبان و ادبیات متوسطه شهرستان دلفان
موضوعات وب
امکانات وب